مشاهده کامل آمار
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
درباره وبلاگ

اين وبلاگ متعلق به
((هيئت قمربني هاشم(ع)))
ميباشد.

آدرس حسينيه:
انتهای خیابان جیحون.خیابان شهید رنجبر.خیابان شهید غفوری
حسینیه حضرت قمربنی هاشم(ع)

با نوای ذاکرین اهل بیت (ع)

پنجشنبه شبها
ساعت 21 الی 23

به امید دیدار...
روابط عمومی: 09365357125
ایمیل:
bazmeashk@yahoo.com
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
ابر برچسب ها
بزم اشک (1025) ,  علی اکبر لطیفیان (402) ,  بانک اشعار روضه (393) ,  مفاتیح الجناح (345) ,  مقالات حضرت زهرا (339) ,  مقالات ویژه فاطمیه (297) ,  مقالات ویژه شهادت حضرت فاطمه (296) ,  اشعار ولادت امام حسین (139) ,  بانک اشعار ولادت امام حسین (139) ,  اشعار مخصوص ولادت امام حسین (139) ,  قرآن کریم (118) ,  قرآن آنلاین (117) ,  متن کامل قرآن کریم (117) ,  پوستر (115) ,  داستانی از کرامات امام حسین (73) ,  داستانی از عظمت امام حسین (73) ,  بانک احادیث معصومین (67) ,  بانک احادیث امامان (67) ,  احدیث امام علی (67) ,  احادیث چهارده معصوم (67) ,  احادیث امام حسن (67) ,  شعر مرثیه حضرت زهرا (64) ,  ع (63) ,  همه ی هیئت های تهران (57) ,  لیست هیئت های مذهبی (57) ,  برنامه های مذهبی هیئت ها (57) ,  اخبار از برنامه های هیئت ها (57) ,  bazmeashk (56) ,  متن صحیفه سجادیه (54) ,  صحیفه سجادیه آنلاین (54) ,  دعاهای سجادیه (54) ,  برنامه های همه ی مداحان تهران (54) ,  آدرس همه ی حسینیه های تهران (54) ,  اسامی همه ی مداحان (54) ,  اسامی همه ی سخنران های هیئت (54) ,  صحیفه سجادیه (54) ,  شعر مدح امام حسین (48) ,  داستان هایی از امام حسن (45) ,  داستان هایی از زندگانی امام حسن (44) ,  داستانه های زندگی امام حسن (44) ,  س (43) ,  وظایف منتظران (41) ,  وظایف مومنان نسبت به امام زمان (41) ,  وظایف عاشقان امام زمان (41) ,  حضرت علی اکبر (39) ,  داستان هایی از امام حسین (37) ,  داستان هایی اززندگی امام حسین (36) ,  ویزه روز جوان (35) ,  شعر فراق امام زمان (32) ,  بانک زندگی نامه علمای دین (31) ,  مرجع زندگی نامه بزگان دین (31) ,  دعای هرروز ماه مبارک رمضان (31) ,  دعای سی روز ماه مبارک رمضان (31) ,  همه ی دعاهای ماه مبارک رمضان (31) ,  سخنرانی های ایام فاطمیه (30) ,  سخنرانی های مذهبی (30) ,  عکس (30) ,  زیبایی های حضرت فاطمه (26) ,  حسنات حضرت فاطمه (26) ,  مقالات مذهبی فاطمیه (25) ,  مقالات شهادت حضرت فاطمه (25) ,  امام حسین (24) ,  داستان های آموزنده (24) ,  شعر ولادت حضرت علی اکبر (24) ,  شعر ویژه ولادت حضرت علی اکبر (24) ,  حضرت زینب (23) ,  اخلاق حضرت زهرا (23) ,  الگوهای شخصیت حضرت زهرا (23) ,  الگوهای اخلاق حضرت زهرا (23) ,  شخصیت حضرت زهرا (23) ,  شعر گودال قتلگاه (22) ,  شعر فاطمیه (22) ,  متن ادبی ولادت امام حسن (22) ,  متن ادبی به مناسبت ولادت امام حسن (22) ,  متن ادبی ویژه ولادت امام حسن (22) ,  شعر مدح حضرت زهرا (20) ,  islam (19) ,  حدیث (19) ,  داستانی از مسلمان شدن (19) ,  داستانی از به اسلام گرویدن (19) ,  امام زمان (18) ,  علیها السلام (18) ,  شخصیت حضرت زینب (18) ,  در كوفه (18) ,  اسرار شهادت حضرت فاطمه (18) ,  ماجرای دقیق شهادت حضرت فاطمه (18) ,  حقیقت شهادت حضرت فاطمه (18) ,  نقش حضرت زینب در واقعه عاشورا (18) ,  مقالات ویژه ولادت حضرت زهرا (17) ,  مقالات مجری درباره ی روز مادر (17) ,  سرگذشت پیامبران (17) ,  ولادت حضرت زینب (17) ,  داستان های مذهبی (17) ,  حضرت زهرا (17) ,  علیه السلام (16) ,  شهادت (16) ,  اخلاق و رفتار حضرت زهرا (16) ,  رفتار حضرت زهرا (16) ,  شعر مدح امام رضا (16) ,  مقالات ادبی فاطمیه (16) ,  مقالات ادبی شهادت حضرت فاطمه (16) ,  متن های ادبی شهادت حضرت زهرا (16) ,  اخلاق حضرت فاطمه (16) ,  داستان هایی از شیعه شدن سنی ها (16) ,  مقالات در مورد ولادت امام حسن (16) ,  مقالات ولادت امام حسن (15) ,  مقالات ویژه ولادت امام حسن (15) ,  کتاب حضرت زهرا (15) ,  داستان های کوتاه قرآنی (15) ,  امام رضا (15) ,  فاطمیه (15) ,  نشانه های ظهور (14) ,  نماز (14) ,  کتاب آنلاین ویژه شهادت حضرت فاطمه (14) ,  صفات حضرت زهرا (14) ,  صفات حضرت فاطمه (14) ,  نزدیک بودن ظهور (14) ,  ویژگی های ظهور (14) ,  متون ادبی ویژه ولادت حضرت زینب (13) ,  متن ادبی ولادت حضرت زینب (13) ,  احکام رهن و اجاره منزل (13) ,  احکام تقلب در امتحان (13) ,  شعر مرثیه حضرت رقیه خاتون (13) ,  احکام تراشیدن ریش (13) ,  احکام بازی شطرنج و پاسور (13) ,  علامت های ظهور (13) ,  پیامبر (13) ,  کربلا (13) ,  متن ادبی ویژه ولادت حضرت زینب (13) ,  احکام صیغه (13) ,  اسم های حضرت فاطمه (13) ,  داستان های قرآنی (13) ,  القاب حضرت فاطمه (12) ,  ولادت (12) ,  شعر (12) ,  وهابیت (12) ,  مقام و مرتبه حضرت فاطمه (12) ,  مقام حضرت فاطمه از دیدگاه دیگر ائمه (12) ,  شان حضرت زهرا (12) ,  شعر مرثیه حضرت علی اکبر (12) ,  گنج های معنوی (12) ,  شعر مرثیه شام و کوفه (11) ,  شعر مرثیه امام جعفر صادق (11) ,  حضرت فاطمه درنگاه معصومین (11) ,  شان حضرت فاطمه (11) ,  مرتضی فرهنگ (11) ,  تهاجم فرهنگی (11) ,  مسلمان (11) ,  قرآن (11) ,  نوروز (11) , 
 امام باقر(ع) : از رسول اکرم (ص) حدیث کرده است که فرمود : صبح کن و روزت را بگذران که یاعالم باشی یا علم آموز و بپرهیز از اینکه عمرت در لذائذ غفلت زا و کامجوئی های زیان بخش سپری گردد.  الحدیث جلد1 صفحه 54

 امام باقر(ع) : طبیعت بشر با شهوت و میل و حرص و ترس و خشم و لذت آمیخته شده است ، جز آنکه در بین مردم کسانی هستند که این پیوند و کشش طبیعی را با نیروی تقوی و حیاء و تنزه مهار کرده اند. موقعیکه نفس متجاوزت ، تو رابه گناه می خواند به آسمان با عظمت و کیهان حیرت زا نگاه کن و از خداوند بزرگی که جهان را آفریده و بر آن حکومت می کند بترس و از گناه خودداری کن ، اگر از خداوند توانا خوف نداری به زمین نظر افکن شاید از حکومت بشری و افکار عمومی شرم کنی و مرتکب معصیت نشوی ، اگر جرات و جسارتت به جایی رسیده که نه از حکومت الهی میترسی و نه از مردم زمین شرم داری خود را از صف انسانها خارج بدان و درعدد بهائم و حیوانات به حساب آور.  الحدیث جلد 1 صفحه 71

امام باقر(ع) از رسول اکرم (ص) حدیث کرده است که : اسلام دین محکم و قوی خداوند است ، راه مستقیم آن را با مدارا بپیمایید و تندروی ننمائید. الحدیث جلد 1 صفحه 92

امام باقر (ع ) : از اندرزهای لقمان حکیم به فرزندش این بود که فرزند عزیز ، کسی که با گناهکار شریک شود راه ناپاکی را از وی یاد می گیرد ، کسی که مجادله را دوست داشته باشد مورد فحش و دشنام واقع می شود ، کسی که در جایگاههای و مکانهای بدنام قدم بگذارد متهم خواهد شد ، کسی که با رفیق بد همگام گردد از فساد اخلاق سالم نمی ماند ، کسی که مالک زبان خود نباشد سرانجام پشیمان خواهد گشت. الحدیث جلد 3 صفحه 98

حضرت باقر (ع) : خداوند از مردم خواستار دو فضيلت است: 1- به نعمت‌ها اقرار كنند تا بر آن بيفزايد، 2- به گناهان اعتراف نمايند تا آنها را ببخشد. الحديث جلد 2  صفحه 182

 امام باقر (ع) : هر بنده‌اي از بندگان خدا روش گمراه‌كننده‌اي را بين مردم بنيان نهد، براي او گناهي همانند گناه كساني است كه مرتكب آن عمل شده‌اند، بدون آن كه از گناه عاملين آن كاسته شود. الحديث جلد 2  صفحه 155

 امام باقر (ع) : از اندرزهاي لقمان حكيم به فرزندش اين بود كه فرزند عزيز، كسي كه با گناهكار شريك شود راه ناپاكي را از وي ياد مي‌گيرد، كسي كه مجادله را دوست داشته باشد مورد فحش و دشنام واقع مي‌شود، كسي كه در جايگاه‌هاي بدنام قدم بگذارد متهم خواهد شد، كسي كه با رفيق بد همگام گردد از فساد اخلاق سالم نمي‌ماند، كسي كه مالك زبان خود نباشد سرانجام پشيمان خواهد گشت. الحديث جلد 2  صفحه 131

امام باقر (ع) : دنيا بازاري از بازارها است. گروهي از اين بازار خارج مي‌شوند، كالاي نافع و سودبخش مي‌برند و بعضي با متاع مضر و زيان‌بار از اين بازار بيرون مي‌روند. الحديث جلد 2  صفحه 39

  امام باقر (ع) : در دل هیچ انسانی کبر(تکبر) وارد نمی شود مگر آنکه عقلش به همان اندازه ناقص می شود ، خواه کم باشد یا زیاد . الحدیث جلد 2 صفحه 319

 امام باقر (ع) به جابر جعفی فرمود : ای جابر آگاه باش ، زمانی از دوستان ما به حساب می آیی که اگر تمام اهل یک شهر بگویند که تو مرد بدی هستی (یا انتقادت گویند ) سخن آنان غمگین و متاثرت نکند ، و اگر همه آنان گفتند تو مرد شایسته و خوبی هستی مسرور و خوشحالت ننماید (خوشحال نشوی ) بلکه اعمال و رفتارت را به کتاب خدا عرضه کن ، اگر دیدی کردار و گفتارت مانند قرآن است و در راه قرآن قدم بر می داری حرامهایش را ترک می کنی و خواسته های آن کتاب مقدس را با علاقه و میل انجام می دهی و از کیفر هایی که در راه آن آمده خائف و ترسانی در روش خود پابرجا و شادمان باش و بدان که گفته های مردم به تو زیانی نمی رساند ( خوشحال باش که پشت سرت حرف می زنند ، زیرا گناهان تو را به حساب آنها می نویسند و ثوابهایش را به حساب تو ) ولی اگر کارها و رفتارت مخالف قرآن بود و بر خلاف کتاب خدا قدم بر می داری ، چه چیز تو را از خودت غافل و بی خبر ساخته است .الحدیث جلد 2 صفحه 386

امام محمد باقر (ع) : پدرم فرمود : چهار صفت در هرکس باشد اسلامش کامل و گناهش آمرزیده است و هنگام مرگ خدا از او راضی خواهد بود : 1.چون با مردم پیمانی بندد برای خدا به عهدش وفا کند.2.زبانش راستگو باشد.3.از کاری که نزد خدا یا در نظر مردم زشت است شرم کند.4.اخلاقش با زن و فرزندش خوش باشد.نصایح صفحه 197 الی 198

امام باقر (ع) : بخدا که در آسمان هفتاد صف از ملائکه است اگر تمام مردم روی زمین جمع شوند که یک صف از آنها را بشمارند نتوانند و آن فرشتگان همگی ولایت ما (ائمه(ع) )را معتقدند. اصول کافی جلد 2 صفحه 320

امام باقر (ع) : حکایت شخص حریص به دنیا حکایت کرم ابریشم است که هرچه بیشتر بر خود تند راه بیرون آمدنش دورتر شود تا آنکه از غصه بمیرد. اصول کافی جلد 3 صفحه 202

امام باقر (ع) : چون دو مومن بهم بر خورند و مصافحه کنند خدا به آنها رو کند و گناهان از چهره آنها بریزد تا از یکدیگر جدا شوند. اصول کافی جلد 3 صفحه 264

 امام باقر (ع) : از وعده های حتمی خدا قیام قائم ما است . هرکس در این گفتار شک و تردید به خود راه دهد خدا را به حال کفر و انکار ملاقات میکند.   کتاب بحارالانوار جلد 51 صفحه 140

فضیل گوید از حضرت امام باقر (ع) پرسیدم : آیا برای ظهور امام زمان (عج) وقتی تعیین شده است ؟ امام سه بار فرمودند : آنان که برای ظهور امام زمان تعیین وقت میکنند دروغ می گویند.  کتاب بحارالانوار جلد 52 صفحه 103

امام باقر (ع) : به خدا که محبوبترین اصحابم نزد من پرهیزکارتر و فقیه تر و حدیث نهان دارتر آنها است و بدترین و مبغوضترین اصحابم نزد من کسی است که هرگاه حدیثی را شنود که بما نسبت دهند و از ما روایت کنند آنرا نپذیرد و بدش آید و انکار ورزد و هرکه را به آن معتقد باشد تکفیر کند در صورتیکه که او نمی داند شاید آن حدیث از ما صادر شده و به ما منسوب باشد و او به سبب انکارش از ولایت ما خارج شود.   اصول کافی جلد 3 صفحه 317

امام باقر (ع) : بهترین عبادت عفت شکم و فرج است. اصول کافی جلد 3 صفحه 125

امام باقر (ع) : خوشا به حال کسی که محضر مهدی (عج) را درک کند و در خدمت او باشد.    کتاب بحارالانوار جلد 51 صفحه 137

امام باقر (ع) : دعایی که بیشتر امید استجابت آن میرود و زودتر به اجابت می رسد دعا برای برادر دینی است در پشت سر او ( در غیاب او ) اصول کافی جلد 4 صفحه 269

امام باقر (ع) : چیزی دل را بیشتر از گناه فاسد نکند دل که آلوده به گناه شد مغلوب آن گردد تا وارونه شود.  امالی شیخ صدوق مجلس شصت و دوم صفحه 397

امام باقر (ع) : خدای عزوجل برای بدی قفلهائی قرار داده و کلیدهای آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است. اصول کافی جلد 4 صفحه 35   شرح : اگر همه بدیها را در یک جا جمع کنید (مانند اتاق) کلید آن شراب است یعنی اگر شراب بخوری همه گناهان را انجام می دهی دروغ بدتر از شراب است.

