مشاهده کامل آمار
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
درباره وبلاگ

اين وبلاگ متعلق به
((هيئت قمربني هاشم(ع)))
ميباشد.

آدرس حسينيه:
انتهای خیابان جیحون.خیابان شهید رنجبر.خیابان شهید غفوری
حسینیه حضرت قمربنی هاشم(ع)

با نوای ذاکرین اهل بیت (ع)

پنجشنبه شبها
ساعت 21 الی 23

به امید دیدار...
روابط عمومی: 09365357125
ایمیل:
bazmeashk@yahoo.com
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
ابر برچسب ها
بزم اشک (1088) ,  علی اکبر لطیفیان (402) ,  بانک اشعار روضه (393) ,  مفاتیح الجناح (345) ,  مقالات حضرت زهرا (339) ,  مقالات ویژه فاطمیه (297) ,  مقالات ویژه شهادت حضرت فاطمه (296) ,  بانک اشعار ولادت امام حسین (139) ,  اشعار مخصوص ولادت امام حسین (139) ,  اشعار ولادت امام حسین (139) ,  قرآن کریم (118) ,  قرآن آنلاین (117) ,  متن کامل قرآن کریم (117) ,  پوستر (116) ,  داستانی از کرامات امام حسین (73) ,  داستانی از عظمت امام حسین (73) ,  bazmeashk (70) ,  بانک احادیث معصومین (67) ,  بانک احادیث امامان (67) ,  احدیث امام علی (67) ,  احادیث چهارده معصوم (67) ,  احادیث امام حسن (67) ,  شعر مرثیه حضرت زهرا (64) ,  ع (63) ,  شعر مدح امام حسین (58) ,  همه ی هیئت های تهران (57) ,  لیست هیئت های مذهبی (57) ,  برنامه های مذهبی هیئت ها (57) ,  اخبار از برنامه های هیئت ها (57) ,  صحیفه سجادیه (55) ,  برنامه های همه ی مداحان تهران (54) ,  آدرس همه ی حسینیه های تهران (54) ,  اسامی همه ی مداحان (54) ,  اسامی همه ی سخنران های هیئت (54) ,  متن صحیفه سجادیه (54) ,  صحیفه سجادیه آنلاین (54) ,  دعاهای سجادیه (54) ,  داستان هایی از امام حسن (45) ,  داستان هایی از زندگانی امام حسن (44) ,  داستانه های زندگی امام حسن (44) ,  س (43) ,  وظایف منتظران (41) ,  وظایف مومنان نسبت به امام زمان (41) ,  وظایف عاشقان امام زمان (41) ,  شعر امام حسین (40) ,  حضرت علی اکبر (39) ,  شعر مخصوص محرم (38) ,  شعر برای محرم (38) ,  شعر ویژه عاشورا (38) ,  داستان هایی از امام حسین (37) ,  داستان هایی اززندگی امام حسین (36) ,  ویزه روز جوان (35) ,  متن ادبی ولادت امام حسین (33) ,  شعر فراق امام زمان (32) ,  بانک زندگی نامه علمای دین (31) ,  مرجع زندگی نامه بزگان دین (31) ,  دعای هرروز ماه مبارک رمضان (31) ,  دعای سی روز ماه مبارک رمضان (31) ,  همه ی دعاهای ماه مبارک رمضان (31) ,  سخنرانی های ایام فاطمیه (30) ,  سخنرانی های مذهبی (30) ,  عکس (30) ,  امام حسین (27) ,  متن ادبی ویژه ولادت امام حسین (27) ,  متن ادبی مخصوص ولادت امام حسین (27) ,  زیبایی های حضرت فاطمه (26) ,  حسنات حضرت فاطمه (26) ,  مقالات مذهبی فاطمیه (25) ,  مقالات شهادت حضرت فاطمه (25) ,  شعر ولادت حضرت علی اکبر (24) ,  شعر ویژه ولادت حضرت علی اکبر (24) ,  داستان های آموزنده (24) ,  امام رضا (23) ,  امام زمان (23) ,  حضرت زینب (23) ,  اخلاق حضرت زهرا (23) ,  شخصیت حضرت زهرا (23) ,  الگوهای شخصیت حضرت زهرا (23) ,  الگوهای اخلاق حضرت زهرا (23) ,  متن ادبی ولادت امام حسن (22) ,  متن ادبی به مناسبت ولادت امام حسن (22) ,  متن ادبی ویژه ولادت امام حسن (22) ,  شعر فاطمیه (22) ,  شعر گودال قتلگاه (22) ,  شعر مدح حضرت زهرا (20) ,  حدیث (20) ,  islam (19) ,  داستانی از مسلمان شدن (19) ,  داستانی از به اسلام گرویدن (19) ,  اسرار شهادت حضرت فاطمه (18) ,  ماجرای دقیق شهادت حضرت فاطمه (18) ,  حقیقت شهادت حضرت فاطمه (18) ,  داستان های مذهبی (18) ,  شخصیت حضرت زینب (18) ,  علیها السلام (18) ,  در كوفه (18) ,  نقش حضرت زینب در واقعه عاشورا (18) ,  سرگذشت پیامبران (17) ,  ولادت حضرت زینب (17) ,  حضرت زهرا (17) ,  مقالات ویژه ولادت حضرت زهرا (17) ,  مقالات مجری درباره ی روز مادر (17) ,  داستان هایی از شیعه شدن سنی ها (16) ,  اخلاق حضرت فاطمه (16) ,  مقالات ادبی فاطمیه (16) ,  مقالات ادبی شهادت حضرت فاطمه (16) ,  متن های ادبی شهادت حضرت زهرا (16) ,  مقالات در مورد ولادت امام حسن (16) ,  علیه السلام (16) ,  شهادت (16) ,  رفتار حضرت زهرا (16) ,  شعر مدح امام رضا (16) ,  اخلاق و رفتار حضرت زهرا (16) ,  شعر ولادت امام حسین (16) ,  کربلایی مرتضی فرهنگ (15) ,  داستان های کوتاه قرآنی (15) ,  نماز (15) ,  کربلا (15) ,  نشانه های ظهور (15) ,  فاطمیه (15) ,  مقالات ولادت امام حسن (15) ,  مقالات ویژه ولادت امام حسن (15) ,  کتاب حضرت زهرا (15) ,  صفات حضرت زهرا (14) ,  صفات حضرت فاطمه (14) ,  کتاب آنلاین ویژه شهادت حضرت فاطمه (14) ,  ویژگی های ظهور (14) ,  داعش (14) ,  انواع مرثیه محرمی (14) ,  انواع مقالات محرمی (14) ,  پیامبر (14) ,  نزدیک بودن ظهور (14) ,  احکام رهن و اجاره منزل (13) ,  احکام تقلب در امتحان (13) ,  متن ادبی ویژه ولادت حضرت زینب (13) ,  احکام صیغه (13) ,  اسم های حضرت فاطمه (13) ,  شعر مرثیه حضرت رقیه خاتون (13) ,  احکام تراشیدن ریش (13) ,  احکام بازی شطرنج و پاسور (13) ,  مرتضی فرهنگ (13) ,  علامت های ظهور (13) ,  شعر (13) ,  وهابیت (13) ,  داستان های قرآنی (13) ,  متون ادبی ویژه ولادت حضرت زینب (13) ,  متن ادبی ولادت حضرت زینب (13) ,  مقام و مرتبه حضرت فاطمه (12) ,  مقام حضرت فاطمه از دیدگاه دیگر ائمه (12) ,  شان حضرت زهرا (12) , 

