بزم اشک

هیئت قمر بنی هاشم (ع)

بزم اشک

مسعود ابره دری
بزم اشک هیئت قمر بنی هاشم (ع)

پخش کاریکاتور «چرخ گوشت» نحوه کشتار داعشیان +عکس

یک هواپیمای آمریکایی 60 هزار نسخه از کاریکاتور«چرخ گوشت» را در آسمان شهر رقه پایتخت داعش رها کرد.

به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، در این کاریکاتور شماری از جوانان در مقابل دفتر استخدام داعش به صف ایستاده اند. یکی از اعضای داعش نیز این جوانان را یکی از پس از دیگری به درون ماشین بزرگ چرخ گوشت که بر روی آن نوشته شده "داعش" می اندازد.

 


یک هواپیمای آمریکایی 60 هزار نسخه از کاریکاتور "چرخ گوشت" را در آسمان شهر رقه پایتخت داعش رها کرد.

 

شهر رقه در شمال سوریه محل استقرار ابوبکر بغدادی خلیفه گروه "دولت خلافت اسلامی" است.

 

در این کاریکاتور یک ماشین بزرگ چرخ گوشت به تصویر درآمده است که انسان ها را چرخ می کند و تعدادی از افراد نیز در صف قرار دارند.

 

دفتر استخدام داعش


وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد پخش این اطلاعیه تبلیغاتی در شهررقه در راستای جنگ روانی علیه داعش صورت گرفت.

 

پنتاگون اضافه کرد: واحد ویژه جنگ روانی این کاریکاتور درباره داعش را تهیه کرده است.

 

در این کاریکاتور شماری از جوانان در مقابل دفتر استخدام داعش به صف ایستاده اند. یکی از اعضای داعش نیز این جوانان را یکی از پس از دیگری به درون ماشین بزرگ چرخ گوشت که بر روی آن نوشته شده "داعش" می اندازد.

 

ارتش آمریکا گفته است با این اقدام تلاش می کند با تبلیغات داعش از طریق شبکه های اجتماعی برای جذب اعضای جدید مقابله کند.

 

گفتنی است در داعش، استفاده از کلمه داعش جرم است و استفاده کنندگان از این کلمه مجازات می شوند.

 

**لازم به ذکر است که خود این ها (دولت آمریکا و هم پیمانانش) این گروهک تروریست را ایجاد کردند برای عوض کردن چهره زیبای اسلام ناب محمدی(ص). حالا که به لطف الهی بلای جان خودشان هم شدند دست به کار شدند و بر علیه دوستان خود با هر وسیله ای اقدام می کنند.


موضوعات مرتبط: اخبار خاورمیانه
برچسب‌ها: داعش , داعشی , تروریست

تاريخ : یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ | 19:47 | نویسنده : مسعود ابره دری |

یاد امام زمان(ع)، تسلّی خاطر حضرت زهرا(س)/ نام"مهدی" از ابتدای هستی برای معصومان شناخته شده است

آخرین پیامبر(ص) الهی بارها برای خشنودی و تسلی پاره تن و جانش، در حساس‌ترین و بحرانی‌ترین، زمان‌ها، یاد مهدی(عج الله تعالی فرجه) را تقدیم می‌فرمود.

به گزارش خبرنگار معارف باشگاه خبرنگاران؛یکی از بزرگترین رمز و رازهای هستی و زیباترین پیوند ارتباط بین سرور خلایق،[1] امام مهدی(علیه السلام) و سرور زنان[2] حضرت زهرا(سلام الله علیها) است.

این چه سرّی است که بارها، گلواژه زیبا و دلنشین «مهدی» جسم و جان کوثر هستی را طراوت بخشید و گلستان حیاتش، با گل نرگس معطر گشت. یوسف زهرا(علیه السلام) نیز جام عمرش لبریز از عشق به مادر است. این ارتباط و پیوند وسیع و وثیق، سبب شده که خرمنی در این خصوص خلق شود و در این صفحه، خوشه‌هایی تقدیم می‌شود.

مهدی(عج الله تعالی فرجه) و مژده زهرا(سلام الله علیها)

پیامبر اسلام(ص) که خودش از بشارت به مهدی(عج الله تعالی فرجه) توسط جبرئیل امین، غرق در سرور و شادی است،[3] پاره تن خود را نیز غرق در شادی ساخته و می‌فرماید: «ابشری یا فاطمة فان المهدی منک؛[4] بشارت باد بر تو که مهدی از نسل توست.»

آری هرگاه پیامبر(ص) بخواهد، نازدانه‌اش را تا آخرین درجه، شاد سازد، سخن از مهدی(عج الله تعالی فرجه) به میان می‌آورد:

"و من ذریتک المهدی یملا الله عزوجل به الارض عدلا، کما ملئت عن قبله جورا»[5] و مهدی(عج) از فرزندان توست که خداوند متعال توسط او زمین را از عدل پر خواهد کرد، همچنانکه پیش از آن از جور پر شده است.

یاد مهدی(عج الله تعالی فرجه) تسلی زهرا(سلام الله علیها)

آخرین پیامبر(ص) الهی بارها برای خشنودی و تسلی پاره تن و جانش، در حساس‌ترین و بحرانی‌ترین، زمان‌ها، یاد مهدی(عج الله تعالی فرجه) را تقدیم می‌فرمود.