امام محمد باقر (ع) : موسیقی از جمله گناهانی است که خدا بر آن وعده آتش داده و بعد ایشان آیه زیر را خواند(سوره لقمان آیه 6 ) بعضی از مردمان کسانی هستند که می خرند سخن لهو و باطل و غافل کننده از خدا را تا گمراه سازند مردم را از راه خدا و استهزاء می کنند به راه خدا و دین حق . برای آن گروه مهیا شده است عذابی خوار کننده. عین الحیوة صفحه 228

امام محمد باقر (ع) : شخصی از امام (ع) راجب موسیقی سوال پرسید : حضرت فرمودند اگر حق و باطل جدا از هم باشند و مشخص شده باشد موسیقی در کدام طرف خواهد بود : آنشخص گفت در طرف باطل و نادرست . امام (ع) فرمودند : درست گفتی. عین الحیوة صفحه 229

امام باقر (ع) : ای جابر زکات روزی انسان را زیاد میکند.  بحارالانوار جلد 78 صفحه 183

امام باقر (ع) : دروغ گفتن باعث خرابی ایمان است. ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 236

حضرت باقر (ع) : امام باقر (ع) فرمود : که پدرم حضرت سجاد (ع) به فرزندان خود می فرمود : بپرهیزید از دروغ گفتن چه در امر کوچک چه در امر بزرگ خواه جدی و خواه به شوخی زیرا کسی که دروغ کوچک می گوید بر گفتن دروغ بزرگ جرات پیدا می کند مگر نمی دانید که حضرت رسول (ص) می فرمود : پیوسته بنده راست می گوید تا خدا او را راستگو می نویسد و بنده ای پیوسته دروغ می گوید تا خدا او را کذاب ( دروغگو ) می نویسد.  ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 236

امام باقر (ع) : هرچیزی بهاری دارد ، و بهار قرآن ماه رمضان است.  معانی الاخبار جلد 2 صفحه 70

امام باقر (ع) : از دروغ کوچک و بزرگ ، جدی و شوخی بپرهیزید ، زیرا آن کسی که در مساله ای کوچک دروغ گفت به گفتن دروغ بزرگ نیز جرات پیدا می کند ، آیا نمی دانید که رسول خدا (ص) فرمود : انسان پیوسته راست می گوید تا خدا او را صدیق و راستگو نویسد ، و پیوسته دروغ گوید تا خدا او را کذاب ( و دروغگو ) نویسد.  اصول کافی جلد 4 صفحه 35

امام باقر (ع) : دروغ ویران کننده ایمان است.   اصول کافی جلد 4 صفحه 36

وليد بن عقبه هجرى گويد: شنيدم حضرت باقر عليه السلام فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز اينكه حاجتش را برآورد.  اصول كافى جلد 4 صفحه  224

ابو حمزه گويد: شنديدم از امام باقر عليه السلام كه مى فرمود: همانا على (عليه السلام ) درى است كه خداوند (بروى مردمان ) گشود، هر كه داخل آن گردد مؤ من است ، و هر كه از آن بيرون رود كافر است . اصول كافى جلد 4 صفحه 100

حضرت باقر (عليه السلام ) فرمود: هر كه بنشيند در مجلسى كه در آن به امامى از امامان دشنام گويند و مى تواند برخيزد و نكند خداوند ذلت را در دنيا بر او بپوشاند و در آخرت او را عذاب كند، و آن چيز نيكى كه بدادن آن بر او منت نهاده (يعنى ) معرفت ما را از او بگيرد.اصول كافى جلد 4 صفحه 88

و نيز حضرت باقر عليه السلام فرمود: كه در كتاب رسولخدا يافتيم (نوشته بود): هر گاه پس از من زنا پديدار شود مرگ ناگهانى فراوان گردد، و هرگاه از پيمانه و ترازو كم شود، خداوند آنان را بقحطى و كمى (خوار و بار و ساير وسائل زندگى ) ماءخوذ دارد، و هرگاه از دادن زكاة دريغ كنند، زمين بركات خود را از زراعت و ميوه ها و معادن همه آنها (از آنان ) دريغ كند، و هرگاه در احكام بنا حق حكم كنند همكارى در ستم و عدوان كنند (و بستم همديگر دچار شوند) و چون پيمان شكنى كنند خداوند دشمنشان را بر آنان مسلط كند، و چون قطع رحم كنند خداوند اموال (و ثروتها) را در دست اشرار قرار دهد، و چون امر بمعروف و نهى از منكر نكنند و پيروى از نيكان اهل بين من ننمايند خداوند اشرار آنان را بر ايشان مسلط گرداند، پس نيكان آنها دعا كنند و مستجاب نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه 81

امام باقر عليه السلام فرمود: پيوسته غم و اندوه گريبانگير مؤ من باشد تا براى او گناهى بجا نگذارند.  اصول كافى جلد 4 صفحه  182

محمد بن مسلم گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه ميفرمود: چه بسيار خوب است حسنات (كارهاى نيك و شايسته ) بدنبال سيئات (كارهاى بد و گناهان ) و چه بسيار بد است سيئات در دنبال حسنات . اصول كافى جلد 4 صفحه  196

امام باقر عليه السلام فرمود: همانا خداوند بندگان خاصى دارد كه از بلا آنها را نگهدارد، پس در عافيت آنان را زنده بدارد، و در عافيت روزيشان دهد، و در عافيت بميراند و در عافيت زنده داشته ، و در عافيت در بهشت آنانرا سكونت دهد. اصول كافى جلد 4 صفحه  203

حضرت باقر عليه السلام فرمود: به خدا سوگند هيچ بنده اى در دعا پافشارى و اصرار به درگاه خداى عزوجل نكند جز اينكه حاجتش را برآورد. اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت باقر (ع ) فرمود: هيچ قطره اى نزد خدا محبوبتر نيست از آن اشكى كه در تاريكى شب از ترس خدا بريزد و جز خدا چيز ديگرى بآن منظور نباشد. اصول كافى جلد 4 صفحه  234

حضرت باقر عليه السلام فرمود: خداى عزوجل از ميان بندگان مؤ منش آن بنده اى را دوست دارد كه بسيار دعا كند، پس بر شما باد به دعا از هنگام سحر تا زدن آفتاب زيرا آن هنگامى است كه درهاى آسمان در آن هنگام باز گردد، و روزيها در آن تقسيم شود، و حاجتهاى بزرگ بر آورده شود. اصول كافى جلد 4 صفحه 228

حضرت باقر عليه السلام فرمود: نه به خدا سوگند هيچ بنده اى به درگاه خداى عزوجل اصرار نورزد جز اينكه خداوند دعايش را مستجاب كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  224

حضرت باقر (ع ) فرمود: به حقيقت و راستى كه خدا مردى بيابانى را با دو كلمه كه با آنها بدرگاه خداوند دعا كرد آمرزيد (و آن دو كلمه اين بود كه ) گفت : ((اللهم ان تعذبنى فاءهل لذلك انا، و ان تغفر لى فاءهل لذلك انت )) (يعنى بار خدايا اگر مرا عذاب فرمائى پس من سزاوار آنم ، و اگر بيامرزى پس تو شايسته آنى ) پس خداوند او را آمرزيد.اصول كافى جلد 4 صفحه  371

حضرت باقر عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرموده : اى گروه قرآن خوانان از خداى عزوجل بپرهيزيد در آنچه از كتاب خود بشما داده است زيرا كه من مسؤ لم و شما هم مسئول هستيد، من از رساندن و تبليغ رسالت مسئولم ، و شما از آنچه از قرآن و سنت من در برداريد مسئول هستيد.اصول كافى جلد 4 صفحه  408

امام باقر (ع ) مى فرمود: ياران خود را بزرگ شماريد و احترامشان كنيد و برخى از شما بر برخى ديگر هجوم نبريد، و بهم زيان نزنيد و بر هم حسد نورزيد و از بخل بپرهيزيد تا از بندگان با اخلاص ( و شایسته )خدا باشید. اصول كافى جلد 4 صفحه  450

حضرت باقر (ع ) فرمود: اى صالح (ظاهر اينست كه صالح نام ابوعديس بوده ) پيروى كن از كسيكه تو را مى گرياند و اندرزت مى دهد، و پيروى مكن از آنكه تو را بخنداند و گولت زند، و بزودى همگى بر خدا درآئيد و بدانيد. اصول كافى جلد 4 صفحه  451

حضرت باقر (ع ) مى فرمود: خداى عزوجل آنكس كه ميان جمعى شوخى و خوشمزگى كند دوستش دارد در صورتيكه فحشى نباشد. اصول كافى جلد 4 صفحه  486

امام باقر (ع ) فرمود: هيچ بنده ئى چهل روز ايمانش را بخداى عزّوجلّ خالص نگرداند يا فرمود: هيچ بنده ئى ذكر خدا را چهل روز نيكو انجام ندهد جز آنكه خداى عزّوجلّ او را نسبت بدنيا زاهد سازد و درد و داروى دنيا را باو بنمايد، پس حكمت را دلش ثابت كند و زبانش را بآن گويا سازد سپس تلاوت فرمود: (كسانيكه گوساله پرستيدند، بزودى خشم پروردگارشان با ذلت در زندگى دنيا بآنها برسد، افترا بندانرا اينگونه جزا مى دهيم 152 سوره 7) از اينرو هيچ بدعت گزارى را نبينى ، جز اينكه ذليل است ، و هيچ افترا زننده بخدا و پيغمبر و اهل بيتش صلوات الله عليهم را نبينى جز اينكه ذليل است . اصول كافى جلد 3 صفحه27

امام باقر عليه السلام : از بلاهاى كمرشكن كه پشت انسانرا خم كند همسايه بد است ، اگر خوشرفتارى و كارى نيكى ببيند پنهان كند و اگر بدى از انسان ببيند فاش كند.  اصول كافى جلد 4 صفحه  493

زراره از حضرت باقر (ع ) حديث كند كه فرمود: بگو (دعائى را كه ترجمه اش چنين است ): ((بار خدايا از تو خواهم هر خوبى را كه دانشت آن را فرا گرفته ، و به تو پناه برم از هر بدى كه دانشت آن را احاطه كرده ، بار خدايا از تو خواهم عافيت خود را در همه كارهايم ، و پناه برم به تو از خوارى و رسوائى دنيا و از عذاب آخرت )). اصول كافى جلد 4 صفحه 369

على احمسى از حضرت باقر عليه السلام حديث كند كه فرمود: به خدا سوگند از گناه نجات نيابد (و رها نشود) جز كسى كه بدان اعتراف كند.
گويد: و نيز آن حضرت عليه السلام فرمود: در توبه پشيمانى كافى است . اصول كافى جلد 4 صفحه 157

 امام باقر (ع) : قصد مسافرت داشت پدر گرامیش حضرت سجاد (ع) در ضمن سفارشهای خود به او فرمود : فرزند عزیز از رفاقت و آمیزش با احمق بپرهیز و از او دوری کن و از بحث و مذاکره با او اجتناب نما سپس در بیان مراتب کوته بینی و نارسائی فکر احمق فرمود : اگر سخن بگوید حماقت نادانیش او را رسوا خواهد کرد اگر سکوت کند نارسائی عجزش ظاهر می گردد اگر به کاری دست بزند آنرا خراب می کند اگر رازی به وی سپرده شود افشا می نماید نه دانش خودش او را بی نیاز میکند و نه از دانش دیگران بهره مند می گردد اندرزگویی خود را اطاعت نمیکند و رفیق خود را راحت نمی گذارد مادرش مرگ او را دوست دارد تا در عزایش گریه کند و زنش آرزوی جدایی وی را در مغز می پرورد ، همسایش تمنا دارد که از منزل او دورباشد و همنشینش از ترس مجالس با او در تنهایی و سکوت به سر می برد موقعی که احمق در مجلس دیگران شرکت می کند اگر حضار محضر از او بزرگتر باشند همه آنه را عاجز می کند و اگر از وی کوچکتر باشند با رفتار و گفتار احمقانه خود آنان را گمراه می کند.              الحدیث جلد 3 صفحه 365

 امام باقر (ع) فرمودند : به حضرت سجاد (ع) گفته شد مرگ چیست؟ امام (ع) در جواب فرمود: مرگ برای افراد با ایمان مانند کندن لباس چرکین وگشودن قید و زنجیرهای سنگین است.                الحدیث جلد 3 صفحه 182

امام باقر (ع) فرموده است : از رسول اکرم (ص) سوال شد ؟ چه کسی بزرگترین حق را به آدم دارد ؟ فرمود: پدر و مادر .     الحدیث جلد 3 صفحه 339

 امام باقر (ع) : هیچ فضیلتی به قدر جهاد ارزش معنوی ندارد و هیچ جهادی مانند مجاهده در راه غلبه بر هوای نفس نیست .الحدیث جلد 3 ص 307

 ابراهيم همداني مي‌گويد درباره ازدواج نامه‌اي به امام باقر (ع) نوشتم. حضرت به خط خود جواب داد كه رسول اكرم (ص) فرموده است: با كسي كه از اخلاق و دينش رضايت داريد ازدواج كنيد و خودداري شما از وصلت با او باعث فساد و فتنه بزرگ در جامعه خواهد شد. الحديث جلد 3  صفحه 392
امام باقر (ع) فرموده است : از رسول اکرم (ص) سوال شد ؟ چه کسی بزرگترین حق را به آدم دارد ؟ فرمود : پدر و مادر . الحدیث جلد 3 صفحه 339

امام باقر (ع) : در تفسير آيه «و قولوا للناس حسنا» فرموده است: درباره مردم آنرا بگوييد كه دوست داريد مردم در حق شما بگويند.  الحديث جلد 3 صفحه 298

امام باقر (ع ) : از اندرزهای لقمان حکیم به فرزندش این بود که فرزند عزیز ، کسی که با گناهکار شریک شود راه ناپاکی را از وی یاد می گیرد ، کسی که مجادله را دوست داشته باشد مورد فحش و دشنام واقع می شود، کسی که در جایگاه های و مکانهای بدنام قدم بگذارد متهم خواهد شد ، کسی که با رفیق بد همگام گردد از فساد اخلاق سالم نمی ماند ، کسی که مالک زبان خود نباشد سرانجام پشیمان خواهد گشت. الحدیث جلد 3 صفحه 98

امام باقر (ع) فرمودند : اولین کسانی که به بهشت وارد میشوند اهل معروفند ، و اولین کسانی که به دوزخ میروند اهل منکرند.  وسائل الشیعه جلد 11 صفحه 523 حدیث 10

امام باقر (ع) فرمودند : نخستین کسی که دروغگو را تکذیب کند ، خداوند بزرگ است ، سپس دو فرشته که همراه اویند ، سپس خود او هم میداند که دروغگوست.  اصول کافی جلد 4 صفحه 36