 

امام رضا

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام فرزند خود را پربرکت ترین مولود برای شیعیان نامیدند. این جمله هر چند سرشار از بشارت است، ما را به یاد یکی از مشکلات تلخ آن حضرت از جانب منحرفان شیعه نما می‌اندازد. آنان که واقفیاننامیده می‌شوند، به حضرت رضا علیه السلام می‌گفتند تو اگر امام بودی و امامت در نسل تو بود باید فرزندی می‌داشتی که نداری. با تولد امام جواد علیه السلام این مشکل حل شد؛ اما این بار مشکل جدیدی از ناحیه نزدیکان برای امام رضا علیه السلام پیدا شد که در اینجا می خواهیم به شرح آن بپردازیم.

 

امام کم سن و سال، و شکّ نوظهور

با همه شادباشی که تولد امام جواد برای امام رضا علیهماالسلام آورد، مسأله ناراحت کننده‌ای قلب ایشان را می‌آزرد که عبارت بود از شک بستگان نزدیکان آن حضرت نسبت به این مولود مبارک. عده‌ای از خویشان امام معتقد شدند که این کودک، از آن امام نیست و تیره‌پوست بودن این کودک را بهانه کردند و بر این مسأله آنقدر پافشاری کردند که حضرت رضا علیه السلام وادار به قبول نظر قیافه شناسان گردید.

قیافه شناسان مردمی بودند که از طریق نشانه‌هایی مثل چهره و اندام بدن اشخاص می‌توانستند نسبت اشخاص را تشخیص دهند و مثلاً بگویند این شخص برادر فلان شخص است. این ماجرا را به کمک روایتی که جلد اول کتاب کافی در صفحه 322 وجود دارد روایت می‌کنیم:

علی بن جعفر(برادر امام کاظم و عموی امام رضا علیهماالسلام) با حسن (نوه امام سجاد علیه السلام) می‌گفت: والله که خدا ابالحسن الرضا علیه السلام را یاری کرد.

حسن گفت: راست گفتی به خدا. برادرانش به او ظلم کردند.

علی بن جعفر گفت: راست گفتی به خدا. ما عموهایش هم به او ظلم کردیم.

حسن گفت: فدایت شوم جریان چه بود؟ من در آن واقعه نبودم.

علی گفت: برادران حضرت رضا علیه السلام و همچنین ما، به ایشان گفتیم که تا کنون امامی که تیره پوست باشد نداشته‌ایم. حضرت رضا فرمود: او پسر خود من است. گفتند: رسول خدا به کمک قیافه شناسان قضاوت کرده است، پس قیافه شناسان را بین ما و خودت حکم قرار بده. امام رضا علیه السلام فرمودند: شما بگویید بیایند و من آنها را صدا نزنم؛ ‌ضمناً به قیافه‌ شناس ها جریان را نگویید و در خانه تان بمانید.