وقتی بغض، گلوی زهرا(سلام الله علیها) را می‌فشرد و اشک، گونه‌هایش را می‌شست، یکی از کارهای پیامبر(ص) برای خوشحالی و تسکین زهرا(سلام الله علیها) این جمله بود:

«والّذی نفسی بیده و منّا مهدی هذه الامّه الّذی یملأ الارض قسطاً و عدلا، کما ملئت ظلماً و جوراً؛ سوگند به آنکه جانم در دست اوست! مهدی(عج الله تعالی فرجه) این امت از ما خاندان است که خداوند به وسیلة او زمین را از عدل و داد پر می‌کند، همانگونه که از ستم و جور پر شده باشد».[6]

در روایت دیگری می‌فرماید: «مهدی(عج الله تعالی فرجه) این امت از ما خاندان است، آنگاه که دنیا را هرج و مرج فرا گیرد و آشوب‌ها آشکار گردد، راه‌ها بسته شده، برخی، بعضی دیگر را غارت کنند، بزرگان به کوچکان رحم نکرده و کوچکان احترام بزرگان را رعایت نکنند، در آن هنگام خداوند متعال نهمین هدایت‌گر از نسل حسین(عج) را بر می‌انگیزاند، او دژها و قلعه‌های گمراهی و دل‌های بسته شده را فتح می‌کند، او برای زنده ساختن دین در آخرالزمان قیام می‌کند. همچنان که من در اول زمان قیام کردم و زمین را از عدل و داد پر می‌کند همچنان که از جور و ستم پر شده باشد».[7]

آری! اشرف مخلوقات، یگانه دخترش، سرور زنان عالم را با یاد مهدی(عج الله تعالی فرجه) و مژدة ظهور دل‌داری می‌دهد. زیرا نام و یاد "مهدی" از ابتدای هستی برای معصومان شناخته شده است و حتی حضرت زهرا(سلام الله علیها) به هنگام نام بردن فرزندان معصومش برای سهل بن سعد انصاری به هنگام رسیدن به نام او در وصفش می‌فرماید:

«او کسی است که خداوند شرق و غرب زمین را به دست او می‌گشاید».[8]

مهدی(عج الله تعالی فرجه) زینت لوح فاطمه(سلام الله علیها)

در تولد امام حسین(علیه السلام) برای خشنودی و چشم‌روشنی مادر هستی، جبرئیل امین، هدیه آسمانی به عنوان حدیث لوح تقدیم نمود که درخشش تعابیر و تعاریف و توصیفات امام مهدی(عج الله تعالی فرجه) در این لوح جایگاه ویژه‌ای دارد.

به عبارت دیگر نام و یاد یوسف زهرا، جلوه‌ای ویژه در این عطیه مقدس و منور دارد، امام مهدی(عج الله تعالی فرجه) در این لوح منور با عنوان "رحمت بر عالمیان" "و کسی که کمال موسی و بهای عیسی و صبر ایوب دارد" ذکر گردیده است که جلال و جمال خاصی به این هدیه داده است».[9]

زهرا(سلام الله علیها) خواهان نرجس

حضور سبز طاهره مقدسه، زهرای مرضیه به همراهی حضرت مریم و هزار فرشتة بهشتی، برای افتخار بخشیدن به نرجس، جلوه‌ای از این راز و رمز است که سخنان حضرت مریم به نرجس خاتون در عالم خواب، ذره‌‌ای از این پرتو است. حضرت مریم به دخترش فرمود :

«زهرا سرور بانوان جهان و مادر همسر توست» لذا نرجس دامن زهرا را گرفته و اسلام آورد و بانوی عالم، عروسش را در آغوش گرفت.[10]

زهرا(سلام الله علیها) چشم انتظار دولت مهدی

تمام ظلم‌هایی که بر جهان هستی روا داشته شده پیامد ظلمی است که به حضرت زهرا(سلام الله علیها) شده و با نقشة شوم سقیفه، مدار خلافت را از خانة او به جای دیگری انتقال دادند، بنابراین مظلومان عالم به خصوص بزرگترین مظلومة عالم‌چشم انتظار دولت عدل فرزندش است که ظلمِ سنگین تاریخ پاسخ داده شود و ظهور رحمت واسعة الهی عزیزش، نعمتی برای ظالمان باشد.[11]

زهرا(سلام الله علیها) الگوی مهدی

برجسته‌ترین و گویا‌ترین این پیوند و ارتباط در کلام امام مهدی(عج الله تعالی فرجه) شکوفا شده است. یوسف زهرا(سلام الله علیها) می‌فرماید: «فی ابنه رسول الله لی اسوة حسنة»[12] و دختر پیامبر خدا(ص) برای من الگوی نیکویی است.

امام (عج الله تعالی فرجه) مانند مادرش زهرا(سلام الله علیها) با ایثار و تلاش و نپذیرفتن بیعت طاغوت‌ها خط مستقیم ولایت را معرفی و خط کفر و نفاق و بدعت را رسوا می‌سازد و در حقیقت دولتی که زهرا(سلام الله علیها) تشکیل داد صاحب آن مهدی است؛ بنابراین یکی از القاب مقدس امام زمان(عج) «صاحب الدولة الزهرا» است.[13]

اما آنچه از فرمایش امام مهدی(عج الله تعالی فرجه) درس می‌گیریم این است که فاطمه(سلام الله علیها) برترین الگو و سرمشق برای منتظران است؛ زیرا وقتی فاطمه(سلام الله علیها)، الگوی مهدی(عج الله تعالی فرجه) است، ما هم باید به امامِ خود اقتدا کنیم و دختر پیامبر را الگو خود قرار دهیم.

در پایان لازم است جلوه‌ای از توسل به حضرت زهرا(سلام الله علیها) و حضرت مهدی(عج الله تعالی فرجه) که هر دو سفره‌دار عالم هستند بیان شود:

علامه مجلسی روایت می‌کند، اگر حاجتی داشتی و سینه‌ات برای او تنگ شده، دو رکعت نماز بخوان؛ بعد از سلام نماز، سه مرتبه تکبیر بگو و تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) را بخوان؛ سپس به سجده برو و صد مرتبه بگو: «یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی»؛ پس گونة راست را بر زمین بگزار و همین را صد مرتبه بگو؛ و بعد از آن گونه چپ را بر زمین بگذار و همین را صد مرتبه بگو، و سپس به سجده برو و همین را صد و ده مرتبه بگو، و حاجت خود را یاد کن؛ به درستی که خداوند برآورده می‌کند، ان‌شاء‌الله‌تعالی.[14]