امام باقر (ع) فرمود : هنگامیکه نوح نزد پروردگار خود دست به دعا برداشته و بر قوم خود نفرین کرد شیطان ( خدای لعنتش کند ) به نزد نوح آمد و گفت : ای نوح تو را بر من حقی است که میخواهم تلافی اش کنم ، نوح گفت : به خدا قسم بر من بسی ناگوارست که مرا بر تو حق نعمتی باشد چه حقی به تو دارم ؟ گفت : آری به قوم خود نفرین کردی و همه را غرق نمودی و دیگر کسی که من گمراهش کنم باقی نماند و هم اکنون دوران استراحت من است تا نسل دیگری به وجود آید و من گمراهشان نمایم ، نوح به شیطان گفت : آنچه میخواهی که به پاداش این خدمت !!! بدهی چیست ؟ گفت : در سه جا به یاد من باش که نزدیک ترین حالات من به بنده خدا در یکی از این سه مورد است : 1- به هنگام خشم به یاد من باش ( که هنگامی که خشمگین میشوی وسوسه ات میکنم که خشم تو را به هر جنایتی وادار کند { که دیده میشود در دعواها و زد و خوردها که رخ میدهد طرفین دعوا بر اثر لحظه ای خشم و تسلط نداشتن بر خشم خود طرف مقابل را با چاقو و غیره به قتل می رسانند و همه این کارها بر اثر این است که خشم خود را کنترل نکرده است ، چند حدیث از شاه ولایت علی (ع) در باره غضب و خشم  :   مولا علی (ع) : خاموش کردن آتش خشم برای کسی میسر است که از روی حقیقت دشمنهای درونی را در دل بمیراند و ضمیر خود را از کینه و بد خواهی دیگران پاک کند .  الحدیث جلد 2 صفحه 289   __  مولا علي (ع) : در كشاكش انگيزه‌هاي شهوت و غضب، عقل بشر تيره و تار مي‌شود و فروغ خود را از دست مي‌دهد. الحديث جلد 2  صفحه 208   __   مولا علي (ع) : دشمن‌ترين دشمنان آدمي غضب و شهوت او است. آن كس كه بتواند اين دو غريزه سركش را مهار كند و آنها را به فرمان خود درآورد ، مقام عظيمي دارد و مي‌تواند به اوج انسانيت برسد. الحديث جلد 2  صفحه 19   __    مولا علی (ع) : غضب آتشی است مشتعل ، کسی که خشم خود را فرو نشاند ( خشم خود را نگه دارد ) ، آن آتش مشتعل را خاموش کرده است و آن کس که غضب را به حال خودش آزاد گذارد ، ( خشم خود را نگه ندارد ) خود اولین کسی است که در شعله ها ی آن خواهد سوخت .     الحدیث جلد 1 صفحه 1  ) 2- هنگامیکه میان دو نفر قضاوت کنی به یاد من باش ( که در این هنگام  وسوسه ات میکنم که قضاوت به حق نکنی ) 3-هنگامی که با زنی ( نامحرم ) به خلوت نشسته ای و هیچ کس دیگر با شما نیست به یاد من باش( که در این موقع  وسوسه ات میکنم که به گناه بیفتی ).   خصال شیخ صدوق جلد 1 صفحه 150

حضرت باقر (ع) از پدرش و او از امام حسین (ع) روایت کرده که امیرالمومنین سلام الله علیه در ضمن خطبه فرمود : ای مردم شرافتی بالاتر از اسلام ، و عزتی بالاتر از تقوا و پرهیزگاری ، و پناهگاهی استوارتر از ورع ، و شفیعی رستگارتر از توبه و انابه ، گنجی سودمند تر از علم و دانش و فضیلت نیست. عزتی بالاتر از بردباری ، و حسبی بهتر از ادب ، و مشقتی سخت تر از غضب و تند خویی ، و زیبایی بیشتر از عقل ، و بدی بدتر از دروغ ، و نگهداری نگهدارنده تر از سکوت ، و لباسی زیباتر از عافیت ، و غائبی نزدیک تر از مرگ نیست. ای مردم هرکس که در روی زمین راه میرود در درون زمین جای خواهد گرفت ، گردش شب و روز با سرعت و شتاب طومار زندگی انسان را در هم می پیچد ، هر صاحب حیاتی در روی زمین نیرویی دارد ، و هر موجود زنده ای خوراکی برای آنها مهیا شده است ، و تو ای بشر خوراک مرگ هستی ، و اگر آدمی از سپری شدن ایام زندگی درس عبرت میگرفت از آماده شدن برای مرگ غفلت نمیکرد ، هیچ ثروتمندی به وسیله مال خود از مرگ رهایی پیدا نمیکند ، و نه فقیری به خاطر فقرش. ای مردم هرکس از خداوند بترسد دست از ظلم و ستم برمیدارد ، و هرکس در سخن گفتن مراعات نکند سرانجام به فحش و هذیان خواهد کشید ، و هرکس خیر را از شر و بد را از خوب تشخیص ندهد مانند چهارپایان است ، مصیبت های دنیا در برابر فقر و تهیدستی روز قیامت بسیار حقیر است و چه اندازه مردم از واقعیات بی اطلاع میباشند. شما ای مردم از کثرت گناه و نافرمانی خود را به ناآشنائی زده اید ، و از راه خدا و حقیقت خود را دور ساخته اید ، آسایش همواره با رنج و محنت ، و سختی و مشقت با نعمت و فراخ زندگی قرین است و آدمی هرگز در یک حال نخواهد ماند ، شَری که دنبالش بهشت جاوید باشد آن در حقیقت شر نیست ، و خیری که پایان آن دوزخ باشد آن خیر حقیقی و واقعی نخواهد بود ، هر نعمتی در برابر بهشت حقیر ، و هر بلائی غیر از جهنم عافیت است.   کِتابُ المَواعِظ شیخ صدوق  101 الی 104  

حضرت باقر عليه السلام فرمود: چون قائم ما قيام كند خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارد پس عقولشان را جمع كند ( تا پيروى هوس نكنند و با يكديگر اختلاف نورزند) و در نتيجه خردشان كامل شود (متانت و خود نگهداری‏شان كامل شود).  اصول كافى جلد 1 صفحه: 29

امام باقر و امام صادق عليهماالسلام فرمودند: چون آن مردم كردند آنچه كردند، (در خانه اش را آتش زدند و على عليه السلام را بمسجد بردند) فاطمه عليها سلام به عمر  فرمود: همانا بخدا اى پسر خطاب ! اگر من از رسيدن بلا به بى گناهان كراهت نداشتم ، مى فهميدى كه خدا را سوگند مى دادم و او را زود اجابت كننده مى يافتى (يعنى من نفرين مى كردم و بزودى بلا نازل مى شد و ترا و بى گناهان را شامل مى گشت ولى نمى خواهم بى گناهان به آتش تو بسوزند).  اصول كافى جلد 2 صفحه 358

امام باقر عليه السلام فرمود: در رسولخدا صلى اللّه عليه وآله سه چيز بود كه در هيچكس جز او نبود. 1 سايه نداشت (زيرا نور او تحت الشعاع خورشيد نمى گشت ) 2 از راهى نمى گذشت جز آنكه هر كس ‍ بعد از دو روز و سه روز از آنجا مى گذشت بواسطه بوى خوشش ‍ مى فهمید پيغمبر (ص) از آنجا عبور كرده است . 3 از هيچ سنگ و درختى عبور نمى كرد، جز آنكه براى او سجده مى كرد. (و اين سجده به عنوان احترام بوده نه عبادت و معنوى بود نه ظاهرى نظير تسبيح موجودات خدا را).  اصول كافى جلد 2 صفحه 329

امام باقر عليه السلام راجع به اين قول خداى تعالى : ((شما گفتار مختلفى داريد فرمود (درباره امر ولايت ) منصرف شود از آن هر كه بايد منصرف شود 9 سوره 51 )) هر كس از ولايت ( اهل بیت ع ) منصرف شود، از بهشت منصرف گردد.  اصول كافى جلد 2 صفحه 292

امام باقر عليه السلام راجع به قول خداى تعالى : ((طبقه ایرا بعد از طبقه ديگر مرتكب شويد 19 سوره 84 )) فرمود: اى زراره ! مگر اين امت بعد از پيغمبر خود طبقه اى را بعد از طبقه ديگر نسبت بامر فلان و فلان و فلان مرتكب نشد؟ (يعنى اين امت هم قدم خود را جاى قدم امتهاى سابق گذاشت و بعد از پيغمبر خويش خليفه برحق را رها كرد و دنبال گوساله و سامرى و فلان و فلان رفت. )اصول كافى جلد 2 صفحه 281

امام باقر عليه السلام راجع بقول خداى تعالى : ((بگوئيد به خدا و آنچه بسوى ما نازل شده ايمان آورديم )) فرمود: مقصود از اين خطاب على عليه السلام و فاطمه و حسن و حسين است ، و پس از ايشان درباره ائمه عليهم السلام جاريست ، سپس گفتار خدا متوجه مردم مى شود و مى فرمايد: ((پس اگر ايمان آوردند (يعنى مردم ) به آنچه شما ايمان آورده ايد (مقصود على و فاطمه و حسن و حسين و ائمه عليهم السلام اند) هدايت يافته اند و اگر رو گردان شدند، ايشان در راه خلاف و دشمنى هستند 131 سوره 2)). اصول كافى جلد 2 صفحه 281

امام باقر عليه السلام درباره قول خداى عزوجل ((و اگر آنها تورات و انجيل و آنچه را از پروردگارشان بر آنها نازل شده بپا دارند 66 سوره 5 )) فرمود: آنچه نازل شده ولايت است .  اصول كافى جلد 2 صفحه 278

امام باقر عليه السلام درباره قول خدايتعالى : ((بگو من از شما براى پيغمبرى مزدى به جز مودت خويشاوندان نمى خواهم 23 سوره 42 )) فرمود: خويشاوندان ، ائمه عليهم السلام هستند.   اصول كافى جلد 2 صفحه 279

سالم حناط گويد: به امام باقر عليه السلام عرضكردم : به من خبر دهيد از قول خداى تبارك و تعالى : ((جبرئيل قرآنرا به لغت عربى واضح بر دل تو فرود آورد، تا از بيم دهندگان باشى 194 سوره 26 )) فرمود: آن ولايت اميرالمؤ منين عليه السلام است .  شرح : يعنى قرآن كه براى بشارت و انذار مردم نازل شده است ، جز با ولايت على عليه السلام كه به معنى معرفت و دوستى و پيروى آن حضرتست به نتيجه نرسد، زيرا قرآن كتابيست صامت و آنرا مفسر و مبينى لازمست كه معنى واقعى و حقيقتش را باز گويد و گفتار و رفتارش قرين و همدوش ‍ قرآن باشد و او همان اميرالمؤ منين عليه السلام است كه پيغمبر صلى اللّه عليه وآله او را با قرآن قرين فرموده.   اصول كافى جلد 2 صفحه 276

امام باقر عليه السلام به سلمة بن كهيل و حكم بن عتيبه (كه هر دو زيدى مذهب و ملعون امام بودند) فرمود: بمشرق رويد و بمغرب رويد، علم درستى جز آنچه از ما خانواده تراوش كند، پيدا نكنيد.  اصول كافى جلد 2 صفحه 251

محمد بن مسلم گويد: شنيدم امام باقر عليه السلام مى فرمود: نزد هيچكس از مردم مطلب حق و درستى نيست و هيچيك از مردم به حق قضاوت نكند. جز آنچه از خاندان ما بيرون آيد و هنگامى كه امور مردم متشتت و پراكنده گردد، خطا از آنها و صواب از على عليه السلام است (يعنى وقتى گفتار و عقيده مردم بر خلاف گفتار و عقيده على عليه السلام باشد، همه آنها بر باطل و على بر حق است و پيداست كه فرزندان معصوم على عليه السلام هم مو به مو از پدر خود تبعيت كنند و اين حكم درباره آنها هم جاريست ).  اصول كافى جلد 2 صفحه 250

زراره گويد: خدمت امام باقر عليه السلام بودم كه مردى از اهل كوفه از آنحضرت راجع به قول اميرالمؤ منين عليه السلام : ((هر چه خواهيد از من بپرسيد هر چه از من بپرسيد؛ به شما خبر دهم )) سؤ ال كرد، حضرت فرمود: هيچ كس علمى ندارد جز آنچه از اميرالمؤ منين عليه السلام استفاده شده ، مردم هر كجا خواهند بروند، به خدا علم درست جز اينجا نيست و با دست اشاره به خانه خود كرد (مقصود خانه وحى و نبوت است ، نه خصوص خانه ملكى آنحضرت ). شرح : ابن عبدالبر در كتاب استيعاب خود گويد: هيچكس از صحابه جز على بن ابيطالب نگفت ((هر چه خواهيد از من بپرسيد)) و احمد بن حنبل هم در مسندش اين سخن را از سعيد نقل مى كند.علامه مجلسى (ره ) در اينجا مى گويد: هر كس اين ادعا را كرد رسوا شد، چنانكه موافق و مخالف اعتراف دارند. اصول كافى جلد 2 صفحه 251

سعد اسكاف گويد: خدمت امام باقر عليه السلام رهسپار شدم و مى خواستم اجازه ورود بگيرم كه ديدم جهازهاى شتر در خانه صف كشيده و به رديف است ، ناگاه صداهائى برخاست و سپس مردمى عمامه به سر شبيه سودانيها بيرون آمدند، من خدمت حضرت رسيدم و عرضكردم : قربانت ، امروز به من دير اجازه فرمودى ، و من اشخاصى عمامه به سر ديدم بيرون آمدند كه آنها را نشناختم ، فرمود: ندانستى آنها كيانند؟ عرضكردم : نه ، فرمود: آنها برادران جن شما هستند كه نزد ما مي آيند و حلال و حرام و مسائل دينى خود را از ما ميپرسند.  اصول كافى جلد 2 صفحه 243

امام باقر عليه السلام مردم را در مكه ديد كه چه ميكنند، سپس فرمود: كارهائى است مانند كارهاى جاهليت ، همانا بخدا سوگند كه چنين دستور ندارند، آنچه دستور دارند اينستكه : حج خود را انجام دهند و بنذر خود وفا كنند و نزد ما آيند و ولايت خود را بما خبر دهند و نصرت خويش را بر ما عرضه كنند. مقصود از نذر همان كشتن گوسفند و شتر است و يا نذريكه قبلا كرده كه فلان عبادت را در اوقات حج بجا آورم و يا نذريكه اگر حج گزاردم چنين كنم .  اصول كافى جلد 2 صفحه 239

سدير گويد: زمانيكه امام باقر عليه السلام وارد مسجدالحرام ميشد و من خارج ميشدم ، دست مرا گرفت و رو به كعبه ايستاد و فرمود: اى سدير! همانا مردم ماءمور شدند كه نزد اين سنگها (كعبه ) آيند و گرد آن طواف كنند. سپس نزد ما آيند و ولايت خود را نسبت بما اعلام دارند، و همينست گفته خدا ((همانا من آمرزنده ام آنكه را ايمان آورد و كار شايسته كند و سپس رهبرى شود 82 سوره 20 )) آنگاه با دست به سينه اش اشاره كرد و فرمود: بسوى ولايت ما (رهبرى شود).سپس فرمود: اى سدير: كسانيكه مردم را از دين خدا جلوگير ميشوند بتو مينمايم ، آنگاه به ابوحنيفه و سفيان ثورى كه در آنزمان جلوگير دين خدا بودند و در مسجد حلقه زده بودند، نگريست و فرمود: اينهايند كه بدون هدايت از جانب خدا و سندى آشكار، از دين خدا جلوگيرى مى كنند، همانا اين پليدان اگر در خانه هاى خود نشينند، مردم بگردش افتند و چون كسيرا نيابند كه از خداى تبارك و تعالى و رسولش به آنها خبر دهد، نزد ما آيند، تا ما به آنها از خداى تبارك و تعالى و رسولش خبر دهم . اصول كافى جلد 2 صفحه 239

