مشاهده کامل آمار
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
درباره وبلاگ

اين وبلاگ متعلق به
((هيئت قمربني هاشم(ع)))
ميباشد.

آدرس حسينيه:
انتهای خیابان جیحون.خیابان شهید رنجبر.خیابان شهید غفوری
حسینیه حضرت قمربنی هاشم(ع)

با نوای ذاکرین اهل بیت (ع)

پنجشنبه شبها
ساعت 21 الی 23

به امید دیدار...
روابط عمومی: 09365357125
ایمیل:
bazmeashk@yahoo.com
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
ابر برچسب ها
بزم اشک (1038) ,  علی اکبر لطیفیان (402) ,  بانک اشعار روضه (393) ,  مفاتیح الجناح (345) ,  مقالات حضرت زهرا (339) ,  مقالات ویژه فاطمیه (297) ,  مقالات ویژه شهادت حضرت فاطمه (296) ,  اشعار ولادت امام حسین (139) ,  بانک اشعار ولادت امام حسین (139) ,  اشعار مخصوص ولادت امام حسین (139) ,  قرآن کریم (118) ,  قرآن آنلاین (117) ,  متن کامل قرآن کریم (117) ,  پوستر (115) ,  داستانی از کرامات امام حسین (73) ,  داستانی از عظمت امام حسین (73) ,  بانک احادیث معصومین (67) ,  بانک احادیث امامان (67) ,  احدیث امام علی (67) ,  احادیث چهارده معصوم (67) ,  احادیث امام حسن (67) ,  شعر مرثیه حضرت زهرا (64) ,  ع (63) ,  bazmeashk (62) ,  همه ی هیئت های تهران (57) ,  لیست هیئت های مذهبی (57) ,  برنامه های مذهبی هیئت ها (57) ,  اخبار از برنامه های هیئت ها (57) ,  برنامه های همه ی مداحان تهران (54) ,  آدرس همه ی حسینیه های تهران (54) ,  اسامی همه ی مداحان (54) ,  اسامی همه ی سخنران های هیئت (54) ,  متن صحیفه سجادیه (54) ,  صحیفه سجادیه آنلاین (54) ,  دعاهای سجادیه (54) ,  صحیفه سجادیه (54) ,  شعر مدح امام حسین (48) ,  داستان هایی از امام حسن (45) ,  داستان هایی از زندگانی امام حسن (44) ,  داستانه های زندگی امام حسن (44) ,  س (43) ,  وظایف منتظران (41) ,  وظایف مومنان نسبت به امام زمان (41) ,  وظایف عاشقان امام زمان (41) ,  حضرت علی اکبر (39) ,  داستان هایی از امام حسین (37) ,  داستان هایی اززندگی امام حسین (36) ,  ویزه روز جوان (35) ,  شعر فراق امام زمان (32) ,  بانک زندگی نامه علمای دین (31) ,  مرجع زندگی نامه بزگان دین (31) ,  دعای هرروز ماه مبارک رمضان (31) ,  دعای سی روز ماه مبارک رمضان (31) ,  همه ی دعاهای ماه مبارک رمضان (31) ,  سخنرانی های ایام فاطمیه (30) ,  سخنرانی های مذهبی (30) ,  عکس (30) ,  زیبایی های حضرت فاطمه (26) ,  حسنات حضرت فاطمه (26) ,  مقالات مذهبی فاطمیه (25) ,  مقالات شهادت حضرت فاطمه (25) ,  امام حسین (24) ,  داستان های آموزنده (24) ,  شعر ولادت حضرت علی اکبر (24) ,  شعر ویژه ولادت حضرت علی اکبر (24) ,  حضرت زینب (23) ,  اخلاق حضرت زهرا (23) ,  الگوهای شخصیت حضرت زهرا (23) ,  الگوهای اخلاق حضرت زهرا (23) ,  شخصیت حضرت زهرا (23) ,  شعر گودال قتلگاه (22) ,  شعر فاطمیه (22) ,  متن ادبی ولادت امام حسن (22) ,  متن ادبی به مناسبت ولادت امام حسن (22) ,  متن ادبی ویژه ولادت امام حسن (22) ,  امام زمان (20) ,  شعر مدح حضرت زهرا (20) ,  حدیث (19) ,  islam (19) ,  داستانی از مسلمان شدن (19) ,  داستانی از به اسلام گرویدن (19) ,  علیها السلام (18) ,  شخصیت حضرت زینب (18) ,  امام رضا (18) ,  در كوفه (18) ,  اسرار شهادت حضرت فاطمه (18) ,  ماجرای دقیق شهادت حضرت فاطمه (18) ,  حقیقت شهادت حضرت فاطمه (18) ,  نقش حضرت زینب در واقعه عاشورا (18) ,  مقالات ویژه ولادت حضرت زهرا (17) ,  مقالات مجری درباره ی روز مادر (17) ,  سرگذشت پیامبران (17) ,  داستان های مذهبی (17) ,  حضرت زهرا (17) ,  ولادت حضرت زینب (17) ,  اخلاق و رفتار حضرت زهرا (16) ,  علیه السلام (16) ,  شهادت (16) ,  رفتار حضرت زهرا (16) ,  شعر مدح امام رضا (16) ,  اخلاق حضرت فاطمه (16) ,  مقالات ادبی فاطمیه (16) ,  مقالات ادبی شهادت حضرت فاطمه (16) ,  متن های ادبی شهادت حضرت زهرا (16) ,  داستان هایی از شیعه شدن سنی ها (16) ,  مقالات در مورد ولادت امام حسن (16) ,  مقالات ولادت امام حسن (15) ,  مقالات ویژه ولادت امام حسن (15) ,  کتاب حضرت زهرا (15) ,  داستان های کوتاه قرآنی (15) ,  نشانه های ظهور (15) ,  فاطمیه (15) ,  نماز (14) ,  کتاب آنلاین ویژه شهادت حضرت فاطمه (14) ,  صفات حضرت زهرا (14) ,  صفات حضرت فاطمه (14) ,  نزدیک بودن ظهور (14) ,  ویژگی های ظهور (14) ,  متون ادبی ویژه ولادت حضرت زینب (13) ,  متن ادبی ولادت حضرت زینب (13) ,  احکام رهن و اجاره منزل (13) ,  احکام تقلب در امتحان (13) ,  شعر مرثیه حضرت رقیه خاتون (13) ,  احکام تراشیدن ریش (13) ,  احکام بازی شطرنج و پاسور (13) ,  علامت های ظهور (13) ,  پیامبر (13) ,  کربلا (13) ,  اسم های حضرت فاطمه (13) ,  احکام صیغه (13) ,  متن ادبی ویژه ولادت حضرت زینب (13) ,  داستان های قرآنی (13) ,  القاب حضرت فاطمه (12) ,  ولادت (12) ,  شعر (12) ,  وهابیت (12) ,  شان حضرت زهرا (12) ,  مقام حضرت فاطمه از دیدگاه دیگر ائمه (12) ,  مقام و مرتبه حضرت فاطمه (12) ,  شعر مرثیه حضرت علی اکبر (12) ,  گنج های معنوی (12) ,  شعر مرثیه امام جعفر صادق (11) ,  شعر مرثیه شام و کوفه (11) ,  حضرت فاطمه درنگاه معصومین (11) ,  شان حضرت فاطمه (11) ,  مرتضی فرهنگ (11) ,  تهاجم فرهنگی (11) ,  مسلمان (11) ,  قرآن (11) ,  نوروز (11) , 
ملحقات دوّم باقيات صالحات    
چند دعاى موجز و عوذات مختصره    
در بعضى از آداب و اءدعيه موت    





برچسب ها : مفاتیح الجناح

ذکر خواص بعضى از سور و آیات و بعضى اءدعیه و متفرقات

ذکر خواص بعضى از سور و آیات و بعضى اءدعیه و متفرقات

خواص سور مسبّحات

در ذکر خواص بعضى سُور و آیات و ذکر بعض ادعیه و مطالب متفرّقه و آن مشتمل بر چهار امر است :
اوّل شیخ کلینى در کافى از حضرت باقر علیه السلام روایت کرده که هرکس بخواند مُسبّحات یعنى سوره حدید و حشر و صفّ و جمعه و تغابن و اعلى را پیش از خواب نمیرد تا درک نماید حضرت قائم علیه السلام را و اگر مُرد در جوار حضرت پیغمبر صلى الله علیه و آله خواهد بود

خواص بعضى از آیات سوره بقره

دوّم و نیز در آن کتاب است که حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود هر که بخواند چهار آیه از اوّل سوره بقره و آیه الکرسى و دو آیه بعد از آن و سه آیه آخر بقره را نبیند در جان و مال خود چیزى را که مکروه او باشد و نزدیک نشود به او شیطان و فراموش نکند قرآن را

فضیلت سوره قدر

سوّم و نیز روایت کرده از حضرت امام محمّد باقر علیه السلام که هر که سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ را بخواند و صدا به آن بلند کند مثل کسى باشد که شمشیر از نیام کشیده در راه خدا جهاد کند و اگر آهسته بخواند مثل کسى باشد که در راه خدا در خون خود طپیده باشد و کسى که ده مرتبه بخواند محو کند از او هزار گناه از گناهانش را

فضیلت سور توحید و کافرون

چهارم و نیز شیخ کلینى از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود پدرم مى فرمود: قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ ثلث قرآن است و قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِرُونَ رُبع قرآن

فضیلت آیه الکرسى و سوره توحید و صد آیه از قرآن

پنجم از حضرت امام موسى علیه السلام نقل کرده که هر که بخواند آیه الکرسى را در وقت خواب نترسد از فلج انشاءالله و کسى که بخواند آن را در عقب هر فریضه ضرر نرساند به او صاحب زهرى و فرمود کسى که مقدّم دارد قُلْ هُوَاللَّهُ اَحَدٌ را بین خود و بین شخص جبّار منع فرماید حق تعالى او را از شرّ او بخواندن آن سوره را از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ خود پس هرگاه چنین کرد حق تعالى روزى کند او را از خیر او و منع کند او را از شرّ او و فرمود هرگاه ترسیدى از امرى بخوان صد آیه از قرآن از هر جاى قرآن که باشد پس بگو: اَللّهُمَّ اکْشِفْ عَنِّى الْبَلاءَ سه مرتبه .

فضیلت سوره توحید بعد از فریضه

ششم و نیز شیخ کلینى از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود هر که ایمان به خدا و روز قیامت دارد وانگذارد خواندن قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَد را در عقب فریضه پس بدرستى که کسى که بخواند آن را جمع فرماید حق تعالى براى او خیر دنیا و آخرت را و بیامرزد او را و پدر و مادر و اولاد او را.

خواص سور تکاثر و حمد و ناس و فلق

هفتم و نیز از آن حضرت روایت کرده که هر که سوره اَلْهیکُمُ التَّکاثُرُ را بخواند نزد خواب نگاه داشته شود از عذاب قبر.
هشتم و نیز از آن حضرت روایت کرده که اگر خوانده شود سوره حمد بر مرده هفتاد مرتبه پس ردّ کرده شود روح به او عجبى نخواهد داشت .
نهم از حضرت موسى بن جعفر علیه السلام خاصیّت بسیار وارد شده براى خواندن کودک در هر شب سه مرتبه قُل اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ و سه مرتبه قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و صد مرتبه توحید و اگر نتواند پنجاه مرتبه و هرگاه مواظبت داشته باشد به آن محفوظ بماند از بلاها تا روزى که وفات کند.
دهم و نیز شیخ کلینى از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود به مفضّل اى مفضّل منع و حفظ کن خود را از تمام مردم به بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ و به قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ که بخوانى آن را از طرف راست و طرف چپ و از پیش رو و از پشت سر و از بالاى سر و پایین پاى خود و هرگاه داخل شدى بر سلطان جائرى بخوان سه مرتبه آن را در وقتى که نظر به او افکنى و بشمار بدست چپ خود و دست خود را به همان حال که انگشتان را جمع کرده اى براى شماره بگذار باشد تا از نزد او بیرون شوى و بعضى گفته اند که خواندن سوره را ترک مکن تا از نزد او بیرون شوى .