امام جواد(علیه السلام) هر روز، هنگام زوال به مسجد رسول خدا(صلی الله علیه وآله) رفته و پس از سلام و صلوات بر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به سراغ خانه مادرش زهرا(س) که در همان نزدیکی قبر پیامبر(صلی الله علیه وآله) می‌رفت و کفش‌هایش را در آورده و با نهایت ادب و خضوع، داخل خانه شده و در آنجا نماز و دعا می‌خواند و دقایق طولانی به عبادت مشغول می‌شد و هرگز دیده نشد به زیارت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) برود و سراغ مادرش را نگیرد.[15]

همچنین نقل است که آن حضرت در 4 سالگی به شدت در غم و اندوه غوطه‌ور شده بود، پدر بزرگوارش از سبب آن می‌پرسد. حضرت جواد(علیه السلام) از مصیبت‌های مادرش زهرا(سلام الله علیها) و انتقام عصر ظهور یاد می‌کند.[16]


پی نوشت ها:
[1] . «لو قد قام سید الخلق»، فروع کافی، ص 207، ح 346.
[2] . ر.ک فصلنامه انتظار، ش 7، ص 83 و ش 12، ص 414.
[3] . بحارالانوار، ج ،51 ص 77.
[4] . کنزالعمال، ج 2، ص 105.
[5] . بحارالانوار، ج 40، ص 66.
[6] . بحارالانوار، ج 28،ص 52.
[7] . بحارالانوار، ج 36، ص 307.
[8] . بحارالانوار، ج36 ، ص 352.
[9] . کمال الدین، ج 2، ص 290؛ بحارالانوار، ج 26 ص 159.
[10] . کمال الدین، ج 2، ص 384؛ بحارالانوار، ج 51 ص 61.
[11] . بحارالانوار، ج 22،ص 368.
[12] . بحارالانوار، ج53 ، ص 180.
[13] . نجم الثاقب، ص 80.
[14] . بحارالانوار، ج 102، ص254 ، ح 13.
[15] . همان.
[16] . چشمه در بستر، ص 505.


موضوعات مرتبط: حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
برچسب‌ها: امام زمان , حضرت زهرا , مهدی , عج الله تعالی فرجه , یوسف زهرا

تاريخ : جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ | 8:20 | نویسنده : مسعود ابره دری |

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور ایام فاطمیه 1394

 

 دانلود سخنرانی استاد رائفی پور 2تا6 فروردین 94 حقیقت نفاق

صوت ها

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-شب اول-65دقیقه-11مگابایت   دانلود فایل

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-شب اول-65دقیقه-37مگابایت

 

 

دانلود فایل

 

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-شب دوم-68دقیقه-11مگابایت   دانلود فایل

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-شب دوم-68دقیقه-38.93مگابایت

 

 

دانلود فایل

 

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-شب سوم-75دقیقه-13مگابایت   دانلود فایل

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-شب سوم-75دقیقه-43مگابایت

 

 

دانلود فایل

 

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-شب چهارم-78دقیقه-.44.8مگابایت   دانلود فایل

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-شب چهارم-78دقیقه-.13.4مگابایت

 

 

دانلود فایل

 

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-شب پنجم(آخر)-87دقیقه-.15مگابایت   دانلود فایل

دانلود سخنرانی استاد رائفی پور-شب پنجم(آخر)-87دقیقه-.50مگابایت

 

 

دانلود فایل

 

 

منبع: masaf.ir


موضوعات مرتبط: سخنرانی های مذهبی ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
برچسب‌ها: دانلود , سخنرانی , رائفی پور , فاطمیه , حقیقت نفاق

تاريخ : جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ | 7:39 | نویسنده : مسعود ابره دری |

میدونی امام زمان عج چه جور نیرویی میخواد؟

دانلود کلیپ

 

ولایت پذیری را از هارون مکی بیاموزیم

مأمون رقی می گوید:

 در محضر سرور و مولایم امام صادق(ع) بودم

 که سهل بن حسن خراسانی داخل شد،

 بر امام سلام کرد و نشست.

سپس گفت:

ای فرزند پیامبر! رحمت و رأفت از آن شماست و شما

 خاندان امامت هستید،

چه چیزی مانع اقدام شما برای گرفتن حکومت اسلامی می شود

 در حالی که شما همین الان از پیروان خود یکصد هزار

 شمشیرزن می توانی داشته باشی

 و آنان پیشاپیش شما شمشیر می زنند.

امام صادق(ع) به آن مرد خراسانی فرمود:

 خدا حقت را حفظ بکند بنشین.

 سپس امام صادق(ع) به حنیفه گفت: ای حنیفه تنور را آتش بزن.

حنیفه تنور را آتش زد و تنور یکپارچه آتش شد

و اطراف تنوراز شدت گرما سفید گشت.

امام صادق(ع) به آن مرد خراسانی فرمود:

بلند شو و خود را به تنور بینداز. 

 خراسانی گفت: سرور و مولایم! مرا با آتش معذب مکن و مرا از

 این امر معاف بدار، خداوند تو را معاف بدارد.

امام به او فرمود: تو را از این کار معاف کردم.

در این حال هارون مکی به محضر امام صادق(ع) رسید و

کفشش هم در دستش بود و بر امام سلام کرد.

 امام به هارون مکی فرمود: کفشت را به زمین بینداز

و برو در داخل تنور در میان آتش بنشین.

هارون مکی کفش خود را انداخت و در میان تنور نشست.

امام شروع کرد به گفتگو با آن مرد خراسانی و از اوضاع و

 احوال خراسان سؤال می کرد.

پس از آن به مرد خراسانی فرمود: بلند شو و نگاه بکن

 و ببین در تنور چه خبر است.

مرد خراسانی به تنور نگاه کرد و دید که هارون مکی

چهار زانو در میان آتش نشسته است.

پس از آن هارون مکی از تنور بیرون آمد

 و بر ما سلام کرد و نشست.

 امام به مرد خراسانی فرمود:

 در خراسان چند نفر مانند این فرد پیدا می شوند؟

خراسانی گفت:

 به خدا قسم حتی یک نفر هم مانند این فرد پیدا نمی شود.