فضيل گويد: امام باقر (ع) به مردميكه گرد كعبه طواف ميكردند، نگاه كرد و فرمود: در زمان جاهليت اينگونه طواف ميكردند. همانا مردم دستور دارند كه گرد كعبه طواف كنند و سپس سوى ما كوچ كنند و ولايت و دوستى خود را بما اعلام دارند و يارى خود را نسبت بما عرضه كنند، سپس اين آيه را قرائت فرمود: ((دلهاى برخى از مردم را متوجه ما گردان 36 سوره 14)). اصول كافى جلد 2 صفحه 238 ( شرح : از اين روايت فهميده ميشود كه حج كامل و درست آنست كه حاج پس ‍ از پايان مناسك و اعمال حج و در زمان ائمه(ع)بايد خدمت آنها رود و از حلال و حرام و اصول عقايد خود سؤ ال كند و تجديد عهد امر ولايت نمايد وگر نه تنها بجا آوردن صورت اعمال حج بدون ولايت همان حج گزاردن مردم زمان جاهليت است )

كامل تمار گويد : امام باقر (ع) فرمود : (( براستى كه مؤ منان رستگارند 1 سوره 23 )) ميدانى كيانند؟ عرض كردم : شما بهتر مى دانيد، فرمود: براستى كه مؤ منان تسليم شوندگان رستگارند ، تسليم شوندگان همان نجيبانند، پس مؤ من غريب است و خوشا به حال غريبان . ( يعنى چون مؤمن با تسليم كمياب است پس او غريب است ، زيرا هم اُنس ندارد و اُنس تنها با خداست )  اصول كافى جلد 2 صفحه 236

امام باقر عليه السلام درباره قول خداى تبارك و تعالى ((و هر كه كار نيكى انجام دهد، براى او نسبت به آن نيكى افزائيم 22 سوره 42 )) فرمود: انجام دادن كار نيك ، تسليم بودن نسبت به ما، و راست بودن به امام است و اينكه بر ما دروغ نبندد.  اصول كافى جلد 2 صفحه 236

امام باقر (ع) يا امام صادق (ع) فرمود : دو مرد داخل مسجد شدند كه يكى عابد و ديگرى فاسق باشد، و از مسجد خارج شدند، در حاليكه مرد فاسق صديق (مؤمن واقعى) شده بود و مرد عابد فاسق شده بود ، و اين براى آن است كه عابد داخل مسجد شد، در حالتي كه به عبادتش ببالد و به آن بنازد و فكرش در آن باره باشد ولى فكر فاسق درباره ندامت و پشيمانى از فسقش ( گناهش ) ‍ باشد و از خداى عزوجل راجع به گناهانى كه كرده آمرزش خواهد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 428

امام باقر (ع) فرمود: در كتاب تورات در ضمن مناجات خداى عزوجل با موسى عليه السلام است : كه : اى موسى خشم خود را از كسيكه تو را بر او مسلط ساخته ام بازگير تا خشم خود را از تو باز گيرم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 413

روایت شده که حضرت امام محمد باقر (ع) از پدران خود نقل نمود که رسول خدا (ص) میفرمود : مشکل ترین اعمال سه چیز است : معاونت و همراهی با برادران دینی و مال ، عدالت و انصاف با مردم از طرف خود ، در هر حال به یاد خدا بودن ؛ و روایت شده که آن حضرت میفرمود : چیزی با چیزی آمیخته و مخلوط نشد که بهتر باشد از آمیختن حلم و بردباری با علم و دانش.    انوارالبهیه صفحه 141

جاحظ در کتاب البیان و التبیین می نویسد : که محمد بن علی بن الحسین (ع) در دو کلمه تمام مصالح حال دنیا را جمع نمود و فرمود : {{ صلاح الجمیع المعایش و التعاشر ملاء مکیال ثلثان فطنة و ثلث تغافل }} صلاح و نیکویی تمام زندگیها و معاشرتها گنجایش ظرفی است که دو ثلث آن فطانت و زیرکی و یک ثلث آن چشم پوشی و تغافل است.     انوارالبهیه صفحه 141

امام باقر (ع) : کمال انسان ، تمام کمال در سه چیز است : فراگرفتن علم دین و شکیبایی در پیش آمدها و ناگواریها و اندازه نگه داشتن در زندگی.  انوارالبهیه صفحه 143

امام باقر (ع) : کسی را که خداوند موعظه کننده در خود او قرار نداده باشد ؛ موعظه و اندرزهای مردم هیچ سودی برای او نخواهد داشت.    انوارالبهیه صفحه 143

امام باقر (ع) : خدا را نشناخته کسی که نافرمانی او کند و سپس این دو شعر انشاد فرمود و معنی آن این است که : نافرمانی خداوند میکنی و اظهار دوستی با او می نمایی ؛ به جان تو قسم در میان کارها ؛ این کارها تازه و بدیع است ؛ اگر دوستی تو از راه صدق و راستی بود همانا فرمانبرداری او میکردی ؛ زیرا هر دوستی مطیع و فرمانبردار دوست خویش است.   انوارالبهیه صفحه 144

امام باقر (ع) : خواستن از نو دولتی که تازه مالی به چنگ آورده مانند درهمی است که در دهان افعی باشد تو به آن نیازمندی ولی به سبب آن افعی دچار خطر هستی.   انوارالبهیه صفحه 144

امام باقر (ع) : حیا و ایمان با یکرشته به هم متصلند ؛ چون یکی از آن در رفت ، دیگری به همراه او خواهد رفت.    انوارالبهیه صفحه 144

امام باقر (ع) : خلق نیکو و ملایمت طبع به هرکس داده شد ، خیر و راحتی به او داده شده است و در دنیا و آخرت حالش نیکو گردیده است و هرکس از این دو صفت محروم شد ، همان باعث رسیدن به هر بدبختی و بلیه است ؛ مگر کسی را که خداوند محفوظ دارد.  انوارالبهیه صفحه 145

 پند حضرت امام باقر (ع) به جابر : روزى آن حضرت از منزل خارج شد در حالى كه می ‏فرمود : اى جابر! به خداى سوگند شب را اندوهناك و دل آشوب به صبح رساندم. پس عرض كردم : فدايت شوم اندوه و آشوب دلت براى چيست؟ براى اين دنيا ؟ پس فرمود: نه اى جابر، بلكه اندوه نگرانى از آخرت است. اى جابر: هر كه حقيقت خالص ايمان بر دلش وارد شود، از زرق و برق دنيا روى برتابد.
به راستى كه زيبائى دنيا تنها بازى و سرگرمى است و به درستى كه سراى ديگر همان زندگانى [ واقعى ‏] است.اى جابر! به تحقيق نيكو نيست كه مؤمن بر زيبايى اين سراى، دل بندد و اعتماد كند. آگاه باش كه فرزندان دنيا ، اهل خود فراموشى، و بزرگ بينى و نادانيند و فرزندان آخرت همان مؤمنان، عمل‏ كنندگان و دورى گزينندگان از دنيايند، اهل دانش، تيزفهمى و مرد انديشه و عبرت‏ گيرى و جستجوگرى هستند. از ياد خدا دل آزرده نمی ‏شوند. اى جابر آگاه باش! به راستى توانگران [راستين‏] همان پارسايانند. اندكى از دنيا بی ‏نيازشان سازد، خرجشان اندك است، اگر كار نيكوئى را فراموش كردى به يادت آرند و اگر كار نيكوئى را انجام دادى ياريت رسانند، هوس جوييها و لذت‏ طلبی ‏ها را پشت سر اندازند و بندگى پروردگارشان را فراروى خويش نهند، چشم‏ها را به راه نيكو و ولايت دوستان خدا دوزند، پس دوستدارشان شوند و ولايت ايشان را بپذيرند و از ايشان پيروى نمايند.  [اى جابر!] چنان در دنيا سكنى گزين كه گوئى ساعتى در آن هستى و سپس راهى سراى ديگر خواهى شد يا كه گوئى ثروتى است كه به خواب بينى و بدان شاد و مسرور شوى ، چون از خواب برخيزى در كفت چيزى نباشد. من از آن رو برايت مثالى آوردم كه در آن بينديشى و اگر خداى توفيقت داد بدان عمل كنى.
اى جابر! آنچه از دين خدا و حكمتش به تو سپردم محفوظ دار و خويشتن را پند ده و بنگر كه خداى در زندگيت چه جايگاهى دارد پس پيمان بازرسى خداى از تو هنگام بازگشت همان گونه است و بنگر اگر دنيا در نزد تو همان طور بود كه من برايت توصيف كردم پس از آن روى گردان و به سراى ديگر توجّه كن كه موجب خشنودى خداست؛ پس چه بسا حريصى بر كارى از كارهاى دنيا كه به آن برسد و چون به آن دست يابد وبالش شود و سبب بدبختی ‏اش گردد و چه بسا كسى كه بر كارى از كارهاى آخرت اكراه دارد و چون به آن رسد نيك بخت گردد.  تحف العقول-ترجمه حسن زاده، صفحه 507

يك اندرز
 روزى عده‏ اى از شيعيان، در نزد امام باقر عليه السّلام بودند و امام عليه السّلام، آنان را پند می ‏داد و [از گناهان‏] بر حذر می ‏داشت و حال آن كه، آنان غافل بودند و سرگرم خويش ؛ اين مطلب حضرت را خشمگين ساخت، پس كمى سر به زير انداخت آنگاه سرش را بلند كرد و رو به آنان فرمود: به درستى كه اگر گوشه‏ اى از سخن من، در قلب يكى از شما، جاى گرفته بود، همانا جان باخته بود.
هان! اى مجسمه های بی ‏روح و اى مگسهای بی چراغ ! گويا شما، چوب‏هاى تكيه داده شده بر ديوار و بت‏هاى دست ساخت، هستيد. آيا طلا را از سنگ بر نمی ‏گيريد؟، آيا از نور تابان، پرتو نمی ‏گيريد؟ آيا لؤلؤ از دريا به دست نمی ‏آوريد؟ سخن درست را از هر آن كه گفت، بستانيد هر چند خودش، بدان عمل ننمايد. چرا كه خداى می ‏فرمايد: «به سخن گوش فرا می ‏دهند و بهترين آن را پيروى می ‏كنند» [زمر 39، آيه 18].
واى بر تو اى فريفته! آيا كسى را كه به دو [چيز] ناپايدار می ‏دهى و او [چيز] پايدار می ‏بخشدت را شكر نمی ‏گزارى؟ يك درهم از بين می ‏رود و در برابرش ده تا هفتصد درهم كه چندين برابرش است، از جانب بخشنده ‏اى ارجمند، باقى می ‏ماند، خداوند هنگام پاداش، به تو می ‏دهد. اوست كه به تو غذا می ‏دهد و سيرابت می ‏كند و تو را می ‏پوشاند و تندرستت می ‏دارد و تأمينت می ‏كند و از آن كس كه به هراس می ‏اندازدت حفظ می ‏كند و آن كس كه در شب و روز، تو را نگهدارى می ‏كند و هنگام بيچارگى، پاسخت می ‏گويد و در آزمون‏گيرى از تو، خواهان رشد توست؛ گويا تو شب‏هاى گرسنگى و ترست را از ياد برده ‏اى كه او را فراخواندى و او پاسخت داد، با نيكو احسانى كه بر تو نمود، سپاسش را واجب ساخت؛ پس تو او را در ميانه جمعى كه به يادشان بودى فراموش كردى و در آنچه، فرمان داد، به مخالفت برخاستى. واى بر تو! به راستى كه تو دزدى از دزدان گناه هستى. هر زمان كه شهوت يا دست‏يازى به گناه، بر تو پيش آيد، به سويش شتابى و با نابخردى خويش، بدان گناه، پردازى و مرتكبش شوى چنان كه گويى تو در ديد خدا نيستى و يا گويى خدا در كمين تو نيست. اى جوياى بهشت! چقدر خوابت طولانى و مركبت آهسته و همّتت ضعيف و ناتوان است. پس خدا را [شگفتا] از اين خواهنده و درخواست. و اى آتش گريز! چه شتابان مركبت را به سوى دوزخ، می ‏تازانى و چه پرتلاش اسباب فرورفتن در آتش را گرد هم می ‏آورى.
بدين گورها نگاه كنيد كه همانند سطرهايى در پيشگاه خانها رقم خورده ‏اند [و آرميده ‏اند]، خطوط گورهاشان نزديك هم و مزارشان در كنار يك ديگر ولى ديدارشان دور از هم است. آباد نمودند و خراب كردند. [در گرد هم‏] آرام گرفتند و پراكنده گشتند، سكنى گزيدند و بی ‏قرار گرديدند، اقامت گزيدند و راهى شدند؛ پس چه كسى شنيده است نزديكى دور را و دورى نزديك را و بنيانى ويران و آرامى بيمناك و مقيمى بی ‏قرار و ماندگارى راهى شده را جز از اهل قبور؟
اى فرزند سه روزه [دنيا]: روزى كه در آن زاده شدى و روزى كه در گور فرو افتادى و روزى كه از گور به نزد پروردگارت درآيى.
واى چه روز بزرگ [و هولناكى‏] است. اى نيكو قامتان و اى اشتران آرام گرفته در كنار آبشخور! چرا من تن شمايان را آباد و دل‏هايتان را ويران می ‏بينم. هان! به خداى سوگند اگر آنچه را كه بايد ملاقات كنيد، و آنچه را كه به آن باز خواهيد گشت، به چشم ببينيد، بی ‏ترديد خواهيد گفت: «كاش بازگردانده می ‏شديم و [ديگر] آيات پروردگارمان را تكذيب نمی ‏كرديم و از مؤمنان می ‏شديم» [انعام 6، آيه 27].
آن بزرگ گوينده فرمود: « [ولى چنين نيست‏] بلكه آنچه را پيش از اين نهان می ‏داشتند براى آنان آشكار شده است و اگر هم بازگردانده شوند قطعا به آنچه از آن منع شده بودند برمی ‏گردند و آنان دروغ گويند» [انعام 6، آيه 28].   تحف العقول-ترجمه حسن زاده، صفحه 515





برچسب ها : بانک احادیث معصومین, بانک احادیث امامان, احادیث چهارده معصوم, احدیث امام علی, احادیث امام حسن, احادیث امام حسین, احادیث امام سجاد, احادیث محمد باقر, احدیث امام صادق, احادیث امام موسی کاظم, احادیث امام
1- با منافق به زبانت سازگارى نما و با مؤمن خالصانه دوستى كن و اگر يك يهودى همنشينت شد، به نيكى رفتار كن.

 2- آميختگى هيچ چيزى به چيز ديگر نيكوتر از آميختگى حلم با علم نيست.

 3- تمامى كمال دانش اندوزى در دين و بردبارى بر ناگوارى و اندازه‏ دارى  مخارج زندگى است.

