چهل حدیث از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

​​

1- توجّه امام مهدی(علیه السلام) به شیعیان خویش

«إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَ لَوْ لا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللاَّواهُ، وَ اصْطَلَمَکُمُ الاْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا. »:

ما در رعایت حال شما کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، که اگر جز این بود گرفتاری ها به شما روی میآورد و دشمنان، شما را ریشه کن میکردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانی کنید.

 

2- عمل صالح و تقرّب به اهل بیت(علیهم السلام)

«فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً یَبْغَتُهُ فُجْأَةً حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلی حَوْبَة. »:

هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستی ما نزدیک میسازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دوری گزیند، زیرا خداوند به طور ناگهانی انسان را میگیرد، در وقتی که توبه برایش سودی ندارد و پشیمانی او را از کیفر ما به خاطر گناهش نجات نمیدهد.

 

3- تسلیم در مقابل دستورهای اهل بیت(علیهم السلام)

«فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَیْنا، فَعَلَیْنَا الاْصْدارُ، کَما کانَ مِنَّا الاِْیرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّی عَنْکُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إِلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَی السُّنَّةِ الْواضِحَةِ. »:

از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه، سیراب برگردانیم، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پی کشف آنچه از شما پوشیده شده نروید. مقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که روشن است به طرف ما قرار دهید.

 

4- تحقّق حتمی حقّ

«أَبَی اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَی بِما أَذْکُرُهُ. »:

خداوند مقدّر فرموده است که حقّ به مرحله نهایی و کمال خود برسد و باطل از بین رود، و او بر آنچه بیان نمودم گواه است.

 

5- خلقت هدفدار و هدایت پایدار

«إِنَّ اللّهَ تَعالی لَمْ یَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًی بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَیْهِمُ النَّبِیّینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ، یَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِیَتِهِ وَ یُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دینِهِمْ وَ أَنزَلَ عَلَیْهِمْ کِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَیْهِمْ مَلائِکَةً یَأْتینَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَیْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذی جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَیْهِمْ. »:

خداوند متعال، خلق را بیهوده نیافریده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلکه آنان را به قدرتش آفریده و برای آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پیامبران را که مژده دهنده و ترساننده هستند به سویشان برانگیخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانیاش جلوگیری فرمایند و آنچه را از امر خداوند و دینشان نمیدانند به آنها بفهمانند و بر آنان کتاب فرستاد و به سویشان فرشتگان برانگیخت تا آنها میان خدا و پیامبران  به واسطه تفضّلی که بر ایشان روا داشته  واسطه باشند.

 

6- ظهور حقّ

«إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِی الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ. »:

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد که سخن گوییم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از میان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

 

7- تفتیش ناروا

«مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَکَ. »:

حضرت مهدی(علیه السلام) در خصوص کسانی که در جستجوی او بوده اند تا به حاکم جور تحویلش دهند فرموده است: آن که بکاود، بجوید و آن که بجوید دلالت دهد و آن که دلالت دهد به هدف رسد و هر که [در مورد من] چنین کند، شرک ورزیده است.

 

8- ظهور حقّ به اذن حقّ

«فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالی ذِکْرُهُ وَ ذلِکَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا. »:

ظهورینیست، مگر به اجازه خداوندمتعال و آن هم پس از زمان طولانی و قساوت دلها و فراگیر شدن زمین از جور و ستم.

 

9- مدّعیان دروغگو

«سَیَأْتی إلی شیعَتی مَنْ یَدَّعِی المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَی المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیانی وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِی الْعَظیم. »:

آگاه باشید به زودی کسانی ادّعای مشاهده (نیابت خاصّه) مرا خواهند کرد. آگاه باشید هر کس قبل از «خروج سفیانی» و شنیدن صدای آسمانی، ادّعای مشاهده مرا کند دروغگو و افترا زننده است؛ حرکت و نیرویی جز به خدای بزرگ نیست.

 

10- دنیا در سراشیبی زوال

«إِنَّ الدُّنْیا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّی أَدْعُوکُمْ إِلَی اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِکِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْیاءِ السُّنَّةِ. »:

دنیا فنا و زوالش نزدیک گردیده و در حال وداع است، و من شما را به سوی خدا و پیامبرش  که درود خدا بر او و آلش باد  و عمل به قرآنش و میراندن باطل و زنده کردن سنّت، دعوت میکنم.

 

11- ذخیره بزرگ

«أَنَا بَقِیَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخیرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفی مِنْ إِبْراهیمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعینَ). »:

من باقیمانده از آدم و ذخیره نوح و برگزیده ابراهیم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگی آنان باد) هستم.