این واقعه نشان می‌دهد که امکان دارد که به امام حق ایمان داشته باشیم؛ اما بر اثر پافشاری بر نظراتمان عملاً به مخالفت با او بپردازیم و علی رغم تأکیدات او، بر تفکرات خودمان اصرار بورزیم و حتی پیشنهادهایی هم به امام بدهیم

علی بن جعفر ادامه داد: وقتی قیافه شناس ها آمدند، ما را در باغ نشاندند. عموها و برادرها و خواهرهای ایشان به صف شدند و (برای اینکه قضاوت قیافه شناس ها دقیق باشد) حضرت رضا علیه السلام را با لباسی پشمین و سر و گردن پوشانیده، گفته بودند در حالی داخل باغ شود که خیال کنند وی کارگر باغ است. سپس ابوجعفر (امام جواد علیه السلام) را آوردند و به قیافه شناس ها گفتند: پدر این کودک را مشخص کنید. آن قیافه شناس ها گفتند: پدرش در اینجا نیست ولی این دو نفر عموهای پدر او و این شخص عموی او این خانم عمه اوست و اگر پدر او در این جمع باشد لابد آن آقایی است که داخل باغ است؛ زیرا شکل پاهای این کودک و آن مرد یکی است. وقتی حضرت رضا علیه السلام به سویشان آمد قیافه شناس ها گفتند: قطعاً این مرد پدر کودک است.

علی بن جعفر گفت: (در آن لحظه که حق مشخص شد) بلند شدم و آب دهان ابوجعفر (امام جواد علیه السلام) را مکیدم و به او گفتم شهادت می‌دهم که نزد خدا امام من هستی. در آنجا حضرت رضا علیه السلام گریست و فرمود:

ای عمو! مگر از پدرم نشنیده بودی که از قول پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «جانم فدای فرزند بهترین کنیزان، بانوی سودانی دهان ‌پاک و نجیب ‌زا ...»

 

امام جواد

 

پنج درس بسیار مهمی که باید آموخت

در اینجا می‌خواهیم واقعه‌ای که در بالا گفته شد را بشکافیم و به کمک آن برای زندگی خود درس هایی بگیریم:

 

 

نکته اول: خدا حکمتش را به دلخواه مردم قرار نمی‌دهد

شرایط و حکمت الهی اگر اقتضا کند، شخصیتی مانند حضرت جواد علیه السلام در سن نه سالگی دارای مقامات کامل امام می‌شود. همچنین تفاوت های ظاهری در رنگ پوست و غیره، هیچ یک به اجازه و صلاحدید بندگان خدا نیست بلکه در جهت مقابل، این بندگان هستند که باید خود را با خدا و حکمت او تطبیق دهند و جلوی کژتابی‌های نفس خود را بگیرند و در برابر حقیقتی که به وضوح می‌بینند راه انکار را کنار بگذارند.

 

نکته دوم: اعتقاد به امام در عین تکذیب او

این واقعه نشان می‌دهد که امکان دارد که به امام حق ایمان داشته باشیم؛ اما بر اثر پافشاری بر نظراتمان عملاً به مخالفت با او بپردازیم و علی رغم تأکیدات او، بر تفکرات خودمان اصرار بورزیم و حتی پیشنهادهایی هم به امام بدهیم.

یقیناً همه شیعیان ائمه اطهار علیهم السلام این چنین نبوده‌اند و آن افراد نیز گویا بعد از آن واقعه توبه کرده‌اند؛ اما این واقعه تا ابد برای ما این درس را می‌آموزد که حتی اگر امامزاده باشیم در معرض خطر هستیم.

 

نکته سوم: امامانی که خود را به شکل عادی نشان می‌دهند

برای ائمه اطهار علیهم السلام با آن قدرت های معنوی، بسیار ساده بود که شکّ های دل مردم را از راه های خارق العاده برطرف کنند؛ اما چنین نکردند. دیدیم که چگونه آن امامزادگان بزرگوار نیز از مسیر یقین خارج شدند اما امام رضا علیه السلام از راه‌های عادی مثل سخن گفتن و موعظه کردن و سرانجام رجوع ناخواسته به قیافه‌شناس پیش رفتند و از نفوذ معنوی خود برای مجاب کردن آنها استفاده نکردند.

تفکر در زندگی ائمه علیهم السلام به ما می‌آموزد که آنان در جامعه به شکلی کاملاً عادی ظاهر می‌شدند و از معجزات و کرامات به ندرت استفاده می‌کردند؛ به گونه‌ای که بدخواهان می‌توانستند بدخواهی کنند، شکاکان شکاکی کنند و دشمنان دشمنی کنند و آنها که در اندیشه خود تقوا نداشتند، نسبت های ناروای گوناگونی به آنها نسبت دهند؛ اما در این میان عده‌ کمی بودند که پاک و خالص شیعه ماندند و به امامت امام، معرفت داشتند و نشانه‌های اولی‌الامر را در آنها به وضوح می‌دیدند در حالی که حتی بستگان امام ممکن بود چنین نباشند.