بجهت ایمنى از سوختن و غرق شدن

یازدهم در حدیثى از امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که براى ایمنى از سوختن و غرق شدن بخواند:

اَللَّهُ الَّذى نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوّلَىَ الصّالِحینَ وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ

خدا کسى است که فرو فرستاد قرآن را و او دوست دارد شایستگان را و قدر ندانستند خدا را آنطور که باید

وَالاَْرْضُ جَمیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیمَهِ وَالسَّمواتُ مَطْوِیّاتٌ بِیَمینِهِ سُبْحانَهُ وَ

و زمین همه اش بدست او است در قیامت و آسمانها پیچیده به قدرت او است و منزه و برتر است

تَعالى عَمّا یُشْرِکُونَ

از آنچه شریکش سازند

براى ذلیل شدن اسب سرکش در گوش راستش بخوانند:

وَ لَهُ اَسْلَمَ مَنْ فِى السَّمواتِ وَالاَْرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ اِلَیْهِ یُرْجَعُونَ

و براى او تسلیم است آنچه در آسمانها و زمین است از روى رغبت و اکراه و بسویش بازگردند


و در زمین مسبعه یعنى زمینى که جانوران درنده داشته باشد بجهت ایمنى از آنها بخواند:

لَقَدْ جائَکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ

به حقیقت آمد شما را پیامبرى از خودتان که ناگوار است بر او آنچه شما را به رنج اندازد علاقه مند به شما است و به مؤ منان

رَؤُفٌ رَحیمٌ فَاِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِىَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ

رؤ ف و مهربان است و اگر پشت کردند بگو بس است مرا خدا معبودى جز او نیست بر او توکل کنم واو است پروردگار

الْعَرْشِ الْعَظیمِ

عرش عظیم

 

وبراى پیدا شدن گمشده بخواند یسَّ را در دو رکعت و بگوید:

یا هادِىَ الضّالَّهِ رُدَّ عَلَىَّ ضالَّتى

اى رهنماى گمشده گمشده ام را به من بازگردان


و براى رجوع عبد فرار کرده بخواند:

اَوْ کَظُلُماتٍ فى بَحْرٍ لُجِّىٍّ یَغْشیهُ مَوْجٌ مِنْ فوْقِهِ مَوْجٌ

یا چون تاریکیهایى در دریایى ژرف که پوشانده است آن را موجهاى روى هم

اِلى قوله عزَّوجلَّ وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَمالَهُ مِنْ نُورٍ

و کسى که خدا برایش روشنایى قرار نداده نیست براى او نورى


و براى ایمنى از دزد در وقتى که به رختخواب رود بخواند:

قُلِ ادْعُوا اللَّهَ اَوِادْعُوا الرَّحْمنَ تا وَ کِبِّرْهُ تَکْبیراً

 

فضیلت سوره زلزال

دوازدهم و نیز شیخ کلینى از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود مَلُول نشوید از قرائت اِذا زُلْزِلَتِ الاَْرْضُ زِلْزالَها زیرا که هر که این سوره را در نوافل خود بخواند نرساند حق تعالى به او زلزله ابداً و نمیرد به زلزله و نه به صاعقه و نه به آفتى از آفات دنیا تا بمیرد و در وقت مردن او ملکى کریم از نزد حقّ تعالى بر او نازل شود و بنشیند نزد سر او و بگوید: اى ملک الموت رفق و مدارا کن به ولىّ اللَّه زیرا که او بسیار مرا یاد مى کرد الخبر و در آخر خبر است که پرده از جلو چشمش برداشته شود و منازل خود را در بهشت ببیند و قبض روح او شود به نرم تر وجهى و مشایعت کنند روح او را هفتاد هزار فرشته که ببرند او را بسوى بهشت .

خواص سوره ملک

سیزدهم و نیز کلینى از حضرت امام محمّد باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود سوره مُلْک مانعه است منع مى کند ازعذاب قبر الخبر


چهاردهم و نیز از آن حضرت مروى است که قرآنى در دریا افتاد چون او را یافتند دیدند رفته بود کلمات او جز این آیه اَلا اِلَى اللَّهِ تَصیرُالاُْمُورُ


پانزدهم و نیز شیخ کلینى از زراره روایت کرده که گفت مى گیرى قرآن را در ثلث دوّم ماه رمضان و مى گشائى و مى گذارى مقابل خود و مى گوئى :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَ ما

خدایا از تو خواهم به حق قرآن فرستاده ات و آنچه

فیهِ وَ فیهِ اسْمُکَ الاَْعْظَمُ الاَْکْبَرُ وَ اَسْماؤُکَ الْحُسْنى وَ ما یُخافُ وَ یُرْجى اَنْ

در آن است و در آن است نام اعظم بزرگترت و نامهاى نیکویت و آنچه موجب بیم و امید است که مرا

تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ

از آزادشدگان دوزخت کنى قرارم دهى

و دعا مى کنى به آنچه حاجت دارى

 جهت خواب دیدن پیامبران یا امامان علیهم السلام یا والدین و یا یکى از مردگان

شانزدهم شیخ کفعمى در مصباح و محدّث فیض در خلاصه الا ذکار فرموده که دیدم در بعض کتب اصحاب امامیّه که هر کس خواسته باشد در خواب ببیند یکى از پیغمبران و امامان علیهم السلام را یا یکى از مردمان یا والدین خود را بخواند سوره شمس و لَیْل و قَدْر و قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِرونَ و سوره اخلاص و مُعوّذتین را پس بخواند صد مرتبه سوره اخلاص و صلوات بفرستد بر پیغمبر و آل او صد مرتبه و بخوابد با وضو به جانب راست خواهد دید هر که را اراده کرده انشاءاللَّه و تکلّم خواهد کرد با او انشاءاللَّه هر چه بخواهد و در نسخه دیگر دیدم که این عمل را بجا آورد در هفت شب بعد از آنکه این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اَنْتَ الْحَىُّ الَّذى لایُوصَفُ وَالاْیمانُ

خدایا تویى زنده که وصفت نشود و ایمان از او

یُعْرَفُ مِنْهُ مِنْکَ بَدَتِ الاَْشْیاءُ وَ اِلَیْکَ تَعُودُ فَما اَقْبَلَ مِنْها کُنْتَ مَلْجَاَهُ وَ

شناخته شود از تو شروع شود چیزها و بسوى تو بازگردد پس هریک به تو رو کنند تویى ملجاء و

مَنْجاهُ وَ ما اَدْبَرَ مِنْها لَمْ یَکُنْ لَهُ مَلْجَاءٌ وَلامَنْجامِنْکَ اِلاّ اِلَیْکَ فَاَسْئَلُکَ بِلا اِلهَ

پناهگاهش و هرکدام پشت کنند ملجاء و پناهى از تو نیست جز بسوى خودت پس از تو خواهم به کلمه ((لااله

اِلاّ اَنْتَ وَ اَسْئَلُکَ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ بِحَقِّ حبیبِکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ

الاّ انت )) و از تو خواهم به ((بسم اللَّه الرحمن الرحیم )) و به حق حبیب تو محمّد صلى اللَّه

عَلَیْهِ وَ آلِهِ سَیِّدِ النَّبِیّینَ وَ بِحَقِّ عَلىٍّ خَیْرِ الْوَصِیّینَ وَ بِحَقِّ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ

علیه و آله آقاى پیمبران و به حق على بهترین اوصیاء و به حق فاطمه بانوى

نِسآءِ الْعالَمینَ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ اللَّذَیْنِ جَعَلْتَهُما سَیِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ

زنان جهانیان و به حق حسن و حسین که قرارشان دادى آقاى جوانان اهل

الْجَنَّهِ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ السَّلامُ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُرِیَنى

بهشت بر همه شان سلام باد که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و سپس

مَیِّتى فِى الْحالِ الَّتى هُوَ فیها

مرده ام را در همان حالى که دارد به من نشان دهى

 

دعاء هنگام اندوهگین شدن

هفدهم و نیز در خلاصه است نقلاًعن بعض الکتب که یافتم در کتاب آداب الحمیده تاءلیف محمّد بن جریر طبرى از حارث بن روح از پدر از جدش نقل کرده که گفت به فرزندان خویش هرگاه اندوهگین ساخت شما را امرى پس شب را بسر نیاورد احدى از شماها مگر در حالى که طاهر باشد و در فراش و لحاف طاهر باشد و با او نباشد زنى پس بخواند هفت مرتبه والشّمس و هفت مرتبه وَاللّیْلِ پس بگوید:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ لى مِنْ اَمْرى هذا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً

خدایا قرار ده براى من در کارم گشایش و برآیشى

هر گاه این عمل را بجا آورد بیاید در خواب او شخصى در همان شب یا شب سیّم یا پنجم و گمان مى کنم گفت یا در شب هفتم و بگوید براى او طریق بیرون شدن از آن غصّه و اندوه را فقیر گوید: که بعضى گفته اند که سوره والضّحُى و اَلَمْ نَشْرَحْ را نیز بخواند

براى خواب دیدن مطلب خود

و در جواهر المنثوره است که کسى که بخواهد در خواب بیند مطلب خود را بخواند وقت

خوابیدن هر یک از این سوره ها را هفت مرتبه والشمّس و اللّیل و التّین و اخلاص و قُلْ اَعُوذُ

بِرَبِّ الْفَلَقِ، قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و بخوابد با طهارت در مکان پاکى در جامه پاکى رو به قبله بر

دست راست خود یعنى به هیئت مرده که در لحد گذاشته مى شود بخوابد و نیّت کند مطلب

خود را اگر در شب اوّل ندید در شبهاى بعد و از هفت شب تجاوز نمى کند گفته شده مجرّبست . 

تعلیم پیامبر صلى الله علیه و آله به حضرت زهراء سلام الله علیها هنگام خواب

هیجدهم و نیز در خلاصه الاذکار است که از حضرت زهراء صلوات اللَّه علیها روایت است که

حضرت رسول صلى الله علیه و آله بر من وارد شد در وقتى که رختخواب خود را پهن کرده

بودم و مى خواستم بخوابم فرمود اى فاطمه مخواب مگر آنکه چهار عمل بجاى آورى ، ختم

قرآن کنى و پیغمبران را شفیع خود گردانى و مؤمنین را از خود خوشنود گردانى و حجّ و عمره

بکنى این را فرمود و داخل نماز شد من توقّف کردم تا نماز خود را تمام کرد گفتم یا رسول

اللَّه امر فرمودى به چهار چیز که من قدرت ندارم در این وقت آنها را بجا آورم آن حضرت تبسّم

کرد و فرمود هرگاه بخوانى قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَد را سه مرتبه پس گویا ختم قرآن کرده اى و هرگاه

صلوات بفرستى بر من و بر پیغمبران قبل از من ما شفیعان تو خواهیم بود در روزقیامت

وهرگاه استغفارکنى ازبراى مؤ منین پس تمامى ایشان از تو خوشنود شوند و هر گاه بگوئى

سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا اِلهَ اِلاّ اللَّهُ وَاللَّهُ اَکْبَرُ پس حج و عمره کرده اى . مؤ لف گوید: که

کفعمى روایتى نقل کرده که هر کس در وقت خواب بگوید سه مرتبه :

یَفْعَلُ اللَّهُ ما یَشاءُ بِقُدْرَتِهِ وَ یَحْکُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ

انجام دهد خدا هر چه را خواهد به قدرتش ، وحکم کند هر چه خواهد به عزتش

مثل آن است که هزار رکعت نماز کرده .