 

12- حجّت خدا

«زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِی الْکَلامِ لَزالَ الشَّکُّ. »:

ستمگران پنداشتند که حجّت خدا از بین رفته است، در حالی که اگر به ما اجازه سخن گفتن داده میشد، هر آینه تمام شکّ ها را از بین میبردیم.

 

13- عطسه، نشانه سلامت

«أَلا أُبَشِّرُکَ فِی الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلی قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَیّام. »:

نسیم، خدمتکار حضرت مهدی(علیه السلام) گوید: آن حضرت به من فرمود: آیا تو را در مورد عطسه کردن بشارت دهم؟ گفتم: آری. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.

 

14- نماز، طردکننده شیطان

«ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّیْطانِ بِشَیء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطانِ. »:

هیچ چیز مثل نماز، بینی شیطان را به خاک نمیمالد، پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال.

 

15- اذن مالک

«لا یَحِلُّ لاِحَد أَنْ یَتَصَرَّفَ فی مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إِذْنِهِ. »:

تصرّف در مال هیچ کس بدون اجازه او جایز نیست.

 

16- استعاذه به خدا

«أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمی بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدی وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِیاتِ الْفِتَنِ. »:

پناه به خدا میبرم از نابینایی بعد از بینایی و از گمراهی بعد از راهیابی و

از اعمال ناشایسته و فرو افتادن در فتنه ها.

 

17- اسوه های حقیقت

«إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إِلاّ کَذّابٌ مُفْتَر. »:

حقّ با ما و در میان ماست، کسی جز ما چنین نگوید، مگر آن که دروغگو و افترا زننده باشد.

 

18- ظهور فَرَج به اذن خدا

«وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، کَذَبَ الْوَقّاتُونَ. وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَیْنَ(علیه السلام) لَمْ یُقْتَلْ، فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ. »:

امّا ظهور فرج، موکول به اراده خداوند متعال است و هر کس برای ظهور ما وقت تعیین کند دروغگوست. و امّا گفته کسانی که پنداشته اند امام حسین(علیه السلام) کشته نشده، کفر و دروغ و گمراهی است.

 

19- شناخت خدا

«إِنَّ اللّهَ تَعالی هُوَ الَّذی خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فیجِسْم«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ وَ هُوَالسَّمیعُ الْعَلیمُ». »:

همانا خداوند متعال، کسی است که اجسام را آفریده و ارزاق را تقسیم فرموده، او جسم نیست و در جسمی هم حلول نکرده، «چیزی مثل او نیست و شنوا و داناست».

 

20- ائمّه(علیهم السلام) دست پرورده های پروردگار

«إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلی غَیْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا. »:

خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چیزی نیاز نداریم، و حقّ با ماست. اگر کسانی با ما نباشند، هرگز در ما وحشتی ایجاد نمیشود، ما دست پرورده های پروردگارمان، و مردمان، دستپرورده های ما هستند.

 

21- دانش حقیقی

«أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَیءَ عَلَیْکُمْ مِنْ کُفْرِ مَنْ کَفَرَ. »:

دانش، دانشِ ماست، از کفرِ کافر، گزندی بر شما نیست.

 

22- اتّفاق و وفای به عهد

«لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَی اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا. »:

اگر شیعیان ما  که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خویش موفّق بدارد  در وفای به عهد و پیمان الهی اتّحاد واتّفاق میداشتند و عهد و پیمان را محترم میشمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمیافتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل میشدند.

 

23- پیروان نادان

«قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دینُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ. »:

حضرت مهدی(علیه السلام) به محمّد بن علی بن هلال کرخی فرموده اند: نادانان و کمخردان شیعه و کسانی که بال پشه از دینداری آنان محکمتر است، ما را آزردند.

 

24- بیزاری از غالیان

«أَنا بَریءٌ إِلَیاللّهِ وَ إِلیرَسُولِهِ مِمَّنْ یَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ نُشارِکُهُ فیمُلْکِهِ أَوْ یُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَی الَْمحَلِّ الَّذی رَضِیَهُ اللّهُ لَنا. »:

من از افرادی که میگویند: ما اهل بیت [مستقلاًّ از پیش خود و بدون دریافت از جانب خداوند] غیب میدانیم و در سلطنت و آفرینش موجودات با خدا شریکیم، ما را از مقامی که خداوند برای ما پسندیده بالاتر میبرند، نزد خدا و رسولش، بیزاری میجویم.

 

25- سجده شکر

«سَجْدَةُ الشُّکْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها. »:

سجده شکر از لازمترین و واجبترین مستحبّات است.