تفاوت های ظاهری در رنگ پوست و غیره، هیچ یک به اجازه و صلاحدید بندگان خدا نیست بلکه در جهت مقابل، این بندگان هستند که باید خود را با خدا و حکمت او تطبیق دهند و جلوی کژتابی‌های نفس خود را بگیرند و در برابر حقیقتی که به وضوح می‌بینند راه انکار را کنار بگذارند

نکته چهارم: امامزادگان را به خاطر امامان تکریم می‌کنیم نه بخاطر خودشان

در واقعه بالا خواندیم که چگونه علی بن جعفر خودش را جزو ظالمان به امام رضا علیه السلام حساب می‌کرد و توبه کرد و از ثابت قدمان گردید. او به خلاف بسیاری از امامزادگان و به رغم آنکه به لحاظ سنی خیلی بزرگتر بود، ارادت خاص به حضرت جواد علیه السلام داشت و آن را به روشنی ابراز می‌کرد. سند این امر که در برخی مقالات به آن استناد شده است، در اصول کافی است. این امر به قدر و جلالت جناب علی بن جعفر نزد ما می‌افزاید. در حقیقت ما از آن رو به تکریم امامزادگان و سادات می‌پردازیم که یادگاران پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام هستند و ما را یاد آنها می‌اندازند؛ نه اینکه رفتار و منش آنها را رأساً الگو قرار دهیم و اشتباهاتشان را درست بپنداریم.

 

نکته پنجم: دانش و بهانه، همیاران بیماردلی

بهانه آنها تیره پوست بودن امام بود و نیز به رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله درباره قیافه شناسان استناد کردند؛ حال آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله خود به دنبال قیافه شناس ها نرفته بودند بلکه وقتی قیافه شناس ها پدر و پسری را که مردم به آنها بدگمان بودند را پدر و پسر اعلام کردند، آن حضرت خوشحال شدند (که بدگمانی های مردم از میان رفت).

از اینجا می‌آموزیم که اگر مراقب نفس خود نباشیم، دانش های قبلی هرچند ناقص و بی‌ربط را به بهانه‌ها پیوند می‌دهیم تا آنچه مطلوبمان است را نتیجه بگیریم. از این امر به خدا پناه می‌بریم.

 

 

روح الله رستگار صفت           

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 



آیت الله جاودان درباره امام جواد(ع) گفت: موقعی که مأمون تصمیم به ازدواج ام فضل با امام جواد (ع) گرفت، عباسیان برآشفتند؛ زیرا ترس آن داشتند که پس از مأمون، خلافت به خاندان علوی برگردد.
آیت الله جاودان مطلبی به مناسبت تولد امام جواد (ع) نوشته که قسمتی از متن آن در پی می آید:

آگاهی های تاریخی درباره زندگی امام جواد (ع) چندان گسترده نیست؛ زیرا افزون بر آن که محدودیتهای سیاسی همواره مانع از انتشار اخبار مربوط به امامان معصوم (علیه السلام) می گردید، تقیه و شیوه های پنهانی مبارزه که برای "حفظ امام و شیعیان از فشار حاکمیت" بود، عامل مؤثری در عدم نقل اخبار در منابع تاریخی است. افزون بر آن، زندگی امام جواد (علیه السلام) چندان طولانی نبوده است که اخبار فراوانی هم از آن در دسترس ما قرار گیرد.

و نیز گفتنی است، زمانی که امام رضا (علیه السلام) به خراسان برده شد، هیچ یک از اعضای خانواده خود را به همراه نبرد و در آنجا تنها زندگی می کرد. و از اخبار مربوط به شهادت امام رضا (علیه السلام) چنین بر می آید که امام جواد (علیه السلام) آن هنگام در مدینه اقامت داشت و تنها برای غسل پدر و اقامه نماز به آن حضرت در طوس حضور یافت.

هنگامی که مأمون بعد از شهادت امام رضا (علیه السلام) در سال 204 به بغداد بازگشت، از ناحیه حضرتش اطمینان خاطر پیدا کرده بود، ولی این را می دانست که شیعیان پس از امام رضا (علیه السلام) فرزند او را به امامت خواهند پذیرفت و در این صورت خطر همچنان بر جای خود خواهد ماند. او سیاست کنترل امام کاظم (علیه السلام) توسط پدرش را- که او را به بغداد آورده و زندانی کرده بود- به یادداشت و با الهام از این سیاست، همین رفتار را با امام رضا (علیه السلام) در پیش گرفت، ولی با ظاهری آراسته و فریبکارانه، به گونه ای که می کوشید نه تنها در ظاهر امر مسأله زندان و مانند آن در کار نباشد، بلکه با برخورد دوستانه، چنین تبلیغ شود که او علاقه و محبت ویژه نیز به ایشان دارد. اینک نوبت امام جواد (علیه السلام) فرا رسیده بود تا به نحوی کنترل شود. مأمون برای انجام این هدف، دختر خود را به عقد وی درآورد و او را داماد خود کرد. از همین رهگذر بود که مأمون به راحتی می توانست از طرفی امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف دیگر آمد و شد شیعیان و تماس های آنان را با آن حضرت زیر نظر بگیرد.

بر اساس برخی نقلها، مأمون پس از ورود به بغداد- در سال204- بلافاصله امام جواد (علیه السلام) را از مدینه به بغداد فراخواند.(1) افزون بر این، مأمون متهم بود که امام رضا (علیه السلام) را به شهادت رسانده است. اکنون می بایست با فرزند وی به گونه ای رفتار کند که از آن اتهام نیز مبرّی شود.

از روایتی که شیخ مفید از ریان بن شبیب نقل کرده، چنین بر می آید: موقعی که مأمون تصمیم به ازدواج ام فضل با امام جواد (علیه السلام) گرفت، عباسیان برآشفتند؛ زیرا ترس آن داشتند که پس از مأمون، خلافت به خاندان علوی برگردد، چنانکه درباره امام رضا (علیه السلام) هم به سختی دچار همین نگرانی شده بودند.(2) ولی به طوری که از دو روایت فوق برمی آید، آنان مخالفت خود را به گونه دیگری وانمود کرده و گفتند: دختر خود را به ازدواج کودکی درمی آورد که :" لَم یتَفَقَّهُ فی دینِ الله ولا یعرف حلاله من حرامه ولا فرضاً من سنّته"؛کودکی که تفقه در دین خدا ندارد، حلال را از حرام تشخیص نمی دهد و واجب را از مستحب باز نمی شناسد.