دعاى پیش از مطالعه

نوزدهم و نیز در خلاصه الا ذکار است که در وقت مطالعه بخواند:

اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ

خدایا برونم آر از

ظُلُماتِ الْوَهْمِ وَ اَکْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَیْنا اَبْوابَ رَحْمَتِکَ وَانْشُرْ

تاریکیهاى وهم و گرامیم دار به نور فهم خدایا بگشا برویم درهاى رحمتت را و ببار بر

عَلَیْنا خَزائِنَ عُلُومِکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

سر ما خزینه هاى دانشت را به مهرت اى مهربانترین مهربانان

 

دعاء بجهت قرض

بیستم روایت شده که شخصى به خدمت حضرت امام محمّد تقى علیه السلام نوشت که قرض بسیار دارم حضرت نوشتند که استغفار بسیار بکن و زبانت را تَر بدار بخواندن سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ.

بجهت تنگى نفس

بیست و یکم در حدیث است که مفضّل به خدمت حضرت صادق علیه السلام شکایت کرد از تنگى نفس و گفت اندک راهى که مى روم نفسم تنگ مى گیرد و مى نشینم فرمود که بول شتر بخور تا ساکن شود. و در حدیث دیگر است که شخصى به آن حضرت شکایت کرد از سرفه فرمود که قدرى از انجدان رومى با همان قدر از نبات سفوف کن و یک روز یا دو روز بخور آن شخص گفت که یک مرتبه خوردم و برطرف شد.

دستور العمل حضرت عیسى علیه السلام

بیست و دوّم از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام منقول است که حضرت عیسى علیه السلام به شهرى گذشتند دیدند که مردم آن شهر روهاى ایشان زرد و چشمهاى ایشان کبود است و از بسیارى مرض به آن حضرت شکایت کردند فرمود که شما گوشت را نشسته مى پزید و هیچ حیوانى از دنیا بدر نمى رود مگر آنکه جنابتى با او هست بعد از آن گوشت را پیش از پختن شستند بیماریشان برطرف شد و حضرت عیسى علیه السلام به شهر دیگر گذشتند دندانهاى ایشان ریخته بود و روهایشان باد کرده بود فرمود که در وقت خواب دهان را باز کنید وبرهم مگذارید چنان کردند آن علّتها از ایشان زایل شد.

دعاى دیدن اهل بلا

بیست و سوّم از حضرت امام محمّد باقر علیه السلام منقول است که چون کسى از صاحبان بلا را ببینى سه مرتبه آهسته بگو که او نشنود:

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى عافانى مِمَّا ابْتَلاکَ بِهِ وَ لَوْ شاءَ فَعَلَ

ستایش خدایى را که بهبودیم بخشید از آنچه تو را بدان گرفتار کرده و اگر مى خواست کرده بود


که هر که چنین کند هرگز آن بلا به او نرسد و در روایت دیگر است که بگو:

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى عافانى مِمَّا ابْتَلاکَ بِهِ

ستایش خدایى را که بهبودى داد مرا از آنچه تو را بدان مبتلا کرده

وَفَضَّلَنى عَلَیْکَ وَ عَلى کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقَ

و برتریم داد بر تو و بر بسیارى از آفریدگانش

و آهسته بگو که او نشود.  

براى پسر شدن حمل

بیست و چهارم از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که هرگاه زنى را

حملى باشد و چهار ماه بر او بگذرد روى او را به قبله کن و آیه الکرسى بخوان و دست بر

پهلوى او بزن و بگو: اَللّهُمَّ قَدْسَمَّیْتُهُ مُحَمَّداً یعنى خدایا من او را محمّد نام کردم چون چنین

کند خدا آن فرزند را پسر گرداند پس او را اگر محمّد نام کند مبارک باشد و اگر نام نکند خدا اگر

خواهد از او بگیرد و اگر خواهد به او ببخشد 

دعاى عقیقه

بیست و پنجم مروى است که در وقت کشتن گوسفند عقیقه این دعا را بخواند:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اَللّهُمَّ عَقیقَهٌ عَنْ فُلانٍ (و نام او را بگوید) لَحْمُها بِلَحْمِهِ وَ دَمُها

بنام خدا و به یارى خدا، خدایا این عقیقه از طرف فلانى است * * * * * * گوشتش بجاى گوشت او و خونش

بِدَمِهِ وَ عَظْمُها بِعَظْمِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْها وَِقاءً لاِلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ

به خون او و استخوانش به استخوان او خدایا قرارش ده نگهدار آل محمّد علیه و آله السلام


و در حدیث دیگر فرمود که این دعا بخواند:

یا قَوْمِ اِنّى بَرىٌ مِمّا تُشْرِکُونَ اِنّى وَجَّهْتُ

اى مردم من بیزارم از آنچه شما شریک خدا سازید من روکنم

وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ حَنیفاً مُسْلِماً وَ ما اَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ

بسوى کسى که آفرید آسمانها و زمین را یک دل در حال تسلیم و نیستم من از مشرکان

اِنَّ صَلوتى وَ نُسُکى وَ مَحْیاىَ وَ مَماتى لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ لا شَریکَ لَهُ وَ

همانا نماز و عبادتم و زندگى و مرگم از آن خدا پروردگار جهانیان است که شریک ندارد و

بِذلِکَ اُمِرْتُ وَ اَنَا مِنَ الْمُسْلِمینَ اَللّهُمَّ مِنْکَ وَ لَکَ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَاللَّهُ اَکْبَرُ

به همین دستور دارم و از مسلمانانم خدایا از تو و براى توست بنام خدا و بیارى خدا و خدا بزرگتر است

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنْ فُلانِ بْنِ فُلانٍ

خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بپذیر از فلانى

و نام فرزند را ببرد پس آن را بکُشد

در بیان عقیقه

علامه مجلسى در حلیه فرموده بدانکه عقیقه فرزند سُنّت مؤ کّد است براى کسى که قادر

بر آن باشد و بعضى از علماء واجب مى دانند و بهتر آن است که در روز هفتم واقع شود و اگر

تاءخیر کند تا بلوغ طفل بر پدر سنّت است و بعد از بلوغ تا آخر عمر بر خودش سنّت است و

در احادیث معتبره بسیار وارد شده است که عقیقه واجب است بر کسى که او را فرزندى به

هم رسد و در احادیث بسیار منقول است که هر فرزندى در گرو عقیقه است یعنى اگر نکند او

در معرض مُردن و انواع بلاها است و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که عقیقه

لازمست بر کسى که غنى باشد و کسى که فقیر باشد بعد از آنکه به هم رساند بکند اگر به

هم نرساند بر او چیزى نیست و اگر عقیقه براى او نکنند تا وقتى که قربانى براى او بکنند

قربانى از عقیقه مجزى است و در حدیث دیگر منقول است که از آن حضرت پرسیدند که ما

طلب کردیم گوسفندى براى عقیقه و بدست نیامد چه مى فرمائید تصدّق کنیم قیمتش را

فرمود که طلب کنید تا بیابید خدا دوست مى دارد خورانیدن طعام و ریختن خون را و در حدیث

دیگر پرسیدند که فرزندى که در روز هفتم بمیرد عقیقه اش مى باید کرد فرمود که اگر پیش از

ظهر بمیرد عقیقه ندارد و اگر بعد از ظهر بمیرد عقیقه بکنند و در حدیث معتبر از عمر بن یزید

منقول است که به خدمت آن حضرت عرض کرد که نمى دانم که پدرم براى من عقیقه کرده

است یا نه فرمود که عقیقه بکن پس او در پیرى خود را عقیقه کرد و در حدیث حسن از آن

حضرت منقول است که فرزند را در روز هفتم نام مى گذارند و عقیقه مى کنند و سر مى

تراشند و موى سرش را با نقره مى کشند وآن نقره را تصدّق مى کنند و پا و ران عقیقه را

براى قابله که مدد کرده در زائیدن مى فرستند و باقى را بخورد مردم مى دهند و تصدّق مى کنند .

و در حدیث موثّق دیگر فرمود که هرگاه پسرى یا دخترى براى تو متولّد شود عقیقه مى کنى

در روز هفتم گوسفند یا شترى و نام بگذار و سرش را بتراش ‍ در روز هفتم و به وزن موى

سرش طلا یا نقره تصدّق کن و در حدیث دیگر وارد شده است که رُبع گوسفند را به قابله مى

دهد و اگر بى قابله زائیده باشد آن را به مادر مى دهد که به هر که خواهد بدهد و اقّلاً بخورد

ده کس از مسلمانان مى دهد و هر چند زیاده باشند بهتر است و خود از گوشت عقیقه

نمى خورد و اگر قابله زن یهودیّه باشد قیمت رُبع گوسفند به او مى دهد و در روایت دیگر وارد

شده است که به قابله ثلث گوسفند را مى دهند و مشهور میان علماء آن است که عقیقه

یا شتر یا گوسفند یا بز مى باید باشد .

و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که حضرت رسول صلى الله علیه و آله

در روز ولادت اذان در گوش حسَنین صلوات اللَّه علیهِما گفتند و حضرت فاطمه سلام الله

علیها در روز هفتم از ایشان عقیقه کردند و به قابله پاى گوسفند را دادند با یک اشرفى و باید

که اگر شتر باشد پنج ساله یا در شش باشد یا بیشتر و اگر بز باشد یک سال یا در دو باشد

یا بیشتر و اگر گوسفند باشد اقّلاً شش ماهه یا در هفت باشد و اگر هفت ماه تمام باشد

بهتر است و مى باید که خُصیه اش را نکشیده باشند و بهتر آن است که نمالیده باشند و

مغز شاخش نشکسته باشد و گوشش نبریده باشد و بسیار لاغر نباشد و کور نباشد و لنگ

بسیار لنگ نباشد که بر آن راه رفتن دشوار باشد. امّا در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه

السلام منقول است که عقیقه از باب قربانى نیست هر گوسفندى که باشد خوبست غرض

گوشت است هر چند فربه تر باشد بهتر است .

و مشهور میان علماء آن است که سنّت است که عقیقه پسر نر باشد و عقیقه دختر ماده

باشد و گمان فقیر این است که از براى هر دو گوسفند نر بهتر است موافق احادیث معتبره

بسیار و از براى هر دو گوسفند ماده هم خوب است و سنّت است که پدر و مادر از گوشت

عقیقه نخورند بلکه بهتر آن است که از طعامى که در آن پخته باشد نخورند و خوردن مادر

کراهیّتش بیشتر است و بهتر آن است که عیال پدر و مادر هم که در خانه ایشان مى باشند

از آن گوشت و طعام نخورند و سنّت است که بپزند و خام تصدّق نکنند و اقلّش آن است که با

آب نمک بپزند بلکه محتمل است که این بهتر باشد و اگر خام تصدّق کنند هم خوبست و اگر

حیوان عقیقه به هم نرسد قیمتش را تصدّق کردن فایده ندارد بلکه باید صبر کنند تا به هم

رسد و شرط نیست که جماعتى که به خوردن عقیقه حاضر مى شوند فقیر باشند امّا

صلحاء و فقراء را طلبیدن بهتر است انتهى .

فقیر گوید که مشهور کراهت شکستن استخوانهاى عقیقه است و روایت :

یُکْسَرُ عَظْمُها وَ یُقْطَعُ لَحْمُها وَ تَصْنَعُ بِها بَعْدَ الذِّبْحِ ما

بشکند استخوانش را و تکه کند گوشتش را و پس از کشتن با آن هرچه

شِئْتَ

خواهى بکن

منافات با کراهت ندارد و صاحب جواهر فرموده امّا آنچه مشهور شده بین مردم عراق از استحباب پیچیدن استخوانهاى آن را در خرقه سفید و دفن کردن آن واقف نشدم بر نصّى در آن واللَّه العالم .