 4- به خداى قسم كه متکبر با رداى [عظمت‏] خدا به جنگ برخاسته است.
 5- روزى امام باقر عليه السّلام به آنان كه در محضرش بودند فرمود: مردانگى چيست؟
آنان هر يك اظهار نظرى كردند؛ آنگاه امام عليه السّلام فرمود: مردانگى آن است كه زياده نخواهى كه خوار گردى و اظهار فقر ننمايى كه تهيدست گردى و بخل نورزى كه دشنام شنوى و نابخردى نكنى كه دشمن يابى ؛ پس آنگاه از امام عليه السّلام پرسيده شد كه چه كسى بر اين كار تواناست؟ پس آن حضرت عليه السّلام فرمود: آن كس كه دوست دارد چون مردمك در چشم و همانند مشك در عطرها و بسان خليفه روزگار شما باشد.

 6- روزى مردى در محضر امام باقر عليه السّلام عرض كرد: «خدايا! ما را از همه مردم بی ‏نياز كن». آنگاه ابو جعفر عليه السّلام فرمود: اين گونه مگوى ولى بگو: «خدايا ما را از مردم بد  بی ‏نياز كن» چرا كه به راستى مؤمن از برادرش بی ‏نياز نمی ‏گردد.

 7- و فرمود قیام به حق کن و از آنچه تو را ثمرى نبخشد دورى گزين و از دشمنت اجتناب كن و از دوستت از هر گروهى كه باشد بر حذر باش مگر از دوست امينى كه از خدا بيم دارد. با بزهكار معاشرت منما و او را بر راز خود، آگاه مساز و در كارت از کسانیکه خدا ترسند، مشورت بخواه.

  8- دوستى بيست ساله [نوعى‏] خويشاوندى است.

  9- اگر بتوانی با هرکه برخورد کردی تو به او لطف و بخشش داشته باشی { و او را مورد احسان خویش قرار دهی } این کار را بکن.

 10- سه كردار هم در دنيا و هم در آخرت، ارزشمند است: از آن كس كه بر تو ستم ورزيده درگذرى و با آن كس كه با تو قطع رابطه كرده، رابطه برقرار كنى و بر آن كه بر تو جهل ورزيده بردبارى نمايى.


 12- هيچ بنده ‏اى از يارى رسانى به برادر مسلمانش و تلاش در برآوردن حاجتش، برآورده شود يا نشود، سرباز نمی ‏زند مگر آن كه گرفتار تلاش براى نياز كسى می ‏شود كه باعث گناه بر او شده و پاداشى هم ندارد و هيچ بنده‏ اى در صرف هزينه در آنچه خشنودى خداست بخل نمی ‏ورزد، مگر آن كه به چندين برابر آن خرج كه موجب خشم خداست گرفتار می ‏آيد.

  13- در هر قضاء الهى، خير و نكويى براى مؤمن باشد.

  14- به راستى كه خداوند پافشارى مردم در خواهش از ديگران را خوش نمی ‏دارد ولى اين پافشارى را در خواهش از او دوست می ‏دارد به درستى كه خداى كه يادش بزرگ است دوست دارد كه از او [چيزى‏] خواسته شود و از آنچه در نزد اوست درخواست گردد.

 15- هرکس در خود واعظ و پند دهنده ای قرار ندهد پند و اندرز مردم او را سودی نبخشد.

 16- هر كس كه ظاهرش از باطنش نيكوتر است، ترازوى [اعمالش‏] سبك می ‏گردد.

 19- دانشمندى كه از دانش او سود برند بهتر از هفتاد هزار عابد است.

  20 -  شخص عالم نیست مگر وقتی که حسد به مافوق خود نورزد و پائین تر از خود را تحقیر ننماید.


 22- مثل نيازمند شدن به كسى كه تازه به دوران رسيده است همانند سكّه نقره ‏اى در دهان افعى است كه تو بدان [سكه نقره‏] نياز دارى و از آن [افعى‏] در خطرى.

  23- سه صفت است كه صاحب آن صفات هرگز نمی ‏ميرد تا اينكه عذاب و گرفتارى آن صفات را ببيند: ستم، قطع رابطه خويشاوندى و سوگند دروغين كه ستيز با خداست. و بی ‏گمان طاعتى كه پاداشش زودتر از ديگر طاعات می ‏رسد، ارتباط خويشاوندى است و به راستى [اگر چه‏] قومى طغيانگر و گنهكارند ولى صله رحم می ‏كنند پس دارايى ايشان زياد می ‏گردد و توانگر می ‏شوند و همانا سوگند دروغين و قطع ارتباط خويشاوندى شهرها را خالى از سكنه [بی ‏نشاط] می ‏سازد.

 24- هيچ كردارى جز با شناخت و آگاهى، پذيرفته نگردد و هيچ شناختى جز با كردار به دست نيايد و هر آن كه آگاه گرديد، آگاهی ‏اش او را به كردار رهنمون سازد و كسى كه آگاهى ندارد كردارى هم ندارد.

 25- همانا خداوند براى احسان و نكويى، گروهى از بندگانش را برگزيده است، آنان را دوستدار احسان و دوستدار نيكوكارى قرار داده و جويندگان احسان را به سوى آنان راهى نموده و برآوردن نياز ايشان را بر نيكوكاران آسان ساخته همان گونه كه زنده كردن زمين باير و جان دادن بر اهلش را براى باران آسان نموده است و به راستى كه خداوند براى نكويى، دشمنانى از بندگانش قرار داده كه احسان و نيكوكارى را بر ايشان ناپسند و مبغوض ساخته و جويندگان احسان را از رو نمودن به آنان منع كرده و دشمنان احسان را نيز از نيكوكارى منع نموده است همان گونه كه باران را از زمين باير و خشك دور ساخته تا آن زمين و اهلش را نابود كند و آنچه خداوند می ‏بخشد بيشتر است.

 26- مهر قلبى برادرت [نسبت به تو را] با ارزيابى مهر قلبى تو به برادرت بشناس.

  27- ايمان، دوستى و دشمنى است. [دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا].

 28- شيعيان ما نيستند جز آنان كه پرهيزگارى از خداى را در پيش گيرند و فرمانش برند و آنان شناخته نمی ‏شوند جز به فروتنى و خشوع و بازپس دادن امانت و ياد كردن بسيار خداوند و روزه ‏دارى و نمازگزارى و نيكى به پدر و مادر و رسيدگى در كار همسايگان تهيدست و بيچارگان و بدهكاران و يتيمان و راست گفتارى و تلاوت نمودن قرآن و سخن نگفتن با مردم جز به نيكى؛ و شيعيان ما در هر چيزى امين خويشاوندانشان هستند.

 29- چهار چيز نيكو گنجى هستند: مخفى داشتن نياز و پنهان دادن صدقه و نهان نمودن درد و پنهان ساختن گرفتارى.

 30- كسى كه راست گفتار است، پاك كردار شود و كسى كه نيك نيت است روزی ‏اش زیاد گردد و آن كس كه با خانواده ‏اش خوشرفتار است عمرش زیاد شود.

  31- از تنبلى و بی ‏قرارى [بی ‏حوصلگى‏] بپرهيز چرا كه اين دو، كليد هر بدى هستند. كسى كه تنبلى كند حقى را به انجام نرساند و آن كس كه بی ‏قرارى كند بر حق نتواند شكيبايى كند.

 32- هر كه در راه خدا و براى ايمان به خدا، دوستى يابد و براى خشنودى خداوند در دوستى با او پايدارى كند، بی ‏ترديد پرتويى از نور خدا و پناهى از عذاب خدا و دليلى كه در روز رستاخيز كاميابش سازد و بزرگى پايدار و آوازه ‏اى بلند به دست آورد. چرا كه مؤمن از خداوند نه جداست و نه پيوسته. پرسيده شد كه معنى «نه جداست و نه پيوسته» چيست؟ امام عليه السّلام فرمود: كه نه پيوسته به خداست كه خود خدا باشد و نه جداى از اوست كه جز او باشد.

 33- مرد را در گول زدن خويش، همين كافى است كه عيب ديگران را ببيند و عيب خويش را نبيند يا اينكه ديگران را بر چيزى خرده گيرد كه خود توان رهايى از آن عيب را ندارد و يا اينكه همنشين خويش را با سخن گزافه و بی ‏ثمر آزار رساند.

 34- فروتنى آن است كه به نشستن در جايى پايين‏تر از شأنت خشنود باشى و به هر كه رسيد سلام كنى و هر چند كه بر حقّ هستى، ستيزه و جدال را رها سازى.
 35- مؤمن برادر مؤمن است. به او دشنام نمی ‏دهد، از او [چيزى را] مضايقه نمی ‏كند و به او گمان بد نمی ‏برد.

 36- امام باقر عليه السّلام به فرزندش فرمود: خويشتن را براى حقّ شكيبا دار. زيرا هر كه در [پرداخت‏] حقّ، چيزى را مضايقه كند، دو برابر آن را در باطل و نادرست بدهد.

 37- بدخويى نصيب هر كه شد، ايمان از او پوشيده ماند [دور شد].

  38- به راستى خداوند دشنام دهنده بی ‏حيا را دشمن دارد.

  39- همانا خداوند را كيفرهايى در دل و تن است: تنگدستى در زندگى و سست انگارى در عبادت؛ و هيچ بنده ‏اى به كيفرى سخت‏ تر از سنگدلى گرفتار نيامده است.

 40- چون روز رستاخيز شود ندا دهنده‏ اى فرياد برآورد: كجايند بردباران؟ پس گروهى از مردم بايستند پس آنگاه ندا دهنده ‏اى ندا دهد: كجايند تحمل ‏كنندگان؟ پس گروهى از مردم به پا خيزند. عرض كردم [راوى‏]: فدايت گردم بردباران و تحمل‏ كنندگان چه كسانى هستند؟ پس امام عليه السّلام فرمود: بردباران بر انجام واجبات و تحمل‏ كنندگان بر دورى از گناهان.

 41- خداوند می ‏فرمايد: اى فرزند آدم! از آنچه بر تو حرام كردم دورى گزين تا از پارساترين مردم باشى.

 42- برترين عبادت پاكدارى { عفت } شكم و عورت است.

 43- چهره شاداب و خوشرويى مهر آور و نزديك ‏كننده به خداست و چهره گرفته و بدرويى دشمنی ‏آور و دوركننده از خداست.

 44- دستاويز و وسيله ‏اى براى من كه نزديكتر به او باشد به سوى آنچه او دوست می ‏دارد، از پيشينه دست احسان نيست كه دست ديگرش دنبال آن آيد تا آن را نگه دارد و پرورش دهد؛ زيرا دريغ كردن دستهاى آينده مايه قطع سپاسگزارى دستهاى نخستين است ولى دلم به من اجازه ردّ نيازمنديهاى نخستين را به من نمی‏دهد.


46- به راستى كه اين دنيا را نيكوكار و بزهكار به دست آورند ولى همانا خداوند اين دين را جز به بندگان ويژه ‏اش ندهد.

 48- هر كه بابى از هدايت را [به ديگران‏] بياموزد همانند پاداش عمل‏كننده بدان كردار، پاداش برد و از پاداش آنان چيزى كم نمی ‏گردد [هم آموزنده و هم عمل‏ كننده پاداش كامل می ‏گيرند] و هر كه بابى از گمراهى را [به ديگران‏] بياموزد بار گران گناه را همچون گناهكار بر دوش كشد و از بار گناهشان چيزى كم نمی ‏گردد.

 50- دانشمند را سزاست كه چون چيزى از او پرسيده شود و او جوابش را نداند، بگويد خدا داناتر است و گفتن چنين سخنى بر غير دانشمند سزا نيست و در روايتى ديگر آمده كه بگويد: نمی ‏دانم تا اينكه در دل پرسنده ترديدى نيندازد.


 52- آيا شما را از چيزى با خبر نكنم كه چون بدان عمل كنيد. سلطان و شيطان از شما دور شوند؟ پس ابو حمزه عرض كرد: بله! آن را بفرماييد تا بدان عمل كنيم. پس امام عليه السّلام فرمود: بر شماست كه روز را با صدقه آغاز نماييد؛ چرا كه صدقه شيطان را رو سياه كند و در آن روز، خشم‏گيرى سلطان ستم پيشه را بر شما بی ‏اثر می ‏كند و بر شماست دوستى در راه خدا و مهرجويى و هميارى در انجام كردار نيك؛ زيرا اين كار سلطان و شيطان را ريشه كن نمايد و در آمرزش خواهى پافشارى كنيد، چرا كه اين كار گناهان را پاك كند.

 53- به درستى اين زبان كليد هر نيك و بد است؛ پس مؤمن را سزاست كه همان طور كه بر سيم و زرش قفل می ‏زند بر زبانش نيز قفل زند؛ زيرا پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود:
رحمت خداى بر مؤمنى باد كه زبانش را از هر ناپسندى باز دارد چرا كه اين نگه داشتن زبان { از معصیت } ، صدقه مؤمن بر خويشتن است. آنگاه امام باقر عليه السّلام فرمود: هر كه زبانش را فرو نبندد از گناهان به دور نباشد.

 55- به راستى افسوس خورنده ‏ترين مردم در قیامت، بنده‏ اى است كه عدالت را توصيف كند و آنگاه خود در حقّ ديگرى بر خلاف عدالت عمل نمايد.

 56- بر شماست به پرهيزگارى و تلاش و راست گفتارى و بازپس دادن امانت به آن كس كه به شما اعتماد نموده خواه آن كس نيكوكار باشد يا بزهكار. چنانچه قاتل على بن ابى طالب امانتى به من سپارد. بی ‏گمان آن را بازپس خواهم داد.


 57- ارتباط خويشاوندى، كردارها را پاكيزه دارد و دارايى را فزون كند و گرفتارى را دور سازد و حساب [روز جزا] را آسان نمايد و مرگ را عقب اندازد.

 58- اى مردم! به راستى شما در اين دنيا در تيررس تيرهاى مرگ هستيد.
هيچ كس از شما روزى از زندگی ‏اش را پشت سر ننهد. جز آن كه روزى ديگر از عمرش سپرى گردد. پس كدامين لقمه گلوگير نيست يا كدام آشاميدنى راه گلو را نگيرد. از اين منزلگه كوچ، سراى پيش روى خود را آباد كنيد؛ چرا كه امروز غنيمت است و فردا را ندانى از آن كيست؟ اهل دنيا مسافرانى هستند كه بار و بنديل خود را در سرايى دگر [آخرت‏] باز كنند. ريشه‏ ها [پيشينيان‏] نابود شدند و ما شاخه‏ هاى آنهاييم. چون ريشه رود، شاخه چسان بماند؟ { چگونه شاخه بدون ریشه دوام خواهد داشت } كجايند آنان كه از شما بيشتر زيستند و بلند آرزوتر بودند؟ اى فرزند آدم! آنچه را كه توان دور ساختنش را ندارى تو را پيش آمد و آنچه كه بازنگردد از دستت رفت؛ پس زندگى زودگذر را زندگى نخوان، چه چيزى عايد تو شود جز خوشى ‏اى كه به مرگت كشاند و اجلت را نزديك سازد؟! پس گويى تو دوستى از دست رفته و سايه ‏اى از بين رفته گشته ‏اى. پس می ‏بايست خويش را دريابى و جز آن را وانهى و از خداى ياری ‏جويى تا ياريت نمايد.