پس از آن امام صادق(ع) فرمود:

ما در زمانی که پنج نفر یاور(واقعی) نداریم

 دست به قیام مسلحانه نمی زنیم.

ما بهتر از دیگران وقت خروج و قیام مسلحانه را می دانیم

 

 (بحارالانوار، ج ۴۷، چاپ بیروت، ص ۱۲۳، ح ۱۷۲، باب ۲۷ - )

(سفینه البحار، ماده هرن - منتهی الامال، ج ۲، ص ۲۶۷، چاپ هجرت).

 

منبع: mostazafin.tv


موضوعات مرتبط: شناخت و سخنان اهل بیت(ع) ، امام جعفر صادق علیه السلام ، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
برچسب‌ها: امام زمان , امام صادق , ولایت پذیری , هارون مکی

تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 11:53 | نویسنده : مسعود ابره دری |

آفتی به نام غیبت؛ تعارف گوشت برادر مرده در دید و بازدید سال‌نو

 زبان می‌تواند ما را تا آنجا پیش ببرد که گوشت برادر مرده خود را بخوریم. آیا کسی از ما در عالم ظاهر حاضر است در دید و بازدیدهای عید، به جای میوه‌ها گوشت برادر مرده به میهمانانش تعارف کند؟ این عبارت چقدر مشمئزکننده است؟ تصورش چقدر حال آدم را می‌تواند بد کند؟

بسم الله الرحمن الرحیم

زبان می تواند ما را به لغزشگاههای بزرگی بکشاند. زبان می تواند ما را تا آنجا پیش ببرد که گوشت برادر مرده خود را بخوریم. آیا کسی از ما در عالم ظاهر حاضر است در دید و بازدیدهای عید، به جای میوه ها گوشت برادر مرده به میهمانانش تعارف کند؟ این عبارت چقدر مشمئزکننده است؟ تصورش چقدر حال آدم را می تواند بد کند؟ آیا جز این است که وقتی ما در همین دید و بازدیدهای عید غیبت می کنیم در واقع گوشت برادر مرده را تناول می کنیم؟ شگفت است که بخش قابل توجهی از این معاصی که در دو آیه مذکور بر آن انگشت گذاشته می شود از مسخره کردن و عیب جویی و غیبت از سطح زبان جاری می شود.

روزهای پایانی سال، تقلا و هروله خیابان ها گواهی می دهند که تحولی در حال شکل گیری است. جنب و جوشی فضا را دربر می گیرد و آدم ها می خواهند رنگ های تازه را چه بر جامه ها و چه بر خانه هایشان دعوت کنند. این ها نشانه ها و مظاهر عید بیرونی است. عیدی که در بیرون و آنچه به چشم می بینیم در جریان است و می خواهد کهنگی ها و غبارها را با خود ببرد و سطح همه اشیا را صیقلی دهد.

اما جان ها هم عید دارند و عید جان ها جانان است، هر چیزی که ما را یک گام به جانان نزدیک کند عید جان است. جان ها هم غبار دارند و عید جان ها غبارروبی از جان است. به تعبیر لسان الغیب، "دل که آیینه شاهی است غباری دارد / از خدا می طلبم صحبت روشن رایی"

صحبت بر سر این است که اگر به موازات عید بیرونی و گشایشی که در طبیعت می بینیم و بهاری که بر سرشاخه های درختان با شکوفه ها جلوه گر شده، درون آدم ها به عید نرسد و غبارهای درون تکانده نشود طعم حقیقی عید چشیده نخواهد شد چون دل آیینه پروردگار است و تماشای الطاف پروردگار با زنگار و غبار نشسته بر دل ممکن نیست. و اصلا همه این جنب و جوش ها به خاطر آن است که آدمیان را لحظه تحویل سال در یک جا جمع کند و به این دعا برساند که: یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال. همه این تدبیرها به خاطر آن است که سرانجام آدمیان به آن حال خوش درونی یا احسن الحال - بهترین حال ها - دست یابند.

نقش زبان در ظهور عید مبارک

از زبان معصومین علیه السلام  بارها به این حقیقت اشاره شده که عید حقیقی زمانی در قلب انسان متجلی می شود که آدمی بتواند در برابر معاصی از قدرت و قوه توکل و استعانت از حق و پرهیز سود جوید و اگر یک روز را بی گناه پشت سر گذارد یعنی سعی کند از محرمات چشم بپوشد و از همه لغزشگاه های قلب و جوارح دوری جوید آن روز بر او مبارک و عید خواهد بود.  

اما یکی از مهم ترین لغزشگاه هایی که می تواند روز ما را نامبارک و بهار قلب هایمان را به خزان مبدل کند زبان است. زبان می تواند خزان زودرس قلب ها را فراهم کند. این است که در قرآن حکیم خطاب می شود: "ویل لکل همزه لمزه / وای بر هر غیبت کننده عیب جویی."  این همان زبان کوچک بی مقدار است که به تعبیر امیرالمؤمنین علی علیه السلام "جِرمه صغیر و جُرمه کبیر" است. این زبان کوچک که می تواند منشأ و مصدر بسیاری از گناهان باشد و روز ما را از روزی مبارک به روزی نامبارک مبدل کند و نگذارد آن روز بر ما خجسته و عید باشد.

وجه دوگانه زبان و رستگاری انسان

زبان وجه کاملا دوگانه ای دارد. کسی که می خواهد به عید برسد باید این هشیاری را در درون خود تقویت کند که این وجه دوگانه چیست؟ زبان همان اندازه که می تواند ما را با نور یعنی ماده اول و آخر عید آشتی دهد می تواند ما را به سمت تاریکی و ظلمات ببرد و با تیرگی ها پیوند دهد. زبان می تواند زایشگاه خیر باشد یا زایشگاه شر. همچنان که قرآن حکیم در آیه 257 سوره بقره می فرماید: "اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون / خدا یاور مؤمنان است. ایشان را از تاریکی ها به روشنی می برد. ولی آنان که کافر شده اند طاغوت یاور آنهاست که آن ها را از روشنی به تاریکی ها می کشد. اینان جهنمیانند و همواره در آن خواهند بود"

بخش مهمی از سیر انسان از ظلمت و تاریکی به سمت نور یا از سمت نور به سمت تاریکی و ظلمت به واسطه زبان صورت می گیرد به خاطر همین است که در فرهنگ اسلامی بارها و بارها به استفاده هشیارانه تر از زبان و فرآورده آن یعنی سخن دعوت می شود چون به همان میزان که زبان می تواند مرهم زخم باشد به همان میزان هم می تواند نمک پاش زخم ها باشد. به همان میزان که می تواند جراحت ها را خوب کند می تواند خود در مقام جراحت ساز زخم بزند.