مأمون در مقابل این برخورد، مجلسی برپا کرد و امام جواد (علیه السلام) را به مناظره علمی با یحیی بن اکثم، بزرگترین دانشمند و فقیه سنی آن عصر، فراخواند تا بدین وسیله مخالفان و اعتراض کنندگان عباسی را به اشتباه خود آگاه کند.(3) این در حالی بود که بنا به این دو روایت، هنگام عقد ازدواج ام فضل با امام جواد (علیه السلام) هنوز به آن حضرت " صبی" اطلاق می شده است.

مكتب علمى امام جواد (علیه السلام(

مى ‏دانیم كه یكى از ابعاد بزرگ زندگى ائمه ما، بعد فرهنگى آنها است. این پیشوایان بزرگ هركدام درعصر خود فعالیت فرهنگى داشته در مكتب خویش شاگردانى تربیت می كردند و علوم و دانشهاى خود را توسط آنان در جامعه منتشر می كردند، اما شرائط اجتماعى و سیاسى زمان آنان یكسان نبوده است، مثلا در زمان امام باقر(علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) شرائط اجتماعى مساعد بود و به همین جهت دیدیم كه تعداد شاگردان و راویان حضرت صادق (علیه السلام) بالغ برچهار هزار نفر مى‏ شد، ولى از دوره امام جواد تا امام عسكرى )علیه السلام) به دلیل فشارهاى سیاسى و كنترل شدید فعالیت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعالیت آنان بسیار محدود بود و ازاین‏ نظر تعداد راویان و پرورش یافتگان مكتب آنان نسبت ‏به زمان حضرت صادق (علیه السلام) كاهش بسیار چشمگیرى را نشان می دهد.

بنابراین اگر مى‏ خوانیم كه تعداد راویان و اصحاب حضرت جواد (علیه السلام) قریب صد و ده نفر بوده ‏اند (4) و جمعا 250 حدیث از آن حضرت نقل شده (5)، نباید تعجب كنیم، زیرا از یك سو، آن حضرت شدیدا تحت مراقبت و كنترل سیاسى بود و از طرف دیگر، زود به شهادت رسید و به اتفاق نظر دانشمندان بیش از بیست و پنج‏ سال عمر نكرد!

درعین حال، باید توجه داشت كه در میان همین تعداد محدود اصحاب و راویان آن حضرت، چهره‏ هاى درخشان و شخصیتهاى برجسته ‏اى مانند: على بن مهزیار، احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى، زكریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازى، احمد بن محمد بن خالد برقى بودند كه هر كدام در صحنه علمى و فقهى وزنه خاصى به شمار می رفتند، و برخى داراى تالیفات متعدد بودند.

از طرف دیگر، روایان احادیث امام جواد (علیه السلام) تنها در محدثان شیعه خلاصه نمى‏ شوند، بلكه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقى از اسلام را از آن حضرت نقل كرده ‏اند. به عنوان نمونه «خطیب بغدادى‏» احادیثى با سند خود ازآن حضرت نقل كرده است. (6) هم چنین حافظ «عبد العزیز بن اخضر جنابذى‏» در كتاب «معالم العترة الطاهرة‏» (7) و مؤلفانى نیز مانند: ابو بكر احمد بن ثابت، ابواسحاق ثعلبى، و محمد بن مندة بن مهربذ در كتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتى از آن حضرت نقل كرده ‏اند. (8)

نحوه شهادت حضرت

درباره آمد و شد امام در مدینه و احترام مردم نسبت به آن حضرت، اطلاعات مختصری در پاره ای از روایات آمده است.(9)

فراخوانی آن حضرت به بغداد، در سال 220، توسط معتصم عباسی، آن هم درست در همان اولین سال حکومت خود، نمی توانست بی ارتباط با جنبه های سیاسی قضیه باشد. به ویژه که درست همان سال که حضرت جواد (علیه السلام) به بغداد آمد، رحلت کرد؛ این در حالی بود که تنها 25 سال از عمر شریفش می گذشت. عناد عباسیان با آل علی (علیه السلام) به ویژه با امام شیعیان که در آن زمان جمعیت متنابهی تابعیت مستقل آنها را پذیرفته بودند، شاهدی است بر توطئه حکومت در شهادت امام جواد علیه السلام. همچنین خواستن آن حضرت به بغداد و درگذشت وی در همان سال در بغداد، همگی شواهد غیرقابل انکاری بر شهادت آن بزرگوار به دست عوامل عباسی می باشد.

مرحوم شیخ مفید، با اشاره به روایتی درباره مسمومیت و شهادت امام جواد (علیه السلام)، رحلت آن حضرت را مشکوک دانسته است.(10) بنا به روایت مستوفی، عقیده شیعه بر این است که معتصم آن حضرت را مسموم نموده است.(11)

پاره ای از منابع اهل تسنن، اشاره بر این دارند که امام جواد (علیه السلام) به میل خود و برای دیداری از معتصم عازم بغداد شده است.(12) در حالی که منابع دیگر، حاکی از آنند که معتصم به ابن زیات مأموریت داد تا کسی را برای آوردن امام به بغداد بفرستد.(13) ابن صبّاغ نیز با عبارت" اِشخاص المعتصم له من المدینة"(14) این مطلب را تأیید کرده است.