 59- هر كه آن گونه نيكى كند كه با او كرده‏ اند تنها جبران نموده و آن كه دو چندان جبران كند سپاسمندى نموده و آن كس كه سپاس دارد، بزرگوار است و آن كه بداند هر چه كرده بر خودش كرده انتظار سپاس مردم را نكشد و فزون شدن مهر مردم را نخواهد. پس از ديگرى نخواه كه در آنچه براى خود كرده ‏اى و آبرويت را بدان حفظ نموده ‏اى، تو را سپاس گزارد و آگاه باش كه نيازمند با خواهش كردن از تو، آبرويش را نگه نمی ‏دارد پس تو آبرويت را با نيكى نمودن به او نگهدار.

  60- به راستى خداوند به بنده مؤمن با بلا و سختى، لطف نمايد همان طور كه مسافر خانواده ‏اش را با سوغاتى مورد لطف قرار دهد.و خدا بنده مؤمن را از دنيا پرهيز دهد همان طور كه طبيب بيمار را پرهيز دهد.

 61- همانا خداوند دنيا را به دوست و دشمن بدهد ولى دينش را جز به دوستدارش ندهد.

 62- به راستى شيعيان على عليه السّلام آنهايند كه در راه ولايت ما نسبت به يك ديگر فداكارى می ‏كنند و در دوستى ما به يك ديگر مهر می ‏ورزند و براى برپادارى امر ما به ديدار هم می ‏روند؛ آنان كه چون خشم گيرند ستم نورزند و چون خشنود گردند زياده روى ننمايند؛ بركت همسايگان و آسودگى همنشينانند.

 63- تنبلى به دين و دنيا آسيب زند.

 64- اگر گدا می ‏دانست كه در گدايى چه [ذلّتى‏] نهفته است هرگز كسى از ديگرى گدايى نمی ‏كرد و اگر آن كسى كه از او چيزى خواسته شده می ‏دانست كه در برآورده نكردن خواهش چه [بدی ‏اى‏] وجود دارد هرگز كسى از { کمک } به ديگرى مضايقه نمی ‏كرد.

 65- همانا خداوند را بندگانى باشد كه با خوشبختى و توانگرى زندگى می ‏كنند و مردمان در سايه ايشان [به نيكى‏] زندگى می ‏كنند و آنان در ميان بندگان چون بارانند و خداوند را بندگانى باشد نفرين شده و بی ‏خير كه نه خودشان زندگى می ‏كنند و نه مردم در سايه آنان [به نيكى‏] زندگى می ‏كنند و آنان در ميان بندگان چون ملخى هستند كه بر چيزى نمی ‏افتند مگر آن كه تار و مارش می ‏كنند.

 66- با مردم به نيكوترين سخنى كه دوست داريد آنان به شما بگويند، سخن گوييد. زيرا خداوند از نفرين‏ كننده دشنام پيشه طعنه زننده بر مؤمنين و دشنام گوى بی ‏آبرو و گداى سمج نفرت دارد و با حياى صبر پيشه پاكدامن پرهيزگار را دوست دارد.

 67- به راستى خداوند افشای سلام را دوست میدارد.

تحف العقول صفحه 518 الی 537

 

  خصال صدوق - هشام بن معاذ گفت من همنشين عمر بن عبد العزيز بودم وقتى داخل مدينه شد. منادى او فرياد زد هر كس طلبى دارد يا به او ستم شده بيايد به در خانه ما. امام باقر (ع) آمد. غلام عمر بن عبد العزيز بنام مزاحم اطلاع داد كه محمد بن على (حضرت باقر) بر درب خانه است. گفت بگو بيايد ... امام باقر (ع) وارد شد عمر بن عبد العزيز چشمان خود را از اشك پاك ميكرد.
حضرت باقر فرمود براى چه گريه ميكنى عمر؟ هشام در پاسخ گفت فلان و فلان مطلب موجب گريه ‏اش شده يا ابن رسول اللَّه، حضرت باقر فرمود: عمر، دنيا بازارى است از بازارها بعضى خارج شدند از اين بازار با نفع و سود و بعضى با زيان و ضرر بسا از اشخاصى كه زيان بردند از همين كارها كه ما در آن هستيم تا بسوى مرگ شتافتند زندگى را بپايان بردند. از دنيا رفتند با سرزنش زيرا وسيله براى آينده آخرت خود در بهشت برنداشتند و مدافعى از ناراحتيهاى جهنم با خود نبردند.
آنچه جمع كرده بودند كسانى بين خود تقسيم كردند كه پاسش را هم نداشتند و رفتند به پيشگاه پروردگارى كه عذر و بهانه از آنها نمی ‏پذيرد. ما بايد توجه به اين اعمال كه موجب رشك و غبطه ما بود بنمائيم و در آن اعمال با آنها موافقت كنيم و از اعمالى كه ميترسيم چه بر سر آنها آورد بپرهيزيم.
در دل خود دو چيز قرار ده. دقت كن هر چه مايلى با تو باشد وقتى به حضور خدا رفتى اكنون جلوتر بفرست و هر چه مايل نيستى به همراهت باشد در پيشگاه پروردگار چيز ديگرى بجاى آن بگير. به دنبال متاعى كه كساد شده و خريدار نداشته نسبت به گذشتگان و تو مايلى از تو بگذرد مرو- عمر، درها را باز بگذار و حاجب و دربانان را سخت‏گير قرار مده بداد مظلوم برس و حق مردم را بده.
سپس فرمود سه چيز است كه در هر شخصى باشد ايمان بخدا را كامل نموده، عمر بن عبد العزيز از شنيدن اين سخن روى دو زانوى خود نشست و گفت آنها چه هستند اى خاندان پيامبر. امام عليه السلام فرمود بسيار خوب عمر: 1- كسى كه وقتى خشنود است اين خشنودى او را داخل كار باطل نكند. 2- وقتى خشم گرفت خشمش او را از حق خارج ننمايد. 3- و كسى كه وقتى قدرت يافت بيشتر از حق خود برندارد. عمر بن عبد العزيز دوات و كاغذى خواست و نوشت : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اين سند رد عمر بن عبد العزيز است حق محمد بن على را بنام فدك.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 162

 

  امالى - جابر گفت خدمت حضرت باقر (ع) با چند نفر پس از انجام مراسم حج رسيديم خواستيم از آقا وداع كنيم. عرضكرديم ما را سفارشى بفرما يا ابن رسول الله فرمود بايد قوى شما به ضعيف كمك كند و غنى و ثروتمند شما به مستمند رحم نمايد. بايد شخص خيرخواه برادرش باشد همان طورى كه خيرخواه خويش است اسرار ما را پنهان بداريد. مردم را بر شانه ما سوار نكنيد. دستورات ما كه به شما ميرسد ملاحظه كنيد اگر موافق قرآن بود آن را بكار بنديد ؛ اگر موافق نبود رد كنيد. اگر بر شما مشتبه شد توقف نمائيد در مورد آن و برگردانيد به ما تا براى شما توضيح بدهيم مطالبى را كه براى ما توضيح داده شد. وقتى اين سفارش ما را بكار بنديد نياز بشخص ديگرى نداريد هر مرده ‏اى كه از شما بميرد قبل از قيام قائم ما شهيد است و اگر قائم ما را درك كند و در خدمت او كشته شود پاداش دو شهيد دارد و هر كه در مقابل او با دشمنان ما پيكار كند پاداش بيست شهيد را دارد.    بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 163

 امالى - جابر بن يزيد جعفى گفت هجده سال به خدمتكارى امام و مولايم حضرت باقر اشتغال داشتم وقتى خواستم از خدمت آن جناب خارج شوم وداع كرده گفتم مرا بهره ‏اى برسان ؛ مولايم فرمود جابر پس از هجده سال (باز هم برايت چيزى بگويم) گفتم آرى شما درياى خشك ناشدنى و ژرف و بی ‏پايان هستيد فرمود: جابر سلام مرا به شيعيانم برسان به آنها بگو بين ما و خدا خويشاوندى نيست و نميتوان‏ مقرب درگاه او شد مگر به اطاعت جابر هر كه مطيع خدا باشد و دوستدار ما ولى ما است و هر كه معصيت خدا را كند دوستى ما به او نفعى نمی ‏بخشد.
جابر چه كسى از خدا چيزى خواسته و به او نداده يا بر او توكل نموده و خدا رهايش كرده يا به او اطمينان نموده و خدا نجاتش نداده؟
جابر دنيا را در نظر خود مانند منزلى قرار ده كه ميخواهى از آنجا كوچ كنى مگر دنيا مانند مركبى نيست كه در خواب سوار آن شده ‏اى و يك مرتبه بيدار ميشوى می ‏بينى در رختخواب خود هستى بی ‏آنكه سوار چيزى باشى و هيچ كس به آن اهميتى نمي دهد. يا چون جامه ‏اى كه پوشيده ‏اى يا همچون زنى كه با او همبستر شده ‏اى (لذت زودگذر دارد).
جابر دنيا در نظر خردمندان مانند حركت سايه است كلمه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ موجب عزت معتقدين است و نماز خانه اخلاص و پاك شدن از كبر است و زكات موجب افزايش روزى و روزه و حج، دلها را تسكين ميدهد قصاص و حدود موجب حفظ خون مردم می ‏شود. حسب ما خانواده نظام دين است خداوند ما و شما را از كسانى قرار دهد كه در پنهانى از خدا ميترسند و از روز قيامت هراس دارند.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 163

 معانى الاخبار- سعد اسكاف از حضرت باقر (ع) نقل كرد كه فرمود سه چيز موجب افزايش درجه است و سه چيز كفاره گناهان است و سه چيز موجب هلاكت و سه چيز نجات ‏بخش است اما آنها كه موجب افزايش درجات می ‏شود افشاى سلام و اطعام طعام و نماز خواندن در شب كه مردم خوابند ؛ اما آنها كه كفاره است شاداب وضو گرفتن در سحرگاه هاى سرد. رفتن به جماعت در شب و روز و توجه به نمازها اما آن سه چيز كه هلاك‏ كننده است حرصى كه بآن پاسخ مثبت دهى «شح مطاع را صدوق علیه الرحمه از حضرت صادق (ع) روایت میکند یعنی بدگمانی به خدا » و هواى نفس كه پيروش باشى و خودپسندى. اما نجات ‏بخش‏ها ترس از خدا در پنهان و آشكار و ميانه ‏روى در ثروت و فقر. و سخن عدل و درست در هنگام خشنودى و خشم.    بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 164  

  محاسن- حضرت باقر (ع) فرمود شگفتى واقعا از كسى است كه شك در قدرت خدا دارد با اينكه مشاهده ميكند خلق خدا را و شگفتى واقعا از كسى است كه آينده قيامت را تكذيب ميكند با اينكه به وجود آمدن اول را می ‏بيند. تعجب از كسى است كه قيامت و آخرت را قبول دارد اما عمل براى دنياى فريبنده ميكند و تعجب واقعا از كسى است كه در راه رفتن كبر و فخر دارد با اينكه از نطفه خلق شده و مردار خواهد شد و او در بين دو حالت است و نميداند چه معامله با او خواهد شد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 164  

  ابو النعمان عجلى گفت حضرت باقر (ع) فرمود يا ابا النعمان، مبادا بر ما دروغى را اثبات كنى كه از دين حنيف خارج خواهى شد. ابا النعمان مبادا به وسيله ما از مردم وابكشى كه خداوند باين كار جز افزايش فقر بتو نميدهد.
ابا النعمان رياست‏ طلب مباش كه عقب م‏يافتى. يا ابا النعمان ترا نگه ميدارند و بازخواست خواهى شد، بی ‏چون و چرا اگر راست بگوئى ما ترا تصديق ميكنيم اگر دروغ بگوئى تكذيبت ميكنيم يا ابا النعمان مبادا مردم ترا در مورد خودت فريب دهند كه كارها مربوط بتو است نه آنها، مبادا روزت را بفلان و فلان بگذرانى كه بهمراه تو كسانى هستند اعمالت را حفظ مينمايند. نيكى كن نديدم چيزى زودتر بانسان برسد و بيشتر در جستجو باشد از نيكى در مقابل خطاى قديم و گذشته.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

  كشف الغمه : حجاج بن ارطاة گفت حضرت باقر (ع) فرمود: پسر ارطاة چگونه است مؤاسات شما با يك ديگر. گفتم خوب است فرمود يكى از شما دست خود را در جيب برادرش ميكند و بقدر حاجت خود برميدارد وقتى محتاج باشد؟ گفتم اما اين طور نه. فرمود اگر اين كار را بكنيد نيازمند نخواهيد شد.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

 حضرت محمد بن على (ع) فرمود سلاح مردمان پست حرف زشت است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

  در كتاب حلية الاولياء از حضرت باقر (ع) نقل ميكند كه فرمود ايمان در دل ثابت است و يقين در گذر است. يقين به قلب وارد می ‏شود و همچون قطعه ‏اى آهن ميگردد و از آن خارج می ‏شود مانند يك تكه پارچه كهنه می ‏شود. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

 از امام باقر (ع) نقل شده كه فرمود در قلب هر كس مقدارى تکبر داخل شد به همان نسبت از عقلش كاسته می ‏شود چه زياد باشد يا كم.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

  منصور گفت از حضرت باقر (ع) شنيدم ميفرمود ثروت و عزت در قلب مؤمن در حركت است وقتى رسيدند به مكانى كه در آن توكل بود آنجا را وطن ميگيرند.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

    حضرت باقر (ع) در مورد آيه: أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا « فرقان: آيه 76.» فرمود : منظور از غرفه بهشت است به بهشت ميرسند بواسطه صبرى كه بر فتنه ‏هاى دنيا ميكنند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

  حضرت باقر (ع) در مورد آيه: وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً « الدهر: آيه 13.» پاداش خداوند به آنها در مقابل صبرشان بهشت و حرير است فرمود بواسطه صبرى كه بر فقر و گرفتاريهاى دنيا كردند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

  حضرت باقر فرمود: شيعيان ما كسانى هستند كه اطاعت خدا را كنند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

  حضرت باقر (ع) فرمود: از دشمنى و خصومت بپرهيزيد زيرا خصومت دل را فاسد ميكند و موجب نفاق می ‏شود. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

  محمد بن على بن الحسين (ع) فرمود هر كس به او اخلاق خوش و مدارا داده شود خير و آسايش داده شده و حالش در دنيا و آخرت خوب می ‏شود و هر كس محروم از اخلاق و مدارا باشد اين راهى است به هر شر و بلا جز اينكه خدا نگهدارد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

  حضرت باقر (ع) فرمود شيعيان ما سه دسته هستند يك دسته مردم را می ‏مكند بوسيله ما و يك دسته همچون آينه هر چه در او نقش می ‏بندد نشان ميدهند (يعنى حفظ اسرار نميكند) يك دسته نيز همچون طلا سرخ اند كه هر چه در آتش بيافتند ارزش بيشتر يافته و مرغوب‏تر ميشوند.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

   حضرت باقر (ع) فرمود شديدترين اعمال سه عمل است: ذكر خدا در هر حال. 2- انصاف دادن به مردم از جانب خود. 3- مواسات با برادران.بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

  در كتاب نثر الدرر امام باقر به فرزند خود حضرت صادق (ع) فرموده :
خداوند سه چيز را در سه چيز پنهان نموده: 1- رضاى خود را در اطاعت خويش پنهان كرده پس هيچ طاعتى را کوچک مشمار شايد رضاى خدا در همان باشد. 2- خشم خود را در معصيت مخفى كرده. پس هيچ معصيتى را كوچك مشمار شايد خشم خدا در همان باشد. 3- و دوستان خود را در ميان مردم پنهان كرده. پس هيچ كس را حقير مشمار شايد همان كس ولى خدا باشد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