اگر زبان پیامبر (ص)  نرم نبود رسالت سرانجام نمی‌یافت

اما اولیا و انبیا از زبان برای تألیف قلوب و بسط محبت و مروت میان خلق الله سود می برده اند و زبان شان در خدمت برجسته ترین سجایا و فضایل انسانی قرار می گرفته است اما همین  زبان که راه رهایی آدمیان از جهل ها و عنادها و کینه ورزی ها بوده وقتی در اختیار معاندان و مخالفان حق قرار می گرفته به واسطه همین زبان چه شروری که به وجود نمی آمده است.

قرآن حکیم در آیه 159 سوره آل عمران، رمز توفیق رسول الله (ص) در تشکیل امت واحده را در زبان پرمهر و عطوفت حضرت بیان می کند: "فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ / به سبب رحمت خداست که تو با آنها اينچنين خوشخوی و مهربان هستی. اگر تند خو و سخت دل می بودی از گرد تو پراکنده می شدند " در واقع آنچه در این آیه مورد توجه قرار گرفته این حقیقت است که اگر رسول الله صل الله علیه و آله و سلم آن زبان نرم و مهربانانه را در برخورد و گفتگو و دعوت هایشان نداشتند در آن صورت وظیفه رسالت به سرانجام نمی رسید و اساسا امتی شکل نمی گرفت. این همان نتیجه شگفت انگیزی است که از زبانی به ظاهر کوچک صادر می شود که دنیای بزرگی را در خود می آفریند و شکل می دهد.

وقتی زبان انسان در دست شیطان می‌افتد

قرآن حکیم در آیات 11 و 12 سوره حجرات، رموزی دیگر از تحول درون آدمی را که کاملا در استخدام زبان اوست و می تواند او را به میعاد عید و به گشایش بهاری در قلب و ذهنش بکشاند یا برعکس آدمی را از این نعایم بزرگ الهی بی نصیب گذارد بیان می کند. آن جا که نخست در آیه 11 می فرماید: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ / ای کسانی که ایمان آورده اید مباد که گروهی از مردان گروه دیگر را مسخره کند، شاید آن مسخره شدگان بهتر از آن ها باشند. و مباد که گروهی از زنان گروه دیگر را مسخره کند، شاید آن مسخره شدگان بهتر از آن ها باشند. و از هم عیب جویی مکنید و یکدیگر را به القاب زشت مخوانید. بد است عنوان فسق پس از ایمان آوردن. و کسانی که توبه نمی کنند خود ستمکارند."

سپس در آیه 12 همین سوره می فرماید: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ / ای کسانی که ایمان آورده اید از گمان فراوان بپرهیزید. زیرا پاره ای از گمان ها در حد گناه است. و در کارهای پنهانی یکدیگر جست و جو مکنید. از یکدیگر غیبت مکنید. آیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناخوش خواهید داشت. و از خدا بترسید زیرا خدا توبه پذیر و مهربان است."

همچنان که در این دو آیه به روشنی تصریح شده است زبان می تواند ما را به لغزشگاههای بزرگی بکشاند. زبان می تواند ما را تا آنجا پیش ببرد که گوشت برادر مرده خود را بخوریم. آیا کسی از ما در عالم ظاهر حاضر است در دید و بازدیدهای عید، به جای میوه ها گوشت برادر مرده به میهمانان تعارف کند و خود نیز دست به کار خوردن شود؟ این عبارت چقدر مشمئزکننده است؟ تصورش چقدر حال آدم را می تواند بد کند؟ آیا جز این است که وقتی ما در همین دید و بازدیدهای عید غیبت می کنیم در واقع گوشت برادر مرده را تناول می کنیم؟ شگفت است که بخش قابل توجهی از این معاصی که در دو آیه مذکور بر آن انگشت گذاشته می شود از مسخره کردن و عیب جویی و غیبت از سطح زبان جاری می شود.

منبع: شبستان،برگرفته از سایت جنبش مصاف (masaf.ir)


موضوعات مرتبط: نکات جالب قرآنی
برچسب‌ها: آفت غیبت , تعارف گوشت برادر مرده , دید و بازدید , سال‌نو

تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 11:45 | نویسنده : مسعود ابره دری |

جناب خلیفه اول در لحظات پایانی عمر خود ، از چه پشیمان بود؟

ندامت جناب خلیفه اول باعث شگفتی بسیاری از طرفداران ایشان می باشد و اولین واکنش اینست که آیا واقعا ایشان چنین گفته است؟ از چند جهت نکاتی مطرح است؟ علت پشیمانی چه می تواند باشد؟

گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز- حجت الاسلام حامد کاشانی: فرهنگ نیوز به مناسبت شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها در این مطلب، سوالی را پیرامون شهادت مظلومانه حضرت زهرا (س) مطرح می نماید و آن سوال این است که  جناب خلیفه اول در لحظات پایانی عمر خود ، از چه پشیمان بود؟
 
پاسخ اجمالی: ما انسان ها معمولا از رفتارهای خود دفاع می کنیم. چه بسا ساعت ها مجادله می کنیم که در فلان مورد حق با من بود ، یا من درست رفتار کردم و درست سخن گفتم. کمتر دیده شده که شخص از روی تواضع و انصاف بلافاصله به رفتار زشت خود اعتراف یا عذر خواهی کند. اما در لحظات پایانی عمر ، آن موقع که به قول معروف جان آدم به گلویش می رسد چشم آدمی باز می شود و می بیند که وای چه کرده است! 
 