مسعودی روایتی نقل کرده که بنابر آن، شهادت آن حضرت به دست ام فضل، در زمانی رخ داده که امام از مدینه به بغداد نزد معتصم آمده بود.(15) ام فضل پس از شهادت امام، به پاس این عمل خود به حرم خلیفه پیوست.(16) این نکته را نباید از نظر دور داشت که ام فضل در زندگی مشترک خود با امام جواد (علیه السلام) از دو جهت ناکام مانده بود:

نخست آن که از آن حضرت دارای فرزندی نشد.
دوم آن که امام نیز چندان توجهی به وی نداشت .

ام فضل یک بار (گویا از مدینه) نامه ای نگاشت و از امام نزد مأمون شکایت کرد و از این که امام چند کنیز دارد گله نمود، ولی مأمون در جواب او نوشت:

ما تو را به عقد ابوجعفر درنیاوردیم که حلالی را بر او حرام کنیم، دیگر از این شکایتها نکن.(17) به هر حال، ام فضل پس از مرگ پدر، امام را در بغداد مسموم کرد و راه یافتن او به حرم خلیفه و برخورداری از مواهب موجود در آن، نشانی از آن است که این عمل به دستور معتصم انجام شده است.(18) و بالاخره امام جواد (علیه السلام) به شهادت رسید و حرم مطهر ایشان در کاظمین عراق قرار دارد که ملجا و پناهگاه عاشقان ایشان است .

نمونه هايى از فضايل و سيره فردى امام محمد بن على الجواد(ع(

 
موسى بن قاسم گويد: به أبى جعفر ثانى (امام جواد) (ع) گفتم: خواستم به عوض شما و پدرتان طواف كنم، ولى می گويند از طرف اوصياء، طواف صحيح نيست؛ فرمود: نه، هر قدر بتوانى طواف كن، اين كار جايز است.

بعد از سه سال، به آن حضرت گفتم: من از شما اجازه خواستم كه از جانب شما و پدرتان طواف كنم، اجازه فرمودى، آنچه خدا خواست از طرف شما طواف كردم، بعد چيز ديگرى به نظرم آمد و به آن عمل كردم؟ امام فرمود: آن چيست ؟

گفتم: يك روز از طرف رسول الله (ص) سه بار طواف كردم، در روز دوم از طرف اميرالمؤمنين (ع) طواف به جاى آوردم، در روز سوم از جانب امام حسن و در روز چهارم از طرف امام حسين، روز پنجم بعوض على بن الحسين، روز ششم از أبى جعفر محمد بن على، روز هفتم از جعفر محمد، روز هشتم از جانب پدرت موسى بن جعفر روز نهم از جانب پدرت على بن موسى، روز دهم از جانب شما اى آقاى من!. اينها آنان هستند كه به ولايتشان عقيده دارم.

فرمود: آن وقت به خدا قسم به دينى اعتقاد دارى كه خداوند از بندگان غير آن را قبول ندارد، گفتم: گاهى هم از جانب مادرت فاطمه (س) طواف كردم وگاهى نكردم، فرمود: اين كار را زياد كن، اين انشاء الله أفضل اعمالى است كه می كنى(19).

 

پی نوشت:
1- الحیاة السیاسیة للامام الجواد(علیه السلام)، ص 65.

2- الارشاد، ص 319.

3- همان، صص319-320.

4- شیخ طوسى، رجال، الطبعة الاولى، نجف، منشورات المكتبة الحیدریة، 1381 ه. ق، ص 397-409. مؤلف «مسند الامام الجواد» تعداد یاران و شاگردان امام جواد را 121 نفر مى‏داند (عطاردی، شیخ عزیز الله، مسند الامام الجواد، مشهد، المؤتمر العالمی للامام الرضاعلیه السلام، 1410 ه. ق) و قزوینى آنها را جمعا 257 نفر مى‏داند (قزوینی، سید محمد كاظم، الامام الجواد من المهد الى اللحد، الطبعة الاولى، بیروت، مؤسسة البلاغ، 1408 ه. ق)

5- آقاى عطاردى در مسند الامام الجواد با احصائى كه كرده مجموع احادیث منقول از پیشواى نهم را در زمینه‏هاى مختلف فقهى، عقیدتى، اخلاقى، و... ، تعداد مذكور در فوق ضبط كرده است.

6- تاریخ بغداد، بیروت، دارالكتاب العربی،ج3، صص54 و55.

7- امین، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات،1403 ه. ق،ج2، ص 35.

8- ابن شهرآشوب،قم،المطبعة العلمیة،ج 4، ص384.

9- الکافی، ج1، صص492-493.

10- الارشاد، ص 326.

11- تاریخ گزیده ، صص 205-206.

12- الائمه الاثنی عشر، ابن طولون، ص 103؛ شذرات الذهب، ج2، ص 48.

13- بحارالانوار، ج50، ص8.

14- الفصول المهمه، ص 275.

15- مروج الذهب، ج3، ص 464.

16- الائمة الاثنی عشر، ابن طولون ص 104، الفصول المهمه، ص 276. ام فضل، خواهرزاده معتصم بود.