 آداب ختنه

بیست و ششم از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که در وقت ختنه کردن پسر این دعا بخوانند و اگر در آن وقت میسّر نشود تا بالغ شدن طفل هر وقت که میسّر شود برآن طفل بخوانند که از او حرارت آهن را از کُشتن و غیر آن رفع مى کند، دعا این است :

اَللّهُمَّ هذِهِ سُنَّتُکَ وَ سُنَّهُ نَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَاتِّباعٌ مِنّا لَکَ وَ لِنَبِّیِکَ

خدایا این روش تو و روش پیامبر تو(ص ) است و پیروى ما است از تو و از پیامبرت

بِمَشِیَّتِکَ وَ بِاِرادَتِکَ وَ قَضاَّئِکَ لاَِمْرٍ اَرَدْتَهُ وَ قَضاَّءٍ حَتَمْتَهُ وَ اَمْرٍ اَنْفَذْتَهُ وَ

بخواست و اراده و فرمان مسلّم تو براى کارى که اراده فرموده و فرمانى که مسلّم داشتى و دستورى که اجرا داشتى و

اَذَقْتَهُ حَرَّ الْحَدیدِ فى خِتانِهِ وَ حِجامَتِهِ بِاَمْرٍ اَنْتَ اَعْرَفُ بِهِ مِنّى اَللّهُمَّ فَطَهِّرْهُ

چشاندى به او سوز آهن را در جاى ختنه و حجامتش به کارى که تو بدان داناتر از منى خدایا او را

مِنَ الذُّنُوبِ وَزِدْ فى عُمْرِهِ وَادْفَعِ الاْفاتِ عَنْ بَدَنِهِ وَالاَْوْجاعَ عَنْ جِسْمِهِ وَ

از گناهان پاک گردان و در عمرش بیفزا و آفات را از بدنش و دردها را از جسمش دور گردان

زِدْهُ مِنَ الْغِنى وَ ادْفَعْ عَنْهُ الْفَقْرَ فَاِنَّکَ تَعْلَمُ وَلانَعْلَمُ

و داراییش را زیاد و ندارى را از او دور گردان چونکه تو مى دانى و ما نمى دانیم

 

تفاءل به قرآن

بیست و هفتم سید بن طاوس ازدعوات خطیب مستغفرى نقل کرده که او از حضرت رسول صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود هرگاه خواستى تفاءّل بزنى به کتاب اللَّه عزّوجلّ پس بخوان سوره اخلاص سه مرتبه پس صلوات بفرست بر پیغمبر و آل آن حضرت سه مرتبه پس بگو:

اَللّهُمَّ اِنّى تَفَاءَّلْتُ بِکِتابِکَ وَ

خدایا من تفاءل زدم به کتاب تو و

تَوَکَّلْتُ عَلَیْکَ فَاَرِنى مِنْ کِتابِکَ ما هُوَ مَکْتُومٌ مِنْ سِرِّکَ الْمَکْنُونِ فى غَیْبِکَ

بر تو توکل کردم به من بنما از کتاب خود آنچه را پنهان است از راز نهان در غیب تو

پس باز کن جامع را یعنى قرآنى که جامع تمام سُورَ آیات باشد و بگیر فال را از خطّ اوّل از جانب اوّل بدون آنکه بشمرى اوراق و سطور

استخاره به قرآن

و بدانکه علاّمه مجلسى از بعض مؤ لّفات اصحاب از خطّ شیخ یوسف قطیفى نقل کرده و او از خطّ آیه اللَّه علامه که روایت شده از حضرت صادق علیه السلام که فرمود هرگاه اراده کردى که استخاره کنى از کتاب عزیز بگو بعد از بسمله :

اِنْ کانَ فى قَضائِکَ وَقَدَرِکَ اَنْتَمُنَّ عَلى شیعَهِ آلِمُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ بِفَرَجِ

اگر در قضا و قدر تو است که منّت نهى بر شیعیان آل محمّد علیهم السلام به ظهور

وَلِیِّکَ وَ حُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ فَاَخْرِجْ اِلَیْنا آیَهً مِنْ کِتابِکَ نَسْتَدِّلُ بِها عَلى ذلِکَ

ولىّ و حجّتت بر خلق خود پس برون آر براى ما آیه اى از کتاب خود که بدان راه یابیم بر این کار

پس مى گشائى مصحف شریف را و مى شمرى شش ورق و از ورق هفتم مى شمرى شش سطر و نظر مى کنى در آن و مطلب را از آن بیرون مى آورى

استخاره به عدد

و شیخ شهید(ره ) در ذِکْرى فرموده و از جمله استخاره ها استخاره به عدد است و این

مشهور نبوده در عصرهاى گذشته پیش از زمان سیّد کبیر عابد رضىّالدّین محمّد بن محمّد

الاوِّىِ الحسینى مجاور مشهد غروىّ رضى اللَّه عَنْهُ وما روایت مى کنیم این استخاره را با

جمیع مرویّات او را از جماعتى از مشایخ خودمان از شیخ کبیر فاضل جمال الدّین بن المطهّر

از والدش رضى اللَّه عَنْهُما از سیّد رضى الدین مذکور از حضرت صاحب الامر عَلَیْهِ الصَّلوه

وَالسَّلامُ مى خوانى فاتحه را ده مرتبه و اقلّش سه مرتبه و کمتر از آن یک مرتبه پس مى

خوانى سوره قدر را ده مرتبه پس مى خوانى این دعا را سه مرتبه :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَخیرُکَ لِعِلْمِکَ بِعاقِبَهِ الاُْمُورِ وَ اَسْتَشیرُکَ

خدایا من خیرجویى کنم از تو به خاطر دانشت به سرانجام کارها و با تو مشورت کنم

لِحُسْنِ ظَنّى بِکَ فِى الْمَاْمُولِ وَالْمَحْذُورِ اَللّهُمَّ اِنْ کانَ الاَْمْرُ الْفُلانى مِمّا

به خاطر خوش گمانیم به تو در آنچه مورد آرزو و بیم است خدایا اگر فلان کار از آنهایى است که

قَدْنیطَتْ بِالْبَرَکَهِ اَعْجازُهُ وَ بَوادیهِ وَ حُفَّتْ بِالْکَرامَهِ اَیّامُهُ وَ لَیالیهِ فَخِرْلى

انجام و آغازش به برکت بسته شده و روز و شبش سرتاسر کرامت است پس بَرگزین برایم

اَللّهُمَّ فیهِ خِیَرَهً تَرُدُّ شُمُوسَهُ ذَلُولاً وَ تَقْعَضُ اَیّامَهُ سُرُوراً اَللّهُمَّ اِمّا اَمْرٌ

خدایا آن خیرى را که چموشش رام و روزگارش شادمان گردد خدایا اگر دستور است

فَاَئْتَمِرُ وَ اِمّا نَهْىٌ فَاَنْتَهى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَخیرُکَ بِرَحْمَتِکَ خِیَرَهً فى عافِیَهٍ

انجام دهم و اگر قدغن است خوددارى کنم خدایا خیرجویى کنم به رحمت تو خیرى را در تندرستى

پس مى گیرى یک قبضه از تسبیح را و نیّت مى گیرى حاجت را اگر عدد آن قبضه جفت است
پس آن اِفْعَلْ است یعنى بجا آور و اگر طاق است لاتَفْعَلْ است یعنى مکن آن کار را یا بعکس
یعنى طاق خوب است و جفت بد و این بسته است به قصد استخاره کننده فقیر گوید: تَقْعَضُ
بِضاد معجمه است به معنى تَرُدُّ وَ تَعْطُفُ و ما در باب نمازها استخاره ذات الرّقاع و بعضى از
اقسام استخاره و ساعات آن را ذکر کردیم بدانجا رجوع شود .

استخاره براى غیر

و بدانکه سیّد بن طاوس فرموده کلامى که حاصلش این است که من نیافتم حدیث صریحى

در آنکه انسان استخاره کند براى غیر خود و لکن یافتم احادیث بسیار که امر شده در آن بر

قضاء حاجات اخوان به دعوات و سایر توسّلات بلکه در اخبار از فوائد دعا بر اخوان چندان ذکر

شده که محتاج به ذکر نیست و استخاره نیز از جمله حاجات و از جمله دعوات است زیرا که

انسان را که تکلیف کرد شخصى به استخاره کردن براى او پس حاجتى براى او وارد کرده پس

آن شخصى که مباشر استخاره مى شود مى خواهد استخاره براى خود کند که آیا صلاح

است که بگوید بکن یا نه و مى خواهد براى آن شخص که به او گفته استخاره کند که آیا

مصلحت است در فعل یا در ترک و این از چیزهائى است که داخل است در تحت عموم روایات

به استخارات و به قضاء حاجات . علامه مجلسى (ره ) فرموده که کلام سیّد در جوازاستخاره

براى غیرخالى از قوّت نیست بجهت عمومات خصوص در وقتى که قصد کند نائب از براى خود

که بگوید به شخص مستخیر بکن یا مکن چنانکه سیّد به آن اشاره فرموده و این حیله اى

است براى داخل کردن استخاره را در تحت اخبار خاصّه لکن اولى و احوط آن است که صاحب

حاجت خودش استخاره کند براى خود زیرا که ما ندیدیم خبرى که وارد شده باشد در جواز

وکالت در استخاره و اگر این جایز یا راجح بود اصحاب سؤ ال مى کردند از ائمّه علیهم السلام

و اگر سؤ ال کرده بودند نقل مى شد براى ما لااَقلّ در یک روایتى بعلاوه آنکه مُضْطَرّ اولى

است به اجابت و دعاى او اقرب است به خلوص نیّت انتهى . 

دعاى رؤ یت جهود و ترسا و گبر

بیست و هشتم از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است که هر کس یهود یا ترسا یا گبرى را ببیند و بگوید:

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى فَضَّلَنى عَلَیْکَ بِالاِْسْلامِ دیناً وَ بِالْقُرْآنِ کِتاباً وَ بِمُحَمَّدٍ نَبِیّاً وَ

ستایش خدایى را که برتریم داد بر تو به دینم اسلام و به کتابم قرآن به پیامبرم محمّد و

بِعَلِىٍّ اِماماً وَ بِالْمُؤْمِنینَ اِخْواناً وَ بِالْکَعْبَهِ قِبْلَهً

به امامم على و به مؤ منین دربرادرى و به خانه کعبه قبله ام

خدا میان او و آن کافر در جهنّم جمع نکند.

ذمّ تشبّه به کفّار و میل به آنها

مؤ لّف گوید که از آیات و اخبار بسیار استفاده مى شود که مسلمان باید از دوستى کفّار و محبّت و میل به ایشان و تشبّه به ایشان اجتناب کند و بر مسلک آنها سلوک نکند.