تمام عمر ، در لحظه ای از مقابل چشم می گذرد. راه گریزی هم نیست. به زودی باید جواب دهم. اینجاست که اگر فرعون هم که باشی ، اما یقین به غرق شدن پیدا کنی فریاد می زنی: به خدای موسی ایمان آوردم. اما پاسخ اینست که: الآن؟ 
 
شاید جناب خلیفه اول هم دچار چنین حالی شده بود، که با تاسف شدید در لحظات پایانی گفت: ای کاش دربِ خانه ی فاطمه را نگشوده بودیم ، حتی اگر برای جنگ با ما بسته شده بود. 
 
به نظر می رسد ، هجوم به خانه ی وحی ، عذاب وجدان سنگینی در این لحظات برای جناب ایشان  به ارمغان آورده بود. هجوم به خانه ای که رسول خدا صلی الله علیه و آله جز با اذن به آن وارد نمی شد.
 
پاسخ تکمیلی: ندامت جناب خلیفه اول باعث شگفتی بسیاری از طرفداران ایشان می گردد. اولین واکنش اینست که آیا واقعا ایشان چنین گفته است؟ از چند جهت نکاتی مطرح است؟
 
منابع این ماجرا در کتب عامه:
باید گفت منابع زیادی این ماجرا را نقل کرده اند. از جمله:
 
الف) ابن زنجویه متوفای 251 ه ق در کتاب الاموال ج 1 ص 304 ؛ او که حمید بن مخلد بن قتیبۀ ازدی است و ذهبی او را امام حافظ کبیر و استاد نسائی و بخاری و مسلم و ابو داوود معرفی کرده. (سیر اعلام النبلاء . مدخل حمید بن زنجویۀ) و ابو حاتم می گوید: ابن زنجویه کسی است که سنت را در اطراف نیشابور آشکار کرد.
 
از پشیمانی خلیفه چنین روایت می کند: 
فوددت انی لم الف کشفت بیت فاطمۀ عن شیئ و ان کانوا قد اغلقوا علیّ الحرب.
 
ب) احمد بن یحیی بلاذری متوفای279 ه ق در کتاب انساب الاشرف ج 1 ص 251؛
او که ذهبی ، علامه ی ادیبش می خواند در کتابش از قول خلیفه می نویسد:
وددت انی لم افتش منزل فاطمۀ و لو نصب علیّ الحرب.
 
ج) طبری متوفای 310 ه ق در تاریخ خود ج 2 ص 353 ؛
او که به گفته یذهبی ، امام ، عالم عصر و صاحب تصانیف بدیعه است و از بزرگترین مجتهدان عامه می باشد؛ عبارت خلیفه را اینگونه نقل کرده:
فوددت انی لم اکشف بیت فاطمۀ عن شیئ و ان کانوا قد غلقوه علی الحرب. 
و طرق و منابع متعدد دیگر که عادتا اطمینان از صدور روایت را به همراه می آورد.
 
 
جالب است عالم برجسته ی عامه ، که بسیار هم مورد علاقه ی ابن تیمیه است ، یعنی ضیاء مقدسی متوفای، که امام و حافظ و قدوه و محقق و حجت و بقیۀ السلف می گویندش. این روایت را حسن می داند!! (یعنی واجب العمل)
 
راهکار! برای فرار از محتوای شگفت این خبر ، سعی شد ، آن را تضعیف کنند و جالب اینکه علوان بن داود برای نقل این روایت ، مجازات کرده و گفتند چون روایاتش این چنین منکر است ، به درد ما نمی خورد!!
اصلا خوب کردیم!!
ابن تیمیه می گوید اگر خلیفه گفته اصلا خوب کرده ! می خواسته منزل را بگردد و ببیند از اموال مردم چیزی آن جا نباشد!!! 
 
منابع ماجرا در کتب شیعه
این اعتراف جناب خلیفه که مورد توجه بزرگان قدمای شیعه هم واقع شده ، به ما می فهماند که هر دو مکتب ، این ماجرا را نقل کرده اند. از جمله:
الف) شیخ المحدثین صدوق متوفای 381ه ق در الخصال ص 172  
ب) شریف مرتضی متوفای 381 ه ق در الشافی ج4 ص 138 
ج) جناب ابوالصلاح حلبی متوفای 447 ه ق در تقریب المعارف ص 366 
د) علامه حلی متوفای 726 ه ق در چند کتاب خود از جمله نهج الحق ص 265 و منهاج الکرامۀ ص 180 
سایر منابع مثل تاریخ یعقوبی ، مروج الزهب مسعودی ، تاریخ دمشق

موضوعات مرتبط: آیا میدانید؟ ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ، فتنه, وهابیت
برچسب‌ها: حضرت فاطمه , فاطمیه , پشیمانی , خلیفه اول , لحظات پایانی عمر

تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 11:31 | نویسنده : مسعود ابره دری |

جناب خلیفه اول در لحظات پایانی عمر خود ، از چه پشیمان بود؟

ندامت جناب خلیفه اول باعث شگفتی بسیاری از طرفداران ایشان می باشد و اولین واکنش اینست که آیا واقعا ایشان چنین گفته است؟ از چند جهت نکاتی مطرح است؟ علت پشیمانی چه می تواند باشد؟

گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز- حجت الاسلام حامد کاشانی: فرهنگ نیوز به مناسبت شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها در این مطلب، سوالی را پیرامون شهادت مظلومانه حضرت زهرا (س) مطرح می نماید و آن سوال این است که  جناب خلیفه اول در لحظات پایانی عمر خود ، از چه پشیمان بود؟
 
پاسخ اجمالی: ما انسان ها معمولا از رفتارهای خود دفاع می کنیم. چه بسا ساعت ها مجادله می کنیم که در فلان مورد حق با من بود ، یا من درست رفتار کردم و درست سخن گفتم. کمتر دیده شده که شخص از روی تواضع و انصاف بلافاصله به رفتار زشت خود اعتراف یا عذر خواهی کند. اما در لحظات پایانی عمر ، آن موقع که به قول معروف جان آدم به گلویش می رسد چشم آدمی باز می شود و می بیند که وای چه کرده است! 
 