17- الارشاد، ص 323.

18- الکافی، ج 1، ص 323.

19- كافى: ج 4 ص 314 كتاب الحج باب الطواف والحج عن الائمه (ع).
منبع:مهر





برچسب ها : استاد جاودان, جوادالأئمه, فضایل

سنگ و طلا

در خلوت یاران اثری بهتر از این نیست
در چله گرفتن ثمری بهتراز این نیست

ما خم شراب از جگر غوره گرفتیم
در میکده ی ما هنری بهتر از این نیست

سجاده بیارید که تا صبح نخوابیم
در بین سحرها – سحری بهتر از این نیست

ما درد نگفتیم ولی باز دوا کرد
در شهر، طبیب دگری بهتر از این نیست

حق داشت بنازد پدر پیر مدینه
در هیچ کجایی پسری بهتر از این نیست

گفتند جواد است سر راه نشستیم
در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست

پر کرد به اجبار خودش کیسه ی ما را
در کوچه ی ما رهگذری بهتر از این نیست

گفتند سلامی بده و زائر او باش
دیدیم در عالم سفری بهتر از این نیست

پس زائر یاریم توکلت علی الله ما عبد نگاریم توکلت علی الله

ابروی تو و تیغ بلا فرق ندارند
در طرز شهادت شهدا فرق ندارند

کافی است که پای تو به یک سنگ بگیرد
این گونه که شد سنگ و طلا فرق ندارند

ایام طفولیت تو عین بزرگی است
در معجزه، ایام خدا فرق ندارند

از رحمت تو دور نبودند،سیاهان
وقت کرم تو، فقرا فرق ندارند

پایین سرسفره تو نیز چو بالاست
در خانه ی تو شاه و گدا فرق ندارند

ما کار نداریم رضا یا که جوادی
در مذهب ما آینه ها فرق ندارند

تو آمده ای تا که سرآمد شده باشی یکبار دگر نیز محمد شده باشی


بیمار شدن از من و عیسی شدن از تو


لب تشنه شدن ازمن و دریاشدن از تو



در راه عصای تو بیان کرد: امامی!


اعجاز عصا از تو و موسی شدن از تو



در مهد به اثبات خودت سعی نمودی


در کودکی ات این همه والا شدن از تو



چهل سال پدر – چشم به راه پسرش بود


حالا یکی یک دانه ی بابا شدن از تو



چشمان موفق به امید تو نشسته است


پس دست شفا از تو و بینا شدن از تو



تا زائر سرو قد و بالای تو باشد


جانم پسرم از پدر و پاشدن از تو


بگذار قدم های تو را خوب ببیند

در قامت تو جلوه ی محبوب ببیند


هستند کریمان دو عالم سرخوانت
یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت

اصلا حرم شاه خراسان حرم توست
هرصحن که گشتیم در آن بود نشانت

انگار که گهواره تو عرش زمین بود
وقتی پدر پیر تو می داد تکانت

تکبیر تو از داخل گهواره رسیده است
هستم اگر امروز مسلمان اذانت

یکبار پدر گفتن تو گر نمی ارزید
صدبار نمی رفت به قربان زبانت!

از چشم پدر دور مشو – گرگ زیاد است
براین پدرت حق بده باشد نگرانت

در راه مبادا قدمت خار ببیند

آن صورت چون برگ تو آزار ببیند


یک روز می آید که می افتد بدن تو لب تشنه بمانی و بخشکد چمن تو

یک روز می آید که می افتی و کنیزان
در خانه برقصند کنار بدن تو

ای یوسف زهرا - دل یعقوب فدای ...
آن لحظه ی خاکی شدن پیرهن تو

هرچند کلام تو در آواز شود گم
اما نزند هیچ کسی بر دهن تو





برچسب ها : بانک اشعار روضه, شعر مدح امام جواد, شعر ولادت امام جواد, علی اکبر لطیفیان

هر که سر خدمت نگار ندارد
هر چه که هم باشد اعتبار ندارد

بحث سر دیدن کریمی یار است
ور نه گدا بودن افتخار ندارد

وقت کرم دست تو به دست گدا خورد
بهتر از این لطف روزگار ندارد

شانه بزن بیشتر به زلف کمندت
این دل ما ترس تار و مار ندارد

صبح قیامت اگر تو دلبر مایی
هیچ کسی با بهشت کار ندارد

تا که خدا هست شاه و گدا هست
شاه اگر یار ماست روزی ما هست

لطف تو باشد اگر، حساب کدام است؟!
مهر تو باشد اگر، عذاب کدام است؟!

علت خلقت تویی در عشق و گر نه
جبر کدام است و انتخاب کدام است؟!

چله ای باید گرفت تا که بفهمیم
سرکه کدام است یا شراب کدام است؟!

این پدر پیر تو چگونه بخوابد
پهلوی گهواره ی تو، خواب کدام است؟!

روی تو و روی او... چگونه بفهمیم
در وسط این دو، آفتاب کدام است؟!

هیچ کسی مثل تو وجود ندارد
مثل تو و سفره ی تو جود ندارد

باز بینداز سمت ما نظرت را
نوکر دربار کن غلام درت را

جای تو عرش است و خاک قابل تو نیست
این طرفی کرده ای چرا گذرت را؟!

بعد چهل سال گریه کردن و هجران
این همه خوشحال کرده ای پدرت را!