قالَ اللَّه تعالى:

قَدْ کانَتْ لَکُمْ اُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فى اِبْرهیمَ وَالَّذینَ مَعَهُ اِذْ قالُوا

براستى براى شما مقتداى خوبى است ابراهیم و کسانى که با وى بودند وقتى

لِقَوْمِهِمْ اِنّا بُرَءآؤُ مِنْکُمْ وَ مِمّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ

به قومشان گفتند ما از شما و از آنچه جز خدا مى پرستید بیزاریم و همیشه میان ما و شما

الْعَداوَهُ وَالْبَغْضاءُ اَبَداً

دشمنى و کینه توزى برقرار است

شیخ صدوق روایت کرده از حضرت صادق علیه السلام که فرمود وحى فرستاد حق تعالى
بسوى پیغمبرى از پیغمبران خود که بگو به مؤ منین نپوشید لباس دشمنان مرا و نخورید
مطاعِم دشمنان مرا و نروید بر مسلکها یعنى راههاى دشمنان من پس دشمنان من خواهید
بود همچنانکه ایشان دشمنان منند

در مذمت تراشیدن ریش

و لِهذا در بسیارى از خبرها وارد شده که فلان عمل را بجا آورید و خود را به کفّار شبیه

نگردانید مانند روایتى که از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است که فرمود شارب

را از تَهْ بگیرید و ریش را بلند بگذارید و به یهودان و گبران خود را شبیه مگردانید و نیز فرمود

گبران ریشهاى خود را چیدند و سبیلان خود را زیاد کردند و ماها شارب خود را مى چینیم و

ریش را مى گذاریم و چون نامه دعوت آن جناب به ملوک رسید کَسْرى به باذان که عامل یَمَن

بود نوشت که آن حضرت را نزد او فرستد و او کاتب خود بانویه و مردى که او را خرخسک مى

گفتند به مدینه فرستاد و آن دو ریشها را تراشیده و شارب را گذاشته بودند پس آن جناب را

ناخوش آمد که به ایشان نظر کند و فرمود واى بر شما که امر کرده شما را به این گفتند رَبّ

ما یعنى کَسْرى فرمود لکن پروردگار من امر کرده مرا به گذاشتن ریش و چیدن شارب و

بدانکه حق تعالى در سوره هود فرموده :

وَلاتَرْکَنُوا اِلَى الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النّارُ وَ مالَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ اَوْلِیآءَ

متمایل نشوید بسوى کسانى که ستم کردند که جهنمى شوید و جز خدا دوستانى ندارید و

ثُمَّ لاتُنْصَروُنَ مفسّرین

یارى نمى شوید

در معنى آن فرموده اند که یعنى میل اندک نکنید چه جاى بسیار بسوى آنانکه ستم کردند پس برسد به شما آتش جهنّم و بعضى گفته اند که رُکُونِ مَنْهِىُّ عَنْهُ دخول با ایشان است درظلم ایشان و اظهار رضایت به کار ایشان و اظهار موالات ایشان و در روایت اهلبیت علیهم السلام است که رُکُون مودّت و نصیحت و طاعت ایشان است

دعاى فرج از آفات

بیست و نهم نوزده حرفست که اسباب فرج است براى داعى آن از آفات تعلیم کرده آن را حضرت رسول خدا به امیرالمؤ منین صلوات اللَّهِ عَلیهما و آلهِما و نقل کرده آن را شیخ صدوق در کتاب خصال در ابواب تسعه عَشَر فرموده مى گوئى :

یا عِمادَ مَنْ لاعِمادَلَهُ وَ یا ذُخْرَ مَنْ لاذُخْرَلَهُ وَ یا سَنَدَ مَنْ لاسَنَدَ لَهُ وَ یا حِرْزَ

اى تکیه گاه کسى که تکیه گاه ندارد و اى ذخیره کسى که ذخیره ندارد و اى پشت

مَنْ لاحِرْزَ لَهُ وَ یا غِیاثَ مَنْ لاغِیاثَ لَهُ وَ یا کَریمَ الْعَفْوِ وَ یا حَسَنَ الْبَلاءِ وَ

کسى که پشتى ندارد و اى فریادرس کسى که فریادرسى ندارد اى بزرگوار گذشت اى خوش آزمایش

یا عَظیمَ الرَّجاءِ وَ یا عِزَّ الضُّعَفاءِ وَ یا مُنْقِذَ الْغَرْقى وَ یا مُنْجِىَ الْهَلْکى یا

اى بزرگ امید و اى عزت ناتوانان واى نجات بخش غریقان نابود شده اى

مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ اَنْتَ الَّذى سَجَدَ لَکَ سَوادُ اللَّیْلِ وَ نُورُ

نیک ده اى زیبا اى نعمت بخش اى فزونبخش تویى که سجده کند برایت سیاهى شب و روشنى

النَّهارِ وَضَوْءُ الْقَمَرِ وَ شُعاعُ الشَّمْسِ وَ دَوِىُّ الْماءِ وَ حَفیفُ الشَّجَرِ یا اَللَّهُ یا

روز و پرتو ماه و شعاع خورشید و صداى آب و صداى درخت اى خدا اى

اَللَّهُ یا اَللَّهُ اَنْتَ وَحْدَکَ لاشَریکَ لَکَ

خدا اى خدا تویى یگانه اى که شریک ندارى


پس مى گوئى :

اَللّهُمَّ افْعَلْ بى کَذا وَ کَذا

خدایا با من چنین و چنان کن

بجاى این حاجت خود را ذکر مى کنى پس بدرستى که از جاى خود برنخواهى خاست که مستجاب مى شود انشاءاللَّه تعالى .

نوشتن بسمله بر در خانه

سى ام شیخ کفعمى از مفاتح الغیب نقل کرده که هر که بنویسد لفظ بسم اللَّهِ را بر دَرِ بیرون از منزل خود ایمن از هلاک خواهد گشت و اگر چه کافر باشد و گفته که فرعون را خداوند زود هلاک نکرد و مهلت داد او را با ادّعاى او ربوبیّت را بجهت آنکه نوشته بود بر دَرِ منزل خود بِسْم اللَّه را و حق تعالى وحى فرمود به موسى وقتى که از خدا خواست سرعت هلاک او را تو نظر مى کنى به کفر او و من نظر مى کنم به آنچه نوشته بر دَرِ خود.

دعاى امان از سوختن

سى و یکم شیخ ابن فهد روایت کرده است که روزى ابوالدَّرْداء را خبر دادند که خانه ات سوخته است گفت نسوخته است دیگرى خبر داد باز چنین گفت تا سه مرتبه پس معلوم شد که خانه هاى اطراف همه سوخته خانه او نسوخته گفتند از چه راه دانستى که خانه تو نسوخته است گفت زیرا که شنیدم از رسول خدا صلى الله علیه و آله که هر که در صبح این دعا بخواند در آن روز بدى به او نمى رسد و اگر در شام بخواند در آن شب بدى به او نمى رسد و من این دعا را خوانده بودم

اَللّهُمَّ اَنْتَ رَبّى لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ وَ اَنْتَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَ لا

خدایا تویى پروردگارم معبودى جز تو نیست بر تو توکل کنم و تویى پروردگار عرش بزرگ و

حَوْلَ وَلاقُوَّهَ اِلاّبِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ ما شاءَاللَّهُ کانَ وَ مالَمْ یَشَاءْلَمْ یَکُنْ اَعْلَمُ اَنَّ

جنبش و نیرویى نیست جز به خداى والاى بزرگ آنچه خدا خواهد شود و آنچه نخواهد نشود، مى دانم که

اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْئٍ قَدیرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِکُلِّ شَیْئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِکَ

خدا بر هر چیز توانا است و علم خدا به همه چیز احاطه دارد خدایا به تو پناه برم از شر خودم و

مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ قَضاءِ السُّوءِ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذى شَرٍّ وَ مِنْ شَرِّ الْجِنِّ وَ

از شر قضاى بد و از شر هر صاحب شرى و از شر جن و انس و از

الاِْنْسِ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دابَّهٍ اَنْتَ آخِذٌ بِناصِیَتَها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ

شر هر جنبنده اى که اختیارش بدست تو است همانا پروردگارم به راه راست است

 

دعاء در زمان غیبت و امتحان شیعه

سى و دوّم شیخ کلینى و غیر او روایت کرده اند از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام که این دعا را تعلیم زُراره فرمود که در زمان غیبت و امتحان شیعه بخواند:

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِف نَبِیَّکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى

خدایا خودت را به من بشناسان که اگر خودت را نشناسانى پیامبرت را نشناسم خدایا

رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَکَ

رسولت را به من بشناسان که اگر رسولت را نشناسانى حجتت را نشناسم خدایا حجتت را به من بشناسان

فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینى

که اگر نشناسانى از دین خود گمراه گردم

 

دعاء وقت خواب

سى و سوّم در عده الدّاعى است که از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام مرویست که هرگاه یکى از شما اراده کرد بخوابد بگذارد دست راست خود را در زیر صورت راست خود و بگوید:

بِسْمِ اللَّهِ وَضَعْتُ جَنْبِى لِلَّهِ عَلى مِلَّهِ اَبْرهیمَ وَ دینِ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله

بنام خدا گذاردم پهلویم را به زمین براى خدا و بر کیش ابراهیم و دین محمّد(ص )

وَ وِلایَهِ مَنِ افْتَرَضَ اللَّهُ طاعَتَهُ ما شآءَ اللَّهُ کانَ وَ مالَمْ یَشَاْ لَمْ یَکُنْ

و دوستى کسى که واجب کرده خدا فرمانبرداریش را هرچه خدا خواهد شود و هر چه نخواهد نشود


پس هر کسى که بگوید این را در نزد خواب حفظ کند حق تعالى او را از دزد غارت کننده و از خراب شدن و طلب آمرزش کند براى او ملائکه .


سى و چهارم و نیز در عدّه الدّاعى است که خواندن اِنّا اَنْزَلْناهُ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ بر هر چیزى که ذخیره و پنهان مى کنند حرز است از براى او بنابر آنچه روایت شده از ایشان علیهم السلام .


سى و پنجم و نیز از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرده که هر که بخواند صد آیه از قرآن از هرآیه که باشد پس بگوید هفت مرتبه یا اللَّهُ پس اگر بخواند بر سنگى خدا بشکافد آن را .

فضیلت خواندن سوره توحید

سى و ششم و نیز از آن حضرت نقل کرده که کسى که بخواند قُلْ هُوَ اللَّهَ اَحَد را در وقتى که

به خوابگاه خود رود سه مرتبه موکّل فرماید حق تعالى به او پنجاه هزار فرشته که پاسبانى

کنند او را در آن شب و ازحضرت صادق علیه السلام روایت کرده که هر که بگذرد بر او یک روز و

در نماز خود قُلْ هُوَاللَّهُ اَحَد نخواند روز قیامت به او گویند اى بنده خدا نیستى تو از نماز

گذارندگان و نیز از آن حضرت منقولست که کسى که بگذرد بر او جمعه یعنى هفته ونخواند

درآن قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَد پس بمیرد بدین ابى لَهَب و نیز از آن جناب مرویست که کسى که برسد

به او مرضى یا شدّتى و نخواند در آن حال قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَد و بمیرد در آن مرض یا شدّت پس او از اهل آتش است .

دعاء بجهت حفظ زراعت از آفات

سى و هفتم و نیز در عدّه الدّاعى نقل کرده که این رقیه را براى حفظ زراعت خربزه و خیار و سایر زراعتها از ضرر کرم و جانورى که آن را فاسد مى کند و کیفیّت آن چنانست که بنویسد بر چهار پارچه نى یا چهار رقعه و بگذارد در چهار نى و بگذارد آنها را در چهار طرف مزرعه :

اَیُّهَا الدُّودُ اَیُّهَا الدَّوابُّ وَالْهَوامُّ وَالْحَیْواناتُ اُخْرُجُوا مِنْ هذِهِ

اى کرمها و اى جانورها و حشرات و حیوانات بیرون روید از این

الاَْرْضِ وَالزَّرْعِ اِلَى الْخَرابِ کَما خَرَجَ ابْنُ مَتّى مِنْ بَطْنِ الْحُوتِ فَاِنْ لَمْ

زمین و درخت به زمین ویرانه اى چنانچه برون رفت یونس از شکم ماهى و اگر بیرون

تَخْرِجُوا اَرْسَلْتُ عَلَیْکُمْ شُواظاً مِنْ نارٍ وَ نُحاسٍ [ساً] فَلا تَنْتَصِرانِ اَلَمْ تَرَ

نروید مى فرستم بر شما شعله اى از آتش و دود که یارى نشوید آیا ندیدى آنانکه

اِلَى الَّذینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ اُلْوُفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا

بیرون رفتند از خانه هاشان از ترس مرگ و هزاران نفر بودند خدا بدیشان گفت بمیرید

فَماتُوا اُخْرُجُوا مِنْها فَاِنَّکَ رَجیمٌ فَخَرَجَ مِنْها خآئِفاً یَتَرَقَّبُ سُبْحانَ الَّذى

و مردند بیرون روید که تو رانده اى ، پس ترسان و نگران بیرون رفت منزه است خدائى که

اَسْرى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ اِلَى الْمَسْجِدِ الاَْقْصى کَاَنَّهُمْ یَوْمَ