تمام عمر ، در لحظه ای از مقابل چشم می گذرد. راه گریزی هم نیست. به زودی باید جواب دهم. اینجاست که اگر فرعون هم که باشی ، اما یقین به غرق شدن پیدا کنی فریاد می زنی: به خدای موسی ایمان آوردم. اما پاسخ اینست که: الآن؟ 
 
شاید جناب خلیفه اول هم دچار چنین حالی شده بود، که با تاسف شدید در لحظات پایانی گفت: ای کاش دربِ خانه ی فاطمه را نگشوده بودیم ، حتی اگر برای جنگ با ما بسته شده بود. 
 
به نظر می رسد ، هجوم به خانه ی وحی ، عذاب وجدان سنگینی در این لحظات برای جناب ایشان  به ارمغان آورده بود. هجوم به خانه ای که رسول خدا صلی الله علیه و آله جز با اذن به آن وارد نمی شد.
 
پاسخ تکمیلی: ندامت جناب خلیفه اول باعث شگفتی بسیاری از طرفداران ایشان می گردد. اولین واکنش اینست که آیا واقعا ایشان چنین گفته است؟ از چند جهت نکاتی مطرح است؟
 
منابع این ماجرا در کتب عامه:
باید گفت منابع زیادی این ماجرا را نقل کرده اند. از جمله:
 
الف) ابن زنجویه متوفای 251 ه ق در کتاب الاموال ج 1 ص 304 ؛ او که حمید بن مخلد بن قتیبۀ ازدی است و ذهبی او را امام حافظ کبیر و استاد نسائی و بخاری و مسلم و ابو داوود معرفی کرده. (سیر اعلام النبلاء . مدخل حمید بن زنجویۀ) و ابو حاتم می گوید: ابن زنجویه کسی است که سنت را در اطراف نیشابور آشکار کرد.
 
از پشیمانی خلیفه چنین روایت می کند: 
فوددت انی لم الف کشفت بیت فاطمۀ عن شیئ و ان کانوا قد اغلقوا علیّ الحرب.
 
ب) احمد بن یحیی بلاذری متوفای279 ه ق در کتاب انساب الاشرف ج 1 ص 251؛
او که ذهبی ، علامه ی ادیبش می خواند در کتابش از قول خلیفه می نویسد:
وددت انی لم افتش منزل فاطمۀ و لو نصب علیّ الحرب.
 
ج) طبری متوفای 310 ه ق در تاریخ خود ج 2 ص 353 ؛
او که به گفته یذهبی ، امام ، عالم عصر و صاحب تصانیف بدیعه است و از بزرگترین مجتهدان عامه می باشد؛ عبارت خلیفه را اینگونه نقل کرده:
فوددت انی لم اکشف بیت فاطمۀ عن شیئ و ان کانوا قد غلقوه علی الحرب. 
و طرق و منابع متعدد دیگر که عادتا اطمینان از صدور روایت را به همراه می آورد.
 
 
جالب است عالم برجسته ی عامه ، که بسیار هم مورد علاقه ی ابن تیمیه است ، یعنی ضیاء مقدسی متوفای، که امام و حافظ و قدوه و محقق و حجت و بقیۀ السلف می گویندش. این روایت را حسن می داند!! (یعنی واجب العمل)
 
راهکار! برای فرار از محتوای شگفت این خبر ، سعی شد ، آن را تضعیف کنند و جالب اینکه علوان بن داود برای نقل این روایت ، مجازات کرده و گفتند چون روایاتش این چنین منکر است ، به درد ما نمی خورد!!
اصلا خوب کردیم!!
ابن تیمیه می گوید اگر خلیفه گفته اصلا خوب کرده ! می خواسته منزل را بگردد و ببیند از اموال مردم چیزی آن جا نباشد!!! 
 
منابع ماجرا در کتب شیعه
این اعتراف جناب خلیفه که مورد توجه بزرگان قدمای شیعه هم واقع شده ، به ما می فهماند که هر دو مکتب ، این ماجرا را نقل کرده اند. از جمله:
الف) شیخ المحدثین صدوق متوفای 381ه ق در الخصال ص 172  
ب) شریف مرتضی متوفای 381 ه ق در الشافی ج4 ص 138 
ج) جناب ابوالصلاح حلبی متوفای 447 ه ق در تقریب المعارف ص 366 
د) علامه حلی متوفای 726 ه ق در چند کتاب خود از جمله نهج الحق ص 265 و منهاج الکرامۀ ص 180 
سایر منابع مثل تاریخ یعقوبی ، مروج الزهب مسعودی ، تاریخ دمشق

موضوعات مرتبط: آیا میدانید؟ ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ، فتنه, وهابیت
برچسب‌ها: حضرت فاطمه , فاطمیه , پشیمانی , خلیفه اول , لحظات پایانی عمر

تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 11:31 | نویسنده : مسعود ابره دری |

صحبت های متفاوت هلالی درخصوص شهدای افغان مدافع حرم

تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 10:56 | نویسنده : مسعود ابره دری |

بازخوانی نامه تاریخی امام خمینی (ره) به منتظری

قبل از بازخوانی نامه ، چند سؤال راهبردی :

۱ - چرا مجمع روحانیون مبارز بر پنهان کردن این نامه و بلد نمودن از منتظری اصرار داشته و دارد؟؟

۲ - صرف نظر از علائق سیاسی افراد که قابل احترام است آیا این اصرار جاهلانه ی مجمع و مشخصاً دبیر کل آن ( خاتمی فتنه گر) دلیلی خوب ، محکم و کافی بر فاصله گرفتن این جریان سیاسی از نظام و ولایت فقیه نيست؟؟