بعد چهل سال، عاقبت شده وقتش
تا بگذارد به روی سینه سرت را

وای اگر وا شود ز چهره نقابت
پر کنی از کشته کشته دور و برت را

شهر پر است از حسود، حرز بینداز
یا که عوض کن مسیر رهگذرت را

در همه مولودهای قوم پیمبر
هیچ کسی نیست از تو با برکت تر

لطف تو را از ازل زیاد نوشتند
آینه ات را خدا نژاد نوشتند

خاک سر راه تو بهانه ی خلق است
خاک مرا از همین بلاد نوشتند

ایل و تبار مرا مرید نوشتند
ایل و تبار تو را مُراد نوشتند

هر چه خدا جود داشت داد به دستت
نام تو را این چنین، جواد نوشتند

یا کرم و یا جواد عبد تو هستم
حضرت باب الجواد عبد تو هستم

هفت زمین در خور کبوتر تو نیست
غیر بلندای عرش بستر تو نیست

وقت نماز شبت تجلی الله
هیچ کسی جز تو در برابر تو نیست

خواست پدر بوسه اش برای تو باشد
خوب شد این که کسی برادر تو نیست

گر چه علی اکبرِ امامِ رضایی
زخم ولی بر ضریح پیکر تو نیست

این شب جمعه بده جواب همه را
آب مگر مهریه ی مادر تو نیست

از چه علی اصغر از فرات ننوشید
از چه از آن مایه ی حیات ننوشید





برچسب ها : بانک اشعار روضه, شعر مدح امام جواد, علی اکبر لطیفیان

نسیمی از سر زلفت بهار دنیا شد
تو آمدی و امیدی به عشق پیدا شد

تو آمدی و خبر آمد از سرادق عرش
زمین برای همیشه پر از مسیحا شد

درست مثل زمان تولد زهرا
مدینه مثل زمین های مکه زیبا شد

هزار حظ منزه به دیده اش آمد
همین که چشم ستاره به روی تو وا شد

و آسمان اگر امروز این همه بالاست
به پای قامت طوبایی شما پا شد

صدای پای کریمانه تو می آید
دلم به پشت در خانه تو می آید

تو نور عشقی و حق آفتابتان کرده است
دعای سبزی و حق مستجابتان کرده است

میان خیل هزاران هزار بخشنده
برای جود خودش انتخابتان کرده است

هزار و چهار صد سال می شود که خدا
مرا پیاله به دست شرابتان کرده است

تو را سرشته و ادغام کرده با قرآن
تو را نوشته و حالا کتابتان کرده است

قسم به کعبه برای شفاعت فرداست
اگر جواد الائمه خطابتان کرده است

خدا سرشته تو را تا که مثل نور کند
کریمی اش به کریمی تو ظهور کنتد

مسیح سبز نفس های تو حیاتم داد
شعاع نور ضریحت به جاده ام افتاد

برای آنکه خدا حاجت مرا بدهد
مرا نوشت و مرید تو را نوشت مراد

به روی صفحه پیشانی ام ملائک تو
نوشته اند سگ خانه امام جواد

چگونه لطف نداری به این اسیری که
غلام حلقه به گوش تو بوده مادر زاد

صدای اول عشق و صدای آخر عشق
تمام عشقی و ای عشق خانه ات آباد

رسیده است به روی مهت سلام رضا
علی اکبر در خانه امام رضا


تو آمدی پی اکرام و هم نشینیمان
جواب عاطفه باشی به مستکینیمان

تو آمدی ز طبق های آسمان پایین
و کردی از پی چشمانتان زمینیمان

چگونه دست توسل نیاوریم آقا
تو آمدی که همیشه گدا ببینیمان

توی تو ماحصل چله توسل ها
تویی شراب طهورای اربعینیمان

تویی که حق خدایی به گردنم داری
تو آفریده شدی تا بیافرینیمان

تو را جواد و مرا آفریده ات کردند
قتیل آن دو کمان کشیده ات کردند

نگاه بی مثلت از تبار خورشید است
ضریح چشم قشنگت مدار خورشید است

کواکب از جریان تو نور می گیرند
طلوع نور شما تا دیار خورشید است

تو انعکاس جمال امام خورشیدی
شبیه آینه ای که کنار خورشید است

همین که سردی مان رفت و فصل گرما شد
به گوش خویش سرودم که کار خورشید است

قسم به حرمت خاک زمین کرب و بلا
به ان دیار که مهپاره بار خورشید است

جواب کودک خورشید سر بریدن نیست
جواب نور گلوی سحر بریدن نیست





برچسب ها : بانک اشعار روضه, شعر مدح امام جواد, علی اکبر لطیفیان

خواهر نداشتی که به جای تو جان دهد

یا گرد و خاک پیرهنت را تکان دهد

از روی خاک حجره سر خاکی تو را

بر دارد و به گوشه دامن مکان دهد

می خواهی آب آب بگویی نمی شود

گیرم که شد ولی چه کسی آبتان دهد؟

چندین کنیز را وسط حجره جمع کرد

می خواست دست و پا زدنت را نشان دهد

تا بام می شود سر سالم تری رسید

با شرط این که این لبه در امان دهد

بالا نشسته ای و جهان زیر پای توست

وقتش شده گلوی شهیدت اذان دهد





برچسب ها : بانک اشعار روضه, شعر مرثیه امام جواد, علی اکبر لطیفیان