برد بنده اش را شبانه از مسجدالحرام تا مسجداقصى ، گویا روزى که

یَرَوْنَها لَمْ یَلْبَثُوا اِلاّ عَشِیَّهً اَوْضُحیها فَاَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنّاتٍ وَ عُیُونٍ وَ

آنها رستاخیر را ببینند بسر نبرده اند جز شبانگاه یا بامدادى ، پس بیرون کردیم آنان را از باغها و چشمه ها و

زُرُوعٍ وَ مَقامٍ کَریمٍ وَ نَعْمَهٍ کانُوا فیها فاکِهینَ فَما بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّماءُ

زراعتها و مقام گرامى و نعمتى که در آن کامیاب بودند و گریه نکرد بر آنها آسمان

وَالاَْرْضُ وَ ما کانُوا مُنْظَرینَ اُخْرُجْ مِنْها فَما یَکُونُ لَکَ اَنْ تَتَکَبَّرَ فیها فَاخْرُجْ

و زمین و مهلت داده نشدند، بیرون رو که نباشد تو را که تکبّر ورزى در آن بیرون رو

اِنَّکَ مِنَ الصّاغِرینَ اُخْرُجْ مِنْها مَذْؤ ماً مَدْحُوراً فَلَنَاءتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لاقِبَلَ

که تو از زبونانى بیرون شو از آن مذموم و مطرود که سپاهیانى بسویشان آریم که تحمل آن نیارند

لَهُمْ وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها اَذِلَّهً وَ هُمْ صاغِروُنَ

و از آنجا به ذلت بیرونشان کنیم که زبون شوند

 

دعاء هنگام نظر کردن به انگشتر عقیق

سى و هشتم سیّد بن طاوس از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که هر که صبح کند و در دستش انگشتر عقیقى باشد و در انگشت دست راست کرده باشد و پیش از آنکه نظرش بر کسى بیفتد نگین آن را به جانب کف دست بگرداند و به آن نظر کند و سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ تا آخر بخواند پس بگوید:

آمَنْتُ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لاشریکَ لَهُ وَ کَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَ آمَنْتُ بِسِرِّ آلِ

ایمان دارم به خداى یگانه اى که شریک ندارد و کافرم به جبت و طاغوت (خلفاى ناحق ) و ایمان دارم به راز آل

مُحَمَّدٍ وَ عَلانِیَتِهِمْ وَ ظاهِرِهِمْ وَ باطِنِهِمْ وَ اَوَّلِهِمْ وَ آخِرِهِمْ

محمّد و نهان و آشکار و باطن و اول و آخرشان

پس چون چنین کند خداوند عالمیان او را نگاه دارد در آن روز از شرّ آنچه از آسمان نازل مى شود و آنچه بالا مى رود بسوى آسمان و آنچه در زمین فرو مى رود و آنچه بیرون مى آید از زمین و در حِرز و حمایت خدا و دوستان خدا باشد تا شام .

دعاى دفع فراموشى

سى و نهم شیخ کفعمى از کتاب جمع الشتّات از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده که هرگاه خواستى از ما حدیثى نقل کنى و شیطان تو را فراموشى داده بگذار دست خود را بر جبهه خود و بگو:

صَلَّىَ اللَّهُ عَلى مَحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ

درود خدا بر محمّد و آلش خدایا از تو خواهم

یا مُذَکِّرَ الْخَیْرِ وَ فاعِلَهُ وَالاْمِرَ بِهِ ذَکِّرْنى ما اَنْسانیهُ الشَّیْطانُ

اى به یاداندازه خیر و انجام دهنده اش و دستور دهنده اش یادم آر آنچه را شیطان از یادم برده


و در کتاب من لایحضره الفقیه از حضرت صادق علیه السلام نقل است که کسى که بسیار باشد سهو او در نماز پس بگوید در وقتى که داخل خلاء شود:

بِسْمِ اللَّهِ اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الرِّجْسِ النَّجِسِ الْخَبیثِ

به نام خدا پناه برم به خدا از پلید نجس و خبیث

الْمُخْبِثِ الشَّیطانِ الرَّجیمِ

ناپاک کننده (یعنى ) شیطان رانده

مؤ لّف گوید که کسى که مى خواهد حافظه اش زیاد شود مسواک کند و روزه بگیرد و قرآن

بخواند و خصوص آیه الکرسى و اِدْمان خوردن مویز ناشتا خصوص اگر سرخ و بیست و یک دانه

باشد براى فهم و ذهن و حافظه نافع است و خوردن حلوا و گوشت نزدیک گردن و عسل و

عدس نیز مورث حفظ است و نقل شده که از دواهائى که به تجربه رسیده است آن است که

کُندر و سَعْد و شکر طبرزد را مساوى با هم گرفته و نرم بکوبند و سُفوف کرده روزى پنج درهم

بخورند لکن سه روز متوالى بخورند و پنج روز ترک کنند و هکَذا و بگویند هر روزى بعد از نماز صبح پیش از آنکه تکلّم کنند:

یا حَىُّ یا قَیُّومُ فَلا یَفُوتُ شَیْئاً عِلْمُهُ وَلا یَؤُدُهُ

اى زنده اى پاینده که در نرود از علم او چیزى و نه بر او سنگینى کند

و هم بخوانند عقب نمازها دعاى سُبْحانَ مَنْ لایَعْتَدى عَلى اَهْلِ مَمْلَکَتِهِ را و بخوانند نمازى

را که در باب دوّم بجهت قوّت حافظه نقل کردیم و غیر ذلک و اجتناب کنند از چیزهایى که

سبب نسیان مى شود و آن خوردن سیب ترش و گشنیز سبز و پنیر و پس خورده موش و

بول در آب ایستاده و خواندن اَلْواحِ قبرها و رفتن از بین دو زن و دور افکندن شپش زنده و

نچیدن ناخنها و ترک قیلوله و کثرت معاصى و کثرت هموم و احزان در امر دنیا و کثرت اشتغال و

علائق و نظر افکندن به دار کشیده و مُرور از بین قطار شتر .

دعاى تمجید

چهلم شیخ ابن فهد نقل کرده از حضرت صادق علیه السلام که فرمود هر دعائى که پیش از

آن تمجید نباشد پس آن ابتر است اوّل تمجید است پس ثنا راوى گفت کمتر چیزى که کفایت

مى کند از تمجید چیست فرمود مى گوئى :

اَللّهُمَّ اَنْتَ الاَْوَّلُ فَلَیْسَ قَبْلَکَ شَیْئٌ وَ اَنْتَ الاْ خِرُ فَلَیْسَ بَعْدَکَ شَیْئٌ وَ اَنْتَ

خدایا توئى اول که نیست پیش از تو چیزى و توئى آخر که نیست بعد از تو چیزى و توئى

الظّاهِرُ فَلَیْسَ فَوْقَکَ شَیْئٌ وَ اَنْتَ الْباطِنُ فَلَیْسَ دُونَکَ شَیْئٌ وَ اَنْتَ

ظاهر که نیست برتر از تو چیزى و توئى درون که نیست وراى تو چیزى و توئى

الْعَزیزُ الْحَکیمُ.

عزیز و فرزانه .





برچسب ها : مفاتیح الجناح
ذكر خواص بعضى از سور و آيات و بعضى اءدعيه و متفرقات





برچسب ها : مفاتیح الجناح

بعضی احراز و ادعیه مُوجزه

بعضی احراز و ادعیه مُوجزه

دعاء از حضرت رسول صلى الله علیه و آله به اءمیر المؤ منین علیه السلام در امردشوار

که منتخب شده از کتاب مهج الدّعوات و مجتنى که هر دو از مصنّفات رضىّ الدّین سیّد بن طاوس قدّس سرّه است و آن چند امر است:
اول از حضرت موسى بن جعفر علیه السلام مرویست که حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود به امیرالمؤ منین علیه السلام هر گاه تو را امر دشوارى پیش آید بگو:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَنْ

خدایا از تو خواهم به حق محمّد و آل محمّد که

تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدِ وَ اَنْ تُنْجِیَنى مِنْ هذَا الْغَمِّ

درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و مرا از این اندوه نجات بخشى

 

حرز فاطمه سلام الله علیها

دوّم :

بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحیمِ یا حَىُّ یا قَیُّومُ بِرَحْمَتِکَ اَسْتَغیثُ فَاَغِثْنى

بنام خداى بخشاینده مهربان اى زنده و اى پاینده به رحمت تو استغاثه کنم پس به دادم برس

وَلا تَکِلْنى اِلى نَفْسى طَرْفَهَ عَیْنِ اَبَداً وَ اَصْلِحْ لى شَاْنى کُلَّهُ

و مرا به خودم وامگذار چشم بر هم زدنى هرگز و همه کارم را اصلاح فرما

 

حرز حضرت امام زین العابدین علیه السلام

سوّم :

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمن ِالرَّحیمِ بِسْم اللَّهِ وَ بِاللَّهِ سَدَدْتُ اَفْواهَ

بنام خداى بخشاینده مهربان به نام خدا و به ذات خدا بستم دهنهاى

الْجِنِّ وَالاِْنْسِ وَالشَّیاطینِ وَالسَّحَرَهِ وَالاَْبالِسَهِ مِنَ الجِنِّ وَالاِْنْسِ

جن و انس و شیاطین و جادوگران و رانده شدگان از جن و انس

وَالسَّلاطینِ وَ مَنْ یَلُوذُ بِهِمْ بِاللَّهِ الْعِزیزِ الاَْعَزِّ وَ بِاللَّهِ الْکَبیرِ الاَْکْبَرِ بِسْمِ اللَّهِ

و پادشاهان و هرکه را بدانها پناهنده شود به خداى عزیزتر از هر عزیز و به خداى بزرگ بزرگتر (از هر بزرگ ) بنام خداى

الظّاهِرِ الْباطِنِ الْمَکْنُونِ الْمَخْزُونِ الَّذى اءقامَ بِهِ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ ثُمَّ

آشکار نهان پوشیده و در گنجینه اى که بپا ایستاد بذات او آسمانها و زمین سپس

اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ بِما ظَلَمُوا

استوار گشت بر عرش بنام خداى بخشاینده مهربان ((و مسلّم شد عذاب بر ایشان به سزاى ستمى که کردند

فَهُمْ لایَنْطِقُونَ قالَ اخْسَؤُا فیها وَلاتُکَلِّمُونِ وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَىِّ الْقَیُّومِ وَ

و آنها سخن نکنند)) ((خدا فرماید خفه شوید در اینجا و سخن مگویید)) ((و متواضع گشت چهره ها براى خداى زنده پاینده و

قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً وَ خَشَعَتِ الاَْصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ اِلاّ هَمْساً

نومید گشت هر که بار ستمى بر دوش دارد)) ((و بیفتد صداها به احترام خداى رحمان و جز صداى پایى نشنوى ))

وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ اَکِنَّهً اَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فى اذانِهِمْ وَقْراً وَ اِذا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِى

((و نهادیم بر دلهاى ایشان سرپوشى که فهم نکنند و در گوشهاشان سنگینى و چون یاد کنى پروردگارت را در

الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى اَدْبارِهِمْ نُفُوراً وَ اِذا قَرَاْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ

قرآن به تنهایى ، گریزان پشت کنند)) ((و چون بخوانى قرآن را بنهیم میان تو و میان

الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالاْخِرَهِ حِجاباً مَسْتُوراً وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ اَیْدِیهِمْ سَدّاً وَ مِنْ

آنانکه به آخرت ایمان ندارند پرده اى پوشان )) ((و نهادیم از پیش رویشان سدّى و از

خَلْفِهمْ سَدّاً فَاَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لایُبْصِرُونَ اَلْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى اَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا

پشت سرشان سدّى و پرده افکندیم بر آنها که نمى بینند)) ((امروز مهر زنیم بر دهنهاشان و دستهاشان با ما سخن کنند