 گروهى از بنى هاشم و ديگران خدمت امام باقر (ع) اجتماع كردند فرمود بپرهيزيد از شيعيان آل محمد و فرش وسط باشيد. كه زياده ‏رو و غالى بشما برگردد و عقب مانده نيز بشما برسد.عرض كردند غالى كيست ؟ فرمود كسى كه در باره ما مقامى را معتقد است كه ما خود آن مقام را براى خويش قائل نيستيم، گفتند عقب مانده و تالى كيست. فرمود كسى است كه بدنبال خير و نيكى است اين پی ‏گيرى او موجب افزايش خير برايش می ‏شود. قسم بخدا بين ما و خداوند قرابتى نيست و نه ما بر خدا حجتى داريم و نميتوان بخدا نزديك شد مگر باطاعت. هر كس از شما مطيع خدا باشد و عمل به دستور او بنمايد ولايت ما برايش سودمند است. و هر كه معصيت خدا را نمايد ولايت ما او را سودى نخواهد بخشيد. فرمود واى بر شما مبادا مغرور شويد اين سخن را سه بار تكرار كرد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167     

 حضرت باقر (ع) فرمود : گروهى خدا را می ‏پرستند به عنوان سپاس و شكر اين عبادت آزاد مردان است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167     

 حضرت باقر (ع)  بفرزند خود فرمود وقتى خدا به تو نعمتى ارزانى داشت بگو الحمد لله و هر گاه چيزى تو را محزون نمود بگو لا حول و لا قوة الا بالله و هر گاه گرفتار تنگدستى شدى بگو: استغفر الله. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167     

  امام باقر (ع) فرمود خوددارى از بزمين خوردن بهتر از درخواست بر گرداندن بحالت اول است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167     

  به امام باقر (ع) عرضكردند چه كس ارزش او از همه مردم بيشتر است فرمود هر كس براى دنيا نسبت بخود ارزش قائل نباشد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167    

    امام باقر (ع) فرمود: پيروزى در كار خير فضيلت است و بر كار شر زشت است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167    

امام باقر (ع) فرمود: آنچه مظلوم از دين ظالم ميگيرد بيشتر است از آنچه ظالم از دنياى مظلوم ميگيرد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167    

   اعلام الدين حضرت باقر (ع) فرمود به چيزى كه اميدوار نيستى بيشتر اميدوار باش از چيزى كه به آن اميد دارى ؛ حضرت موسى (ع) خارج شد تا آتش‏ گيره تهيه كند برگشت با مقام پيامبرى. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167    

 امام باقر (ع) به يكى از شيعيان خود فرمود ما نميتوانيم شما را از جانب خدا بی ‏نياز كنيم مگر با ورع و ولايت ما درك نميشود مگر با عمل و افسرده ‏ترين مردم در روز قيامت كسى است كه عدل و دادگرى را تعريف كند و خود ستمگرى پيش بگيرد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168     

  امام باقر (ع) فرمود هر گاه خداوند تعالى حُسن نيت را در كسى ببيند او را در پناه عصمت قرار ميدهد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168     

  امام باقر (ع) فرمود توقف در موقع شبهه بهتر از وارد شدن در هلاكت است و ترك نمودن حديثى كه روايت نكرده‏ اى بهتر است از روايت حديثى كه وارد به آن نيستى هر حقى داراى نورى است آنچه مخالف كتاب خدا است واگذاريد، سريعترين خير از نظر ثواب نيكوكارى است و سريعترين كار بد از نظر كيفر ستم است. كفايت ميكند در عيب شخص همين كه توجه به عيب ديگران داشته باشد كه آن عيب را در خود نمی ‏بيند و مردم را سرزنش ميكند بچيزى كه از خود برطرف نمی ‏كند يا سخن در باره چيزى ميگويد كه مربوط به او نيست.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168

 امام باقر (ع) فرمود : هر كس عمل كند بآنچه ميداند خدا می ‏آموزدش آنچه نميداند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168

  امام باقر (ع) به يكى از شيعيان خود كه قصد سفر داشت و گفت مرا سفارشى بفرمائيد فرمود: سفرى را از پيش مگير كه بيمناكى، از مركب سوارى خود شب پياده مشو مگر اينكه كفش بپا داشته باشى و در سوراخهاى زمين ادرار مكن و هيچ نوع روئيدنى را مخور و بو نكش مگر وقتى كه بدانى چيست و از مَشك آب كسى نياشام مگر اينكه بدانى چه در آن است. به سفر نرو مگر با كسى كه او را ميشناسى و از كسى كه نمی ‏شناسى بپرهيز.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168

 به امام باقر (ع) عرضكردند چه كس از همه مردم ارزش بيشتر دارد؟ فرمود كسى كه باكى ندارد دنيا در دست چه كس باشد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168

امام باقر (ع) فرمود دانش بياموزيد كه دانش ‏آموزى حسنه است و جستن دانش عبادت است و مذاكره علمى تسبيح خدا است و بحث از دانش جهاد است. و ياد دادن دانش صدقه است. و بخشيدن دانش به اهل آن نزديكى بخدا است. علم ميوه‏ بهشت و ُانس در وحشت و مصاحب در غربت و رفيق در خلوت و راهنما در هنگام خوشى و كمك در گرفتارى و زينت در مقابل دوستان و سلاح در مقابل دشمنان است خداوند بوسيله علم گروهى را رفعت می ‏بخشد و آنها را در كارهاى خير بزرگوار ميكند و براى مردم پيشوا قرار ميدهد كه از كردارشان تقليد ميكنند. و آثار آنها را پيروى مينمايند و بر آنها درود ميفرستد هر تر و خشك ماهي هاى دريا و جنبنده‏ هاى آن و درنده‏ هاى بيابان و چهارپايان صحرا.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168

کرامات و مناقب حضرت باقر (ع)

 ابو بصير گويد: خدمت حضرت باقر عليه السّلام رسيدم و عرض كردم: شما ورثه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله هستيد؟ فرمود: آرى، عرض كردم: رسول خدا وارث همه پيغمبران است و تمام علوم آنها را هم داشت؟ فرمود: آرى، عرض كردم: پس اينك شما قادر هستيد مردگان را زنده كنيد و امراض سخت را شفا دهيد؟.
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: آرى به اذن خداوند همه اين كارها را انجام ميدهيم پس از اين فرمود: نزديك من بيا، دست خود را بر صورتم كشيد در اين هنگام آفتاب و آسمان و زمين و خانه‏ ها را ديدم، فرمود: اگر ميل دارى همين گونه باش و مانند مردم در ثواب و عقاب شركت كن، و اگر هم ميل دارى مانند كور زندگى كنيد و روز قيامت بهشت برويد.ابو بصير گويد: عرض كردم: دوست دارم مانند اول باشم، وى گويد: حضرت بار ديگر دست بر چهره ‏ام كشيد مانند اول نابينا شدم، راوى گويد: من اين حديث را خدمت ابن ابى عمير نقل كردم فرمود: من گواهى ميدهم اين حديث راست است‏ همان گونه كه جهنم و بهشت واقعيت دارند.  اعلام الوری صفحه 370

از محمد بن مسلم نقل شده که هرگز مطلبی به ذهنم نرسید مگر اینکه از حضرت باقر (ع) پرسش کردم و سوالات من از آن حضرت بالغ بر سی هزار حدیث شد و از حضرت صادق (ع) شانزده هزار مسئله پرسیدم.  انوارالبهیه صفحه 132

از حضرت باقر (ع) روایت شده که اگر برای علم خود مردمی شایسته و لایق می یافتم ، همانا توحید و اسلام و دین و شرایع را از کلمه صمد آشکار می ساختم ؛ ولی چگونه من چنین اشخاصی را بیابم با اینکه جدم امیرالمومنین (ع) کسی را نیافت که متحمل علم او گردد ، باری حضرت باقر (ع) بسیاری از گنجهای پنهانی از معارف و حقایق احکام الهی و حکمتها و لطائف را هویدا ساخت که بر هیچکس پوشیده نیست مگر آنکه دیده بصیرتش نابینا و قلبش فاسد و ناپاک باشد و همانا به واسطه اظهار علوم بود که آنحضرت شکافنده علم و آشکار کننده دانش نامیده شد.  انوارالبهیه صفحه 133

شیخ مفید گوید : آنقدری که علم دین و آثار مذهب و شریعت و علم قرآن و طریقه دیانت از ابی جعفر باقر (ع) به ظهور رسید ، از هیچ یک از فرزندان حضرت حسن و حسین علیها سلام آشکار نشد و علوم دیانت را باقیماندگان از صحابه و بزرگان تابعین و سران دانشمندان مسلمین از آنحضرت فرا گرفته و روایت نمودند و به دانستن علوم دین در میان اهل فضل مشهور و معروف بود که ضرب المثل گردیده و در وصف او آثار و اشعار ساخته شد و قرطی درباره آنحضرت می گوید :

 یا باقر العلم لاهل التقی     و خیر من لبی علی الاجبل

{ ابن حجر با اینکه ناصبی و دشمن سر سخت اهل بیت است در کتاب صواعق خود درباره امام محمد باقر (ع) می گوید : او است شکافنده علم و جامع آن و آشکار کننده علم و برافرازنده آن ، دلش روشن و علم و عملش درخشنده و تابناک و روحش پاک و خلقش شریف بود ، اوقات خود را به اطاعت خداوند گذرانید و در مقامات عارفین به جائی رسید که زبان توصیف کنندگان از وصفش ناتوان است و او را کلمات بسیاری است در سلوک و معارف که این مختصر را گنجایش نقل آن نیست (( پایان کلام ابن حجر )) " مولف " }  انوار البهیه صفحه 133

مردی نصرانی به حضرت باقر (ع) گفت تو بقر ( گاو ) هستی ؛ فرمود : نه ، من باقرم ؛ گفت تو پسر زن آشپز هستی ؛ فرمود آشپزی حرفه و پیشه او است ( و ننگ و عاری نیست ) گفت تو پسر کنیز سیاه زنگی بذیه بد زبان هستی ؛ فرمود : اگر راست گفتی خداوند او را بیامُرزد و اگر دروغ گفتی خدا تو را بیامُرزد ؛ مرد نصرانی    ( از مشاهده این اخلاق کریمه ) به شرف اسلام مشرف و مسلمان شد.   انوارالبهیه صفحه 141  ،  منتهی الآمال جلد 2 صفحه 678

حضرت باقر عليه السّلام در ميان مردم به علم و زهد و شرافت و بزرگوارى مشهور و معروف است، در ميان اولاد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله كسى به پايه او نرسيد، و در علوم قرآن و سنت و احكام و علوم و آداب اخبار و آثار فراوانى از آن بزرگوار رسيده است، بزرگان از صحابه و تابعين خدمت او ميرسيدند و از خرمن فضائل او خوشه‏ چينى ميكردند، حضرت رسول وى را به عنوان «باقر العلوم» { یعنی شکافنده علوم } معرفى كرده بودند.  اعلام الوری صفحه 371

 جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد: حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به من فرمودند: شما مردى از فرزندان حسين را ملاقات خواهى كرد كه نامش محمّد است، وى علم را از هم خواهد شكافت، هر گاه وى را ملاقات كردى سلام مرا به او برسان.   اعلام الوری صفحه 371

 حضرت صادق عليه السّلام فرمود: جابر بن عبد اللَّه در مسجد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله مينشست و عمامه سياهى را بر سر و صورتش می ‏بست، و ميگفت: اى باقرِعلم ، مردمان مدينه ميگفتند: جابر هذيان ميگويد، وى اظهار ميداشت نه بخداوند سوگند من هذيان نمي گويم، بلكه از رسول خدا (ص) شنيدم ميفرمود: شما بزودى يكى از فرزندان مرا خواهى ديد كه علم را از هم خواهد شكافت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله ميفرمود: رخسار او مانند رخسار من است، و نام او هم با من يكى است، من در اثر اين حرف پيغمبر اين مطلب را اظهار ميكنم، امام صادق عليه السّلام فرمود : جابر روزها خدمت امام باقر عليه السّلام ميرفت، اهل مدينه ميگفتند: تعجب از جابر است كه با اين كودك رفت و آمد ميكند، و حال اينكه وى از اصحاب پيغمبر است ؛ حضرت باقر عليه السّلام فرمود: روزى به منزل جابر بن عبد اللَّه رفتم و بر وى سلام‏ كردم، جابر جواب سلام مرا داد و سپس گفت : شما كه هستى؟ اين در موقعى بود كه چشمانش از ديدن محروم گرديده بوده ، گفتم: من محمّد بن علي بن الحسين هستم، گفت:اى پسر نزديك من بيا، من نزديك او رفتم جابر ابتداء دست مرا بوسيد و بعد خواست از پايم ببوسد من جلوگيرى كردم، پس از اين، گفت: اى پسر جدت رسول خدا تو را سلام رسانيد.در اين هنگام حضرت باقر عليه السّلام فرمود: سلام و رحمت بر حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله باد، اكنون بگوئيد: مطلب از چه قرار است؟ فرمود: روزى در خدمت حضرت رسول بودم گفتند: يا جابر شما خواهى ماند تا آنگاه كه مردى از خاندانم را بنام محمّد ملاقات كنى، خداوند به او نور و حكمت عطا خواهد كرد، هنگامى كه او را ديدى سلام مرا به او برسان‏.   اعلام الوری صفحه 371

عبد اللَّه بن عطاء مكى گويد: من علماء را در خدمت حضرت باقر عليه السّلام خيلى حقير و ناچيز مي ديدم يكى از روزها حكم بن عتيبه را با آن جلالت و بزرگوارى را كه در ميان خويشاوندانش داشت، در خدمت امام باقر عليه السّلام ديدم مانند كودكى كه در نزد معلم بنشيند مشاهده كردم.   اعلام الوری صفحه 372

جابر بن يزيد جعفي هر گاه از حضرت باقر حديثى نقل ميكرد ميگفت: من اين روايت را از وصى اوصياء و وارث انبياء محمّد بن علي بن الحسين عليهم السّلام نقل ميكنم‏.     اعلام الوری صفحه 372

عبد الرحمن بن حجاج از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه محمّد بن منكدر ميگفت: من گمان نمي كردم علي بن الحسين عليهما السّلام با آن جلالت و فضلى كه داشت فرزندى مانند خودش را به جاى گذارد، تا يكى از روزها فرزندش محمّد را ديدم ، خواستم وى را موعظه كنم، ناگهان او مرا موعظه كرد.
ياران ابن منكدر پرسيدند وى چگونه تو را موعظه كرد؟ گفت: در هواى بسيار گرمى به اطراف مدينه بيرون شدم، در اين هنگام با محمّد بن علي برخورد كردم، وى مرد سمينى بود و بر دو غلامش تكيه داشت، با خود گفتم: يكى از بزرگان قريش در اين وقت روز با اين گرمى در طلب دنيا كوشش ميكند، اينك ميروم و او را پند ميدهم.
نزديك او رفتم و بر وى سلام كردم و جواب شنيدم و از شدت گرما عرق ميريخت گفتم: خداوند تو را عافيت دهد، تو يكى از شيوخ قريش هستى در اين وقت گرما و با اين مزاج باز هم در طلب دنيا كوشش ميكنى؟!، اگر اينك مرگ تو را فرا رسد در اين حال چه كار ميكنى؟
محمّد بن منكدر گويد: وى در اين هنگام دستش را از غلامان رها كرد و بر زمين نشست و فرمود: اگر اكنون مرگ من در رسد مرا در حال طاعت پروردگار خواهد ديد، من با اين زحمت خود زندگى براى اهل بيتم فراهم ميكنم، و دست درازى به طرف تو و امثالت نميكنم، و من ميترسيدم مرگ من در رسد و مرا در حال نافرمانى مشاهده كند، گفتم: خداوند تو را رحمت كند من آمدم تو را موعظه كنم و ليكن در عوض شما مرا موعظه كردى ؛ حضرت فرمود: مردم از اين جهت از ما اكراه دارند كه ميدانند ما خاندان رحمت و شجره نبوت هستيم، منزل ما محل فرود آمدن فرشتگان است، و ما معدن حكمت و جاى نزول وحى ميباشيم.  فرمودند: ما در باره مردم مبتلا هستيم، اگر آنان را به طرف خود دعوت كنيم ما را اجابت نميكنند، و اگر آنان را به حال خود واگذاريم بدون توجه ما هدايت نخواهند شد ؛  فرمود: ما گنجينه علم پروردگاريم و امر پروردگار دست ما قرار دارد، بوسيله ما اسلام آغاز شد و به ما انجام خواهد گرفت و مردم احكام اسلام را از ما آموختند، به خداوندى كه دانه را شكافت و آدميان را آفريد علم خداوند جز نزد ما در جاى ديگرى نيست، و مردم نخواهند علم خدا را درك كنند مگر بوسيله ما.  اعلام الوری صفحه 372  