۳ - اگر جنازه ی منتظری که با هوشیاری و تدبير رهبری معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای ، در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها دفن شد ، با اصرار مجمع روحانیون و...مثلا در نجف آباد دفن می شد ، امروز مردم و نظام واقعاً ، با چه فاجعه و فتنه ی دائمی و سالانه ای مواجه بودند؟؟

متن نامه6/1/68 بدين شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي منتظري
با دلي پرخون و قلبي شكسته چند كلمه اي برايتان مي نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته ايد كه نظر تو را شرعا بر نظر خودم مقدم مي دانم: خدا را در نظر مي گيرم و مسائل را گوشزد مي كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من دست ليبرال ها و از كانال آنها به منافقين مي سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده ايد. شما در اكثر نامه ها و صحبت ها و موضعگيري هايتان، نشان داديد كه معتقديد ليبرال ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه مي گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده اي براي جواب به آنها نمي ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي بينيد كه چه خدمت ارزنده اي به استكبار كرده ايد. در مسأله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين تر مي دانستيد و با اين كه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است، مرتب پيغام مي داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمي باشيد و به طلابي كه براي شما پول مي آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند.

بحمدلله از اين پس شما مسأله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعا مقدم بر نظر خود مي دانيد -كه مسلما منافقين صلاح نمي دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي شويد كه آخرتتان را خراب تر مي كند- با دلي شكسته و سينه اي گداخته از آتش بي مهري ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي كنم ديگر خود دانيد:

1. سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال ها نريزد.

2. از آنجا كه ساده لوح هستيد و سريعا تحريك مي شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.

3. ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.

4. نامه ها و سخنراني هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه هاي گروهي به مردم مي رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان-روحي له الفدا- و خون هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد، براي اين كه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.

والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده لوح مي دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل كرده كه مفيد براي حوزه هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهايتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي كنم.

والله قسم، من با نخست وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدمي خوبي مي دانستم.

والله قسم، من رأي به رياست جمهوري بني صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.

سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم:

من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستانم مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت بر نمي دارم. من كار به تاريخ و آن چه اتفاق مي افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيبمان پيمان بسته ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تأثير دروغ هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي كنند، نگردند.

 از خدا مي خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست او است.

والسلام
يكشنبه 6/1/68
روح الله الموسوي الخميني».(ر.ك: صحيفه امام(ره)، ج 21، ص 330)

 

منبع: hizbullahcyber.com


موضوعات مرتبط: سخنان امام خمینی
برچسب‌ها: امام , روح الله , خمینی , منتظری , صحيفه امام

تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 10:48 | نویسنده : مسعود ابره دری |

دستبند «یاحسین» برای وزیر اهل سنت عراق

به گزارش«شیعه نیوز»، «خالد العبیدی» وزیر دفاع عراق در جریان عملیات آزادسازی تکریت مرکز استان صلاح‌الدین عراق از یکی از مجاهدان عراقی هدیه جالبی دریافت کرد.

وزیر دفاع عراق که سنی مذهب است هفته گذشته به منظور نظارت بر روند عملیات نظامی علیه گروه تروریستی داعش در استان صلاح‌الدین وارد شهر مقدس سامراء شد به حرم مطهر امامین عسکریین(علیهم السلام) مشرف شد.

العبیدی پس از زیارت حرم مطهر در جوار مضجع شریف امامین عسکریین(علیهم السلام) نماز بر روی مُهر خاک مقدس كربلا ـ تربت كنار مرقد سيدالشهداء(علیه السلام) ـ اقامه کرد.

وزیر دفاع عراق روز گذشته از یکی از رزمندگان مردمی عملیات آزادسازی تکریت دستبد جالبی هدیه گرفت و با افتخار آن را بر روی دست راست خود بست.

بر روی این دستبند سیاه‌رنگ نوشته شده: MY BLOOD ISN’T WORTH MORE THAN HUSSAIN’S «خون من از خون حسین با ارزش‌تر نیست».

همچنین عبارت «یاحسین(علیه السلام)» بر روی قسمت دیگری از این دستبد نوشته شده است.

 


موضوعات مرتبط: عکس های موضوعی ، داستانهای خواندنی دلنشین ، یاران عاشورایی ، امام علی النقی (هادی) علیه السلام ، امام حسن عسکری علیه السلام ، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

تاريخ : شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ | 16:10 | نویسنده : احسان گل محمدی |
پخش کاریکاتور «چرخ گوشت» نحوه کشتار داعشیان +عکس
یاد امام زمان(ع)، تسلّی خاطر حضرت زهرا(س)/ نام"مهدی" از ابتدای هستی برای معصومان شناخته شده است
دانلود سخنرانی استاد رائفی پور ایام فاطمیه 1394
میدونی امام زمان عج چه جور نیرویی میخواد؟
آفتی به نام غیبت؛ تعارف گوشت برادر مرده در دید و بازدید سال‌نو
جناب خلیفه اول در لحظات پایانی عمر خود ، از چه پشیمان بود؟
جناب خلیفه اول در لحظات پایانی عمر خود ، از چه پشیمان بود؟
صحبت های متفاوت هلالی درخصوص شهدای افغان مدافع حرم
بازخوانی نامه تاریخی امام خمینی (ره) به منتظری
دستبند «یاحسین» برای وزیر اهل سنت عراق
حاج منصور ارضی سر سفره رزمندگان
حرم امام رئوف در سال نو
کشف انگشترهزارساله‌ مزین به نام الله
قرآن بخوان ماهی ببر
نوروزتان فاطمی
پادکست بررسی دروغ های ماهواره توسط استاد رائفی پور
آیت اللهی که در حال بیهوشی "پرفسور برلون" را مسلمان کرد
رونمایی از نرم‌افزار تلفن‌همراه KHAMENEI.IR
طنز دکتر سلام 70
معارف منتظران در کلام امام مهدی(عج)/ چرا به امام عصر، مهدی(عج) می‌گوییم؟
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.
اطلاعات سایت