اَیْدیهِمْ فَهُمْ لایَنْطِقُونَ لَوْ اَنْفَقْتَ ما فِى الاَْرْضِ جَمیعاً ما اَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ

و آنها دم نزنند)) ((اگر همه آنچه در زمین است خرج مى کردى نمى توانستى الفت میان دلهاشان بدهى

وَلکِنَّ اللَّهَ اَلَّفَ بَیْنَهُمْ اِنَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ وَ صَلّىَ اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

ولى خدا الفت داد میانشان که او نیرومند و فرزانه است )) و درود خدا بر محمّد و آل

الطّاهِرینَ

پاکش باد * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

حرز حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

چهارم :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ یا

بنام خداى بخشاینده مهربان اى

خالِقَ الْخَلْقِ وَ یا باسِطَ الرِّزْقِ وَ یا فالِقَ الْحَبِّ وَ یا بارِئَ النَّسَمِ وَ مُحْیِىَ

آفریننده خلق و اى گستراننده روزى و اى شکافنده دانه و اى آفریننده هر دم زن و زنده کننده

الْمَوْتى وَ مُمیتَ الاَْحْیآءِ وَ دائِمَ الثَّباتِ وَ مُخْرِجَ النَّباتِ اِفعَلْ بى ما اَنْتَ

مردگان و میراننده زندگان و همیشه پابرجا و برون آرنده گیاه ، انجام ده با من آنچه را تو

اَهْلُهُ وَ لاتَفْعَلْ بى ما اَنَا اَهْلُهُ وَ اَنْتَ اَهْلُ التَّقْوى وَ اَهْلُ الْمَغْفِرَهِ

شایسته آنى و انجام مده با من آنچه را من استحقاق دارم و تویى اهل تقوى و آمرزش

 

حرز حضرت امام موسى کاظم علیه السلام

پنجم روایت است از علىّ بن یقطین که گفت خبر دادند به ابوالحسن موسى بن جعفر علیه السلام و در نزد او جماعتى از اقوام او بودند به آنچه قصد کرده است موسى بن مهدى در کار او پس گفت به اقوام خود چه راءى دارید در این باب گفتند راى ما این است که از او دور شوى و شخص خود را مخفى کنى که ایمن از شرّ او نتوان شد پس حضرت تبسّم فرمود و تمثّل جست به شعر کعب بن مالک :

زَعَمْتَ سَخینَهُ اَنْ سَتَغْلِبَ رَبَّها       فَلَیَغْلِبَنَّ مَغالِبَ الغُلاّبِ

پس بلند کرد دست خود را بسوى آسمان و گفت :

اِلهى کَمْ مِنْ عَدُوٍّ شَحَذَ لى ظُبَهَ مُدْیَتِهِ وَاَرْهَفَ لى شَبا حَدِّه وَدافَ لى

خدایا چه بسا دشمنى که تیز کرده برایم دم کاردش را و نازک کرد برایم دم تیغش را و بهم آمیخت برایم

قَواتِلَ سُمُومِهِ وَ لَمْ تَنَمْ عَنّى عَیْنُ حِراسَتِهِ فَلَمّا رَاَیْتَ ضَعْفى عَنِ احْتِمالِ

زهرهاى کشنده را و به خواب نرفت در کمین من چشم دیده بانیش و چون تو ناتوانى مرا از کشیدن

الْفَوادِحِ وَ عَجْزى عَنْ مُلِمّاتِ الْجَوائِحِ صَرَفْتَ ذلِکَ عَنّى بِحَولِکَ وَ قُوَّتِکَ

مشکلات دیدى و درماندگیم را از بلاهاى سخت مشاهده کردى آنرا به نیرو و قدرت خود از من گرداندى نه به نیرو و

لا بِحَوْلٍ مِنّى وَلا قُوَّهٍ فَاَلْقَیْتَهُ فِى الْحَفیرِ الَّذىِ احْتَفَرَهُ لى خائِباً مِمّا اَمَّلَهُ فِى

قدرت خودم و افکندى او را در آن چاهى که براى من کنده بود ناامید از آنچه آرزومند بدان بود در

الدُّنْیا مُتَباعِداً مِمّا رَجاهُ فِى الاْخِرَهِ فَلَکَ الْحَمْدُ عَلى ذلِکَ قَدْرَ اِسْتِحْقاقِکَ

دنیا و دور از آنچه امید بدان داشت در آخرت پس تو را ستایش بر این کار به اندازه استحقاق تو

سَیِّدى اَللّهُمَّ فَخُذْهُ بِعِزَّتِکَ وَافْلُلْ حَدَّهُ عَنّى بِقُدْرَتِکَ وَاجْعَلْ لَهُ شُغْلاً فیما

اى آقاى من خدایا او را به عزت خود برگیر و کُند کن سلاح تیزش را از من به قدرتت و برایش سرگرمى قرار ده در آنچه

یَلیهِ وَ عَجْزاً عَمّا یُناویهِ اَللّهُمَّ وَاَعْدِنى عَلَیْهِ عَدْوىً حاضِرَهً تَکُونُ مِنْ

پیش اوست و درماندگى از انجام دشمنیش خدایا مسلط کن مرا بر او تسلطى فورى که از خشمم درمانى باشد و از

غَیْظى شِفاءً وَ مِنْ حَنَقى عَلَیْهِ وَقاءً وَ صِلِ اللّهُمَّ دُعائى بِالاِْجابَهِ وَ انْظِمْ

غیظم بر او نگهدارى باشد و به پیوند خدایا دعایم را به اجابت و منظم کن

شِکایَتى بِالتَّغْییرِ وَ عَرِّفْهُ عَمّا قَلیلٍ ما اَوْعَدْتَ الظّالِمینَ وَ عَرِّفْنى ما

شکوه ام را به دگرگونى و بنمایان به او به همین زودى آنچه را بیم دادى بدان بر ستمکاران و بنمایان به من آنچه

وَعَدْتَ فى اِجابَهِ الْمُضْطَرّینَ اِنَّکَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ وَ الْمَنِّ الْکَریمِ

را نوید دادى در اجابت درماندگان که تو داراى فضل و بخشش بزرگ و عطایى گرامى هستى

 گفت پس متفرّق شدند قوم و جمع نشدند مگر براى قرائت خبر موت موسى بن مهدى

حرز امام رضا علیه السلام

ششم رقعه الجیب حرز حضرت امام رضا علیه السلام روایت است از یاسر خادم ماءمون که گفت زمانى که وارد شد ابوالحسن علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام به قصر حمید بن قحطبه بیرون کرد از تن لباس را و داد به حمید و حمل کرد حمید و داد به جاریه خود که بشوید آن را پس نگذشت زمانى که آن جاریه آمد و با او رقعه اى بود و داد به حمید و گفت یافتم این رقعه را در گریبان لباس ‍ ابوالحسن علیه السلام پس حمید به آن حضرت گفت فداى تو گردم بدرستى که این جاریه یافته است رقعه اى در گریبان پیراهن تو چیست آن فرمود تعویذى است که آن را از خود دور نمى کنم حمید گفت ممکن است که ما را مشرّف کنى به آن پس فرمود که این تعویذى است که هرکه نگاه دارد در گریبان خود دفع مى شود بلا از او و مى باشد براى او حرزى از شیطان رجیم پس خواند تعویذ را بر حمید و آن این است :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ بِسْمِ اللَّهِ اِنّى اَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْکَ اِنْ کُنْتَ تَقِیّاً اَوْ

بنام خداى بخشاینده مهربان بنام خدا من پناه مى برم به خداى رحمان از تو اگر پرهیزکار باشى یا

غَیْرَ تَقِىٍّ اَخَذْتُ بِاللَّهِ السَّمیعِ الْبَصیرِ عَلى سَمْعِکَ وَ بَصَرِکَ لا سُلْطانَ لَکَ

غیر پرهیزکار بستم بوسیله خداى شنواى بینا، گوش و چشم تو را که تسلطى نباشد تو را

عَلَىَّ وَ لا عَلى سَمْعى وَلا عَلى بَصَرى وَلاعَلى شَعْرى وَلاعَلى بَشَرى وَلا

بر من و نه بر گوش و نه بر چشمم و نه بر مو و نه بر پوست تنم و نه

عَلى لَحْمى وَلا عَلى دَمى وَلا عَلى مُخّى وَلا عَلى عَصَبى وَلا عَلى عِظامى

بر گوشت و نه بر خونم و نه بر مغز و نه بر رگم و نه بر استخوانم

وَلاعَلى مالى وَ لا عَلى ما رَزَقَنى رَبّى سَتَرْتُ بَیْنى وَ بَیْنَکَ بِسِتْرِ النُّبُوَّهِ

و نه بر مالم و نه بر آنچه پروردگار من روزیم کرده پوشاندم میان خودم و تو را به پوشش نبوت

الَّذِى اسْتَتَرَ اَنْبِیآءُ اللَّهِ بِهِ مِنْ سَطَواتِ الْجَبابِرَهِ وَالْفَراعِنَهِ جَبْرَئیلُ عَنْ یَمینى وَ

که پوشاندند پیمبران خدا خود را بدان وسیله از حمله هاى گردنکشان و سرکشان ، جبرئیل از راستم و

میکائیلُ عَنْ یَسارى وَ اِسْرافیلُ عَنْ وَرآئى وَ مَحَمَّدٌ صَلّىَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

میکاییل از چپم و اسرافیل از پشت سرم و محمّد صلى الله علیه و آله

اَمامى وَاللَّهُ مُطَّلِعٌ عَلَىَّ یَمْنَعُکَ مِنّى وَ یَمْنَعُ الشَّیْطانَ مِنّى

از پیش رویم و خدا نیز مطلع است بر کارم و تو را از من بازدارد و نیز شیطان را از من بازدارد

اَللّهُمَّ لا یَغْلِبْ جَهْلُهُ اَناتَکَ اَنْ یَسْتَفِزَّنى وَ یَسْتَخِفَّنى اَللّهُمَّ اِلَیْکَ الْتَجَاْتُ

خدایا چیره نگردد نادانى او بر حوصله تو که در نتیجه مرا به ناراحتى کشاند و سبکم شمارد خدایا من به تو پناهنده شدم

اَللّهُمَّ اِلَیْکَ الْتَجَاْتُ اَللّهُمَّ اِلَیْکَ الْتَجَاْتُ

خدایا به تو پناهنده شدم خدایا به تو پناهنده شدم


و از براى این حرز حکایت عجیبى است که روایت کرده آن را ابوالصَّلت هروى که گفت مولاى من علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام روزى نشسته بود در منزل خود داخل شد بر او رسول ماءمون و گفت که تو را امیر مى طلبد پس امام برخاست و مرا گفت نمى طلبد مرا ماءمون در این وقت مگر بجهت کارى سخت و به خدا که نمى تواند با من کارى بد کردن جهت این کلمات که از جدّم رسول خدا صلى الله علیه و آله به من رسیده ابوالصّلت گفت همراه امام علیه السلام بیرون رفتم نزد ماءمون چون نظر حضرت بر ماءمون افتاد این حرز را تا آخر خواند پس زمانى که حضرت ایستاد مقابل ماءمون نظر کرد بسوى او ماءمون و گفت اى ابوالحسن امر کرده ام که صد هزار درهم بجهت تو بدهند و بنویس هر حاجتى که دارى پس چون امام پشت گردانید ماءمون نظر در قفاى امام کرد و گفت اراده کردم من و اراده کرده است خدا و آنچه اراده کرده است خدا بهتر بوده است

 

حرز حضرت جواد علیه السلام

هفتم :

یا نُورُ یا بُرْهانُ یا مُبینُ یا مُنیرُ یا رَبِّ اِکْفِنى الْشُّرُورَ وَ افاتِ الدُّهُورِ وَ

اى نور و اى دلیل روشن و اى آشکارکننده اى نوربخش پروردگارا کفایتم کن از شرور و آفات روزگار و