در جلد یازدهم بحارالانوار نقل میکند روزی گرمی هوای تابستان به کمال شدت خود رسیده بود آفتاب سراسر مدینه و باغات و مزارع را فرا گرفته و شرر بار بر آنها می تابید.در این حال مردی به نام (( محمد بن منکدر )) که خود را از زُهاد و عُباد و تارک دنیا میدانست تصادفا به نواحی بیرون مدینه آمد ، ناگهان چشمش افتاد به مرد فربه و درشت اندامی که معلوم بود در این وقت برای سرکشی و رسیدگی به مزارع خود بیرون آمده و به وسیله فربهی و خستگی به کمک چند نفر که اطرافش هستند و معلوم است کس و کارهای خود او هستند راه می رود. با خود اندیشید این مرد کیست که در این هوای گرم خود را به دنیا مشغول ساخته است ؟! نزدیک تر شد عجب ! این مرد محمد بن علی بن الحسین { امام باقر } (ع) است ؟ ! این مرد شریف دیگر چرا دنیا را پی جویی میکند ؟! حتما لازم شد نصیحتی بکنم و او را از این روش بازدارم. نزدیک آمد و سلام کرد امام نفس زنان و عرق ریزان جواب سلام داد ، آنگاه رهگذر چنین گفت : آیا سزاوار است مرد شریفی مثل شما در طلب دنیا بیرون بیاید آن هم در چنین وقتی و در چنین گرمایی خصوصا با این اندام فربه که حتما باید متحمل رنج فراوان بشوید ؟! چه کسی از مرگ خبر دارد ؟ شاید همین الان مرگ شما رسید اگر در همچو حالی مرگ شما فرا رسید چه وضعی برای شما پدید خواهد آمد آیا این عمل شایسته شماست خیر خیر ، هرگز شایسته شما نیست.امام باقر (ع) دست ها را از دوش کسان خود برداشت و به دیوار تکیه کرد و گفت اگر مرگ من در همین حال برسد و من بمیرم در حال عبادت و اطاعت و انجام وظیفه از دنیا رفته ام زیرا این کار من عین طاعت و بندگی خداست تو خیال کرده ای که عبادت منحصر به ذکر و نماز و دعاست ؛ من زندگی و خرج دارم اگر کاری نکنم و زحمت نکشم باید دست حاجت به سوی تو و امثال تو دراز کنم من در طلب رزق می روم که احتیاج خود را از هرکس و ناکس سلب کنم ؛ ترس از مرگ وقتی است که من در حال معصیت باشم نه در چنین حالی که در حال فرمانبرداری هستم. زاهد : عجب اشتباهی کرده بودم خودم احتیاج کاملی به نصیحت داشته ام.  داستان راستان جلد 1 صفحه 73 ، بحارالانوار ، چاپ کمپانی ، جلد 11 ، حالات امام باقر (ع) صفحه 82

 فضيل از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن جناب فرمود: اگر ما از نزد خود مطلبى اظهار كنيم گمراه خواهيم شد، همان گونه كه گذشتگان گمراه شدند، و ليكن ما از روى براهين و ادله‏ اى كه خداوند براى پيغمبرش فرستاد حديث ميكنيم ؛ از حضرت باقر عليه السّلام پرسيدند چرا در هنگام القاء حديث سند روايت را ذكر نمی ‏كنيد، فرمود: هر گاه حديثى نقل كنم و سندش را متذكر نشوم، او را از پدرم زين العابدين از حسين بن علي، از على بن ابى طالب، از رسول خدا، از جبرئيل عليهم السّلام از خداوند روايت ميكنم‏.اعلام الوری صفحه 373

 معروف ابن خربوذ گويد: از حضرت باقر عليه السّلام شنيدم ميفرمود: حديث بسيار مشكل و عميق است، جز فرشتگان مقرب و پيغمبران مرسل و بندگان ويژه پروردگار كه در طُرق ايمان آزمايش شده باشند معانى روايات ما را درك نميكنند.     اعلام الوری صفحه 374

 سدير صيرفى گويد: حضرت باقر عليه السّلام ميفرمود: خداوند بندگان خود را مكلف كرده است تا ائمه عليهم السّلام را بشناسند و امور خود را به آنان واگذارند، و در مسائل مختلف به آنان رجوع كنند.   اعلام الوری صفحه 374

 سورة بن كليب اسدى گويد: حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ما گنجور پروردگار در آسمان و زمين هستيم، البته نه خازن نقره و طلا بلكه ما خازن علم خداوند مى باشيم.  اعلام الوری صفحه 374  

شیخ صدوق (ره) روایت کرده از عمر بن شمر گفت سئوال کردم از جابر بن یزید جعفی که برای چه امام محمد باقر (ع) را باقر نامیدند ؟ گفت : به علت آنکه شکافت علم را شکافتنی و آشکار و ظاهر ساخت آنرا ظاهر کردنی.  منتهی الآمال جلد 2 صفحه 672

روایت شده که حضرت باقر (ع) در هر جمعه یک دینار صدقه میداد و می فرمود صدقه در روز جمعه مضاعف میشود.  منتهی الآمال جلد 2 صفحه 675

نقل شده که هرگز از سرای حضرت باقر (ع) در جواب سائل شنیده نمی شد که بگویند یا سائل یعنی از روی خفت و حقارت نام سائل را نمی بردند ؛ و آنحضرت فرموده بود سائلین را به بهترین اسامی ایشان نام ببرید.  منتهی الآمال جلد 2 صفحه 676

در جنات الخلود در ذکر اخلاق حمیده  حضرت باقر (ع) گفته که : اکثر اوقات از خوف الهی گریستی و صدا به گریه بلند کردی و متواضع ترین خلایق بودی و مزارع و املاک و مواشی و مراعی و غلامان بسیار داشتی و خود بر سر املاک خود رفته کار کردی و روزهای گرم غلامانش زیر بغلشان را گرفته و می بردند و آن چه به هم رسانیدی { منظور درآمدها است} را صرف خدا نمودی و سخی ترین مردم بودی و هرکس نزد امام باقر (ع) می آمد ؛ علمش در نزد علم آنحضرت (ع) چون قطره بود در مقابل دریا و چون جد خود امیرالمومنین (ع) چشمه های حکمت از اطرافش جوشیده بود و در نزد جلالت آنحضرت (ع) هر جلیلی صغیر بود.   منتهی الآمال جلد 2 صفحه 676

شیخ مفید از حسن بن کثیر روایت کرده که گفت شکایت کردم به حضرت امام باقر (ع) از حاجت خویشتن و ظلم برادران ؛ آنحضرت فرمود : نکوهیده برادریست آن برادر که در زمان توانگری و ثروت  با تو دوستی و معاشرت داشته باشد و در حالت فقر و فاقه قطع رشته مودت و دوستی و آشنایی کند ؛ آنگاه غلام خویش را فرمان کرد تا کیسه ای که هفتصد درهم داشت بیاورد ؛ {{ فقال (ع) استنفق هذه فاذانفدت فاعلمنی }} و بروایتی (( استعن بهذه علی القوت فاذا فرغت فاعلمنی )) ، یعنی این جمله ( هفتصد دِرهم ) را در مخارج خویش به کار بر و چون به مصرف رسانیدی مرا آگاه کن.   منتهی الآمال جلد 2 صفحه 680





برچسب ها : بانک احادیث معصومین, بانک احادیث امامان, احادیث چهارده معصوم, احدیث امام علی, احادیث امام حسن, احادیث امام حسین, احادیث امام سجاد, احادیث محمد باقر, احدیث امام صادق, احادیث امام موسی کاظم, احادیث امام
حضرت موسى بن جعفر سلام اللَّه عليه روز هفتم ماه صفر سال يك صد و بيست و هشت در ابواء كه نام منزلى بين مكه و مدينه است متولد شد، و در بيست و پنجم ماه رجب سال يك صد و هشتاد و سه در زندان سندى بن شاهك ( لعنت الله علیه ) در شهر بغداد ديده از جهان بست ، حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام در هنگام وفات پنجاه و پنج سال از عمر شريفش گذشته شده بود، و مادرش ام ولد بود و او را حميدة المصفاة ميگفتند، كنيه آن جناب ابوالحسن كه در بين اهل حديث به ابوالحسن اول معروف است، و هم چنين ابو ابراهيم و ابو على هم ميگفتند ، و به عبد صالح و كاظم نيز معروف بودند.
 مدت امامت آن حضرت سى و پنج سال به طول انجاميد، در سن بيست سالگى منصب امامت به وى رسيد، زمان او مصادف بود با ابو جعفر منصور و مهدى و هادى و هارون الرشيد، و در زمان هارون هنگامى كه پانزده سال از خلافت وى گذشته بود با زهر كين در زندان سندى مسموم و شهيد گرديد و در مقابر قريش واقع در بغداد دفن گرديد.  زندگانی چهارده معصوم (ع) صفحه 401





برچسب ها : بانک احادیث معصومین, بانک احادیث امامان, احادیث چهارده معصوم, احدیث امام علی, احادیث امام حسن, احادیث امام حسین, احادیث امام سجاد, احادیث محمد باقر, احدیث امام صادق, احادیث امام موسی کاظم, احادیث امام

کمال الدین محمد بن طلحه شافعی درباره موسی بن جعفر (ع) می گوید : او است امام بزرگوار عظیم الشان کثیرالتهجد کوشای در عبادت پروردگار ، مشهور به عبادت و مداومت کننده بر طاعات ، دارای کرامات مشهوره ، شب را به سجده و قیام به پایان میرسانید و روز را به تصدق و روزه تمام میکرد و به جهت بردباری بسیار و گذشت و بخشش بیشمار او که نسبت به اشخاصیکه بر او ستم میکردند داشت او را کاظم گفتند ، او گنه کار را به نیکی مجازات میکرد و جنایتکار را به بخشش و عفو خویش جزا میداد و برای کثرت عباداتش عبد صالح نامیده شد و در عراق به باب الحوائج الی الله برای برآمدن حاجات کسانیکه در درگاه خدا به او متوسل شوند معروف است ، از کرامات او عقلها حیران گشته و حکم میکنند که او در پیشگاه خدا مقام ارجمندی دارد که لغزش پذیر و زائل شدنی نیست.  انوارالبهیه صفحه 185

آنحضرت در ابواء که جایگاهی است بین مکه و مدینه در روز یکشنبه هفتم صفر سال صدو بیست هشت متولد گردید ، مادرش حمیده مصفاة بربریه است که از اشراف عجم بود و حضرت صادق (ع) فرموده : حمیده پاک و پاکیزه است از پلیدی ها مانند طلای خالص ، و پیوسته فرشتگان به نگهبانی او مشغول بودند تا به من سپرده شد و حراست فرشتگان از او به واسطه لطف خداوند بود نسبت به من و حجت بعد از من و از بعضی روایات استفاده میشود که حضرت صادق (ع) به زنها دستور میداد برای فراگرفتن احکام خدا به حمیده مراجعه کنند.  انوارالبهیه صفحه 185

از ابوبصیر روایت شده که گفت موسی بن جعفر (ع) به دنیا آمد من در خدمت حضرت صادق (ع) بودم ، چون به منزل ابواء رسیدیم آنحضرت برای ما غذا حاضر نمود و رسم او چنان بود که هرگاه برای اصحاب خود غذا میآورد ، غذای زیاد و پاکیزه حاضر میکرد ، در اثنای غذا خوردن ما ، فرستاده حمیده نزد آنحضرت آمد که اثر وضع حمل در من آشکار شده و شما فرموده بودید که چون آثار وضع حمل آشکار شود شما را آگاه کنم. امام صادق (ع) مسرور و فرحناک از جا برخواست و به حرم سرا رفت و پس از لحظه ای  باز آمد در حالیکه آستین ها را بالا زده و خندان بود ، ما گفتیم خداوند پیوسته لب شما را خندان و چشم شما را روشن بدارد ، حمیده چه کرد ؟ فرمود ، خداوند پسری به من عطا فرمود که بهترین خلق خدا است و حمیده خبری به من داد که من از او داناتر بودم به آن ، گفتم فدایت شوم حمیده چه خبری به شما داد ؟! فرمود ؛ حمیده به من خبر داد که چون فرزندم به دنیا آمد دستهای خود را روی زمین نهاد و سر به جانب آسمان بلند نمود ، من به او گفتم این علامتی است که از رسولخدا (ص) در وقت ولادت دیده شده و از هر امامی که پس از آن حضرت است هم دیده میشود ، تا پایان روایت.  انوارالبهیه صفحه 186

برقی از منهال قصاب روایت میکند که من از مکه به عزم مدینه خارج شدم و از منزل ابواء عبور کردم دیدم خدا مولودی بحضرت صادق (ع) عطا فرموده است ، من پیش از آن حضرت به مدینه رسیدم و او یکروز بعد از من وارد مدینه شد و سه روز مردم را اطعام نمود ، من از جمله میهمانان بودم و چندان غذا میخوردم که تا روز دیگر احتیاج به غذا نداشتم و باز سر سفره آن حضرت حضور یافته غذا تناول میکردم و سه روز من از طعام آنحضرت خوردم چندانکه شکمم پر میشد و از سنگینی معده تکیه بر بالش داده و تا فردای آنروز چیزی نمیخوردم { عبارت روایت این است : فکنت بذلک ثلثا اطعم حتی ارتفق ثم لا اطعم شیئا الی الغد و مولف محترم پس از نقل روایت می گوید : قال الفیروز آبادی ، ارتفق : اتکا علی مرفق یده او علی المخدة و امتلاء } انوارالبهیه صفحه 186

روایت شده که به حضرت صادق (ع) گفتند محبت شما نسبت به فرزندت موسی تا چه پایه است ؟! فرمود : دوست میداشتم که فرزندی جز او نداشتم باشم تا در محبت من با او شریک نشود.  انوارالبهیه صفحه 187





برچسب ها : بانک احادیث معصومین, بانک احادیث امامان, احادیث چهارده معصوم, احدیث امام علی, احادیث امام حسن, احادیث امام حسین, احادیث امام سجاد, احادیث محمد باقر, احدیث امام صادق, احادیث امام موسی کاظم, احادیث امام