اَسْئَلُکَ النَّجاهَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِى الصُّورِ

از تو خواهم رهایى را در روزى که دمیده شود در صور

 

حرز امام علىّ النقى علیه السلام

هشتم :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ یا عَزیزَ الْعِزِّ فى عِزِّهِ ما اَعَزَّ عَزیزَ الْعِزِّ فى عِزِّهِ یا عَزیزُ

بنام خداى بخشاینده مهربان اى عزت بخش عزت در عین عزتش چه عزیز است عزت بخش عزت در حال عزت اى عزیز،

اَعِزَّنى بِعِزِّکَ وَ اَیِّدنى بِنَصْرِکَ وَادْفَعْ عَنّى هَمَزاتِ الشَّیاطینِ وَادْفَعْ عَنّى

عزیز گردان مرا به عزت خود و کمکم ده به یاریت و دور گردان از من وسوسه هاى شیاطین را و دفع کن از من

بِدَفْعِکَ وَامْنَعْ عَنّى بِصُنْعِکَ وَاجْعَلْنى مِنْ خِیارِ خَلْقِکَ یا واحِدُ یا اَحَدُ یا فَرْدُ

به دفاع خود و بازدار از من بسامان دادن خود و قرارم ده از نیکان بندگانت اى یکتا اى یگانه اى تنها

یا صَمَدُ

اى بى نیاز

 

حرز حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام

نهم :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

بنام خداى بخشاینده مهربان

یا عُدَّتى عِنْدَ شِدَّتى وَ یا غَوْثى عِنْدَ کُرْبَتى وَ یا مُونِسى عِنْدَ وَحْدَتى

اى ذخیره ام در سختى و اى فریادرسم در گرفتارى و اى همدمم در تنهایى

اُحْرُسْنى بِعَیْنِکَ الَّتى لاَتَنامُ وَاکْنُفْنى بِرُکْنِکَ الَّذى لا یُرامُ

محافظتم کن بدان دیده ات که نخوابد و مرا در پناه آن نیرویت گیر که آهنگ آن نشود

 

حرز مولانا القائم علیه السلام

دهم :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ یا مالِکَ الرِّقابِ وَ یا هازِمَ الاَْحْزابِ یا

بنام خداى بخشاینده مهربان اى بدست دارنده جانها اى پراکنده کننده دستجات اى

مُفْتِّحَ الاَْبْوابِ یا مُسَبِّبَ الاَْسْبابِ سَبِّبْ لَنا سَبَاً لا نَسْتَطیعُ لَهُ طَلَباً بِحَقِّ لا اِلهَ

گشاینده درها اى سبب ساز اسباب آماده کن براى ما سببى را که پیدا کردنش نتوانیم به حق کلمه ((لا اله

اِلا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلى آلِهِ اَجْمَعینَ

الا اللَّه محمّد رسول اللَّه )) که درود خدا بر او و آلش همگى

 

قنوت امام حسین علیه السلام

یازدهم :

اَللّهُمَّ مَنْ اَوى اِلى مَاْوىً فَاَنْتَ مَاْواىَ وَ مَنْ لَجَاءَ اِلى مَلْجَاءٍ

خدایا هرکس براى خود ماءوایى گیرد و تویى ماءواى من و هرکه پناهنده به پناهگاهى شود

فَاَنْتَ مَلْجَاْى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ نِدائى وَ اَجِبْ

و تویى پناهگاه من خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بشنو فریادم را و اجابت کن

دُعائى وَاجْعَلْ مَآبى عِنْدَکَ وَ مَثْواىَ وَاحْرُسْنى فى بَلْواىَ مِنِ افْتِتانِ

دعایم را و قرار ده بازگشتگاه و اقامتگاهم را نزد خود و محافظتم کن در مورد آزمایش از مفتون شدن

الاِمْتِحانِ وَ لَمَّهِ الشَّیْطانِ بِعَظَمَتِکَ الَّتى لا یَشُوبُها وَلَعُ نَفْسٍ بِتَفْتینٍ وَ لا

به آزمایش و تماس پیدا کردن با شیطان بدان عظمت و بزرگیت که بهم نزند آنرا حرص شخصى یا فتنه انگیختن و نه

وارِدُ طَیْفٍ بِتَظْنینِ وَلا یَلُمُّ بِها فَرَحٌ حَتّى تَقْلِبَنى اِلَیْکَ بِاِرادَتِکَ غَیْرَ ظَنینٍ

خاطره خوبى با بدگمانى و نه نزدیک گردد بدان سرمستى تا اینکه بازگردانى مرا بسوى خود بوسیله اراده ات نه بصورت تهمت زده

وَلامَظْنُونٍ وَلا مُرابٍ وَ لا مُرْتابٍ اِنَّکَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ

و نه مظنون و نه مورد بدگمانى و نه مشکوک براستى تو مهربانترین مهربانانى

مؤ لف گوید که سیّد بن طاوس قنوتات ائمّه علیهم السلام را جمع کرده در مهج الدّعوات و چون طولانى بود آنها من اکتفا به همین یک قنوت کردم


دعاى حضرت رسول صلى الله علیه و آله براى امان از جنّ و انس

دوازدهم :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ

بنام خداى بخشاینده مهربان معبودى نیست جز خدا بر او توکل کنم و او است پروردگار عرش بس بزرگ

ما شآءَ اللَّهُ کانَ وَ مالَمْ یَشَاْ لَمْ یَکُنْ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّشَیْئٍ قَدیرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ

آنچه خدا خواهد باشد و آنچه نخواهد نباشد گواهى دهم که براستى خدا بر هر چیز توانا است و براستى خدا

قَدْ اَحاطَ بِکُلِّ شَیْئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ

دانشش به هر چیز احاطه دارد خدایا به تو پناه برم از شر خودم و از شر هر

دآبّهٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ

جنبنده اى که اختیارش بدست تو است همانا پروردگار من به راه راست است

 

دعاى مجرّب از حضرت رسول صلى الله علیه و آله

سیزدهم : روایت است از انس که گفت حضرت رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود که هر کس این دعا را در هر صبح و شام بخواند موکّل فرماید حق تعالى به او چهار فرشته که او را حفظ کنند از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپش و در امان خداوند عزّوجلّ باشد و اگر سعى کنند خلایق از جنّ و انس که ضرر به او برسانند نتوانند آن دعاء این است :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ بِسْمِ اللَّهِ خَیْرِ الاَْسْماءِ بِسْمِ اللَّهِ رَبِّ الاَْرْضِ وَ

بنام خداى بخشاینده مهربان بنام خدا بهترین نامها بنام خدا پروردگار زمین و

السَّمآءِ بِسْمِ اللَّهِ الَّذى لایَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ سَمُّ وَلا دآءٌ بِسْمِ اللَّهِ اَصْبَحْتُ وَ عَلَى

آسمان بنام خدایى که زیان نرساند با بودن نام او زهرى و نه دردى بنام خدا صبح کردم و بر

اللَّهِ تَوَکَّلْتُ بِسْمِ اللَّهِ عَلى قَلْبى وَ نَفْسى بِسْمِاللَّهِ عَلى دینى وَ عَقْلى بِسْمِ اللَّهِ

خدا توکل کردم بنام خدا بر دل و جانم بنام خدا بر دین و خردم بنام خدا

عَلى اَهْلى وَ مالى بِسْمِ اللَّهِ عَلى ما اَعْطانى رَبّى بِسْمِ اللَّهِ الَّذى لایَضُرُّ مَعَ

بر خاندان و داراییم بنام خدا بر آنچه پروردگارم به من داده بنام خدایى که زیان نرساند با بودن

اسْمِهِ شَىْءٌ فِى الاَْرْضِ وَ لا فِى السَّماءِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ اَللَّهُ اَللَّهُ رَبّى لا

نامش چیزى در زمین و نه در آسمان و او است شنواى دانا خدا، خدا، پروردگار من است که

اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً اَللَّهُ اَکْبَرُ اَللَّهُ اَکْبَرُ وَ اَعَزُّ وَ اَجَلُّ مِمّا اَخافُ وَ اَحْذَرُ عَزَّ جارُکَ وَ

شریک نسازم با او چیزى را خدا بزرگتر است خدا بزرگتر و نیرومندتر و برتر است از آنچه من از آن ترسم پناهنده ات نیرومند

جَلَّ ثَناؤُکَ وَلا اِلهَ غَیْرُکَ اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ منْ شَرِّ کُلِّ

و مدح و ثنایت والا است و معبودى جز تو نیست خدایا به تو پناه برم از شر خودم و از شر هر

سُلْطانٍ شَدیدٍ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مِنْ شَرِّ

سلطان سرسخت و از شر هر شیطان متمرد و از شر هر سرکش لجوج و از شر

قَضآءِ السّوُءِ وَ مِنْ کُلِّ دابَّهٍ اَنْتَ آخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّکَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ وَ

پیش آمد بد و از (شر) هر جنبنده اى که تو اختیارش را بدست دارى که براستى تو براه راستى هستى و

اَنْتَ عَلى کُلِّشَىْءٍ حَفیظٌ اِنَّ وَلِیِّىَ اللَّهُ الَّذى نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّى

تو بر هر چیز نگهبانى همانا سرپرست من خدایى است که قرآن را فرستاد او سرپرستى کند

الصّالِحینَ فَاِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِىَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ

از شایستگان ((اگر روگردان شدند بگو بس است مرا خدا معبودى جز او نیست بر او توکل کنم و اوست پروردگار

الْعَرْشِ الْعَظیمِ

عرش بزرگ

 

دعاى حضرت رسول صلى الله علیه و آله

چهاردهم :

اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِکَ اَنْ اَفْتَقِرَ

خدایا به تو پناه برم از اینکه ندار شوم

فى غِناکَ اَوْ اَضِلَّ فى هُداکَ اَوْ اَذِلَّ فى عَزِّکَ اَوْ اُضامَ فى سُلْطانِکَ اَوْ

در سایه دارایى تو یا گمراه گردم با وجود راهنماییت یا خوار گردم در سایه عزت تو یا ستمى به من شود در سایه سلطنت تو یا

اُضْطَهَدَ وَالاَْمْرُ اِلَیْکَ اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِکَ اَنْ اَقُولَ زُوراً اَوْ اَغْشى فُجُوراً اَوْ

در زیر فشار پایمال شوم با اینکه کار بدست تو است خدایا به تو پناه برم از اینکه زورگویم یا درآیم در هرزگى و کار زشت یا

اَکُونَ بِکَ مَغْرُوراً

اینکه به تو (و گذشتت ) مغرور شوم

 

دعاى امام باقر علیه السلام هنگام بیرون رفتن از خانه

پانزدهم دعائى است از حضرت امام محمد باقر از ابوحمزه ثمالى روایت است که گفت از حضرت امام محمّد باقر علیه السلام اجازه خواستم که به خدمتش مشرّف شوم پس حضرت از خانه بیرون آمد و لبهاى مبارکش مى جنبید و فرمود دانستى تکلّم مرا گفتم بلى فدایت شوم فرمود تکلّم کردم به کلامى که تکلّم نکرده به آن احدى هرگز مگر آنکه کفایت کرده حق تعالى آنچه مهمّ او است از امر دنیا و آخرت او گفتم فدایت شوم خبر ده مرا به آن فرمود بلى هر که این کلمات را در حال بیرون رفتن از خانه بخواند مهمّات او میسّر مى شود:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ حَسْبِىَ اللَّهُ تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ خَیْرَ

بنام خداى بخشاینده مهربان بس است مرا خدا توکل کردم بر خدا، خدایا از تو خواهم خوبى را

اُمُورى کُلِّها وَ اَعُوذُبِکَ مِنْ خِزْىِ الدُّنْیا وَ عَذابِ الاْخِرَهِ

در همه کارهایم و پناه برم به تو از رسوایى دنیا و عذاب آخرت





برچسب ها : مفاتیح الجناح