 

26- فضیلت تعقیبات نماز

«إِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَی الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَی النَّوافِلِ. »:

فضیلت دعا و تسبیح بعد از نمازهای واجب در مقایسه با دعا و تسبیح پس از نمازهای مستحبی، مانند فضیلت واجبات بر مستحبّات است.

 

27- سجده، مخصوص خداست

«فَأَمّا السُّجُودُ عَلَی الْقَبْرِ فَلا یَجُوزُ. »:

سجده بر قبر جایز نیست.

 

28- راه اندازی کار مردم

«أَرْخِصْ نَفْسَکَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَکَ فِی الدِّهْلیزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ. »:

خودت را [برای خدمت] در اختیار مردم بگذار، و محلّ نشستن خویش را درِ ورودی خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

 

29- امنیّت بخش زمین

«إِنّی أَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ کَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ. »:

وجود من برای اهل زمین، سبب امان و آسایش است، همچنان که ستارگان سبب امان آسماناند

 

30- رجوع به راویان حدیث

«وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إِلی رُواةِ حَدیثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُم وَ أَنا حُجَّةُاللّهِ عَلَیْهِمْ. »:

در پیشامدهای مهمّ اجتماعی به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا که آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.

 

31- مطاع، نه مطیع کسی

«إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبائی إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطاغِیَةِ زَمانِهِ وَ إِنّی أَخْرُجُ حینَ أَخْرُجُ وَ لا بَیْعَةَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فی عُنُقی. »:

هریک از پدرانم بیعت یکی از طاغوت های زمان به گردنشان بود، ولی من در حالی قیام خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتی به گردنم نباشد.

 

32- آفتاب پشت ابر

«وَ أَمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بی فی غَیْبَتی فَکَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَیَّبَها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ. »:

کیفیّت بهره وری از من در دوران غیبت، مانند کیفیّت بهره وری از آفتاب است هنگامی که ابر آن را از چشم ها پنهان سازد.

 

33- سبقت اراده خدا بر همه چیز

«وَ لکِنَّ اَقْدارَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ، وَ إِرادَتُهُ لاتُرَدُّ، وَ تَوْفیقُهُ لایُسْبَقُبه »:

راستی که مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهی مردود نگردد و چیزی بر توفیق او پیشی نگیرد.

 

34- علّت اصلی غیبت امام(علیه السلام)

«وَ أَمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَةِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَلَکُمْ تَسُؤْکُمْ. »:

امّا علّت و فلسفه آنچه از دوران غیبت اتّفاق افتاده [که درک آن برای شما سنگین است] آن است که خداوند در قرآن فرموده: «ای مؤمنان از چیزهایی نپرسید که اگر آشکارتان شود، بدتان آید».

 

35- آگاهی های امام(علیه السلام)

«إِنّا یُحیطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیءٌ مِنْ أَخْبارِکُمْ. »:

علم و دانش ما به خبرهای شما احاطه دارد و چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نمیماند.

 

36- دعای فراوان

«أَکْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ. »:

برای تعجیل فَرَج زیاد دعا کنید، زیرا همین دعا کردن، فَرَج و گشایش شماست.

 

37- سؤال نامطلوب

«فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا یَعْنیکُمْ. »:

درهای سؤال را از آنچه که مطلوب شما نیست ببندید.

 

38- آخرین اوصیا

«أَنَا خاتَمُ الأَوْصِیاءِ وَ بی یَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلی وَ شیعَتی. »:

من آخرین نفر از اوصیا هستم، خداوند به وسیله من بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف میگرداند.

 

39- حجّت خدا در زمین

«إَنَّ الاْرْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا. »:

زمین خالی از حجّت خدا نیست، یا آشکار است و یا نهان.

 

40- علمدار هدایت در هر زمان

«کُلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ. »:

هرگاه عَلَم و نشانه ای پنهان شود، عَلَم دیگری آشکارگردد، و هر زمان که ستاره ای افول

کند، ستاره ای دیگر طلوع نماید.

منبع: hawzah.net

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

الخیر فی ما وقع

خلاصه پرسش

(الخیر فی ما وقع)، یا خیر در همان چیزی است که رخ داده(یا رخ می‌دهد)! آیا این اصطلاح در احادیث آمده، و تا چه اندازه با واقعیت همخوان است؟!

پرسش

(الخیر فی ما وقع) یا (هرچه پیش آید خیر در همان است)! آیا عبارت فوق، روایتی از معصومان(ع) بوده و آیا براستی همواره خیر ما در آن چیزی است که برای ما اتفاق می‌افتد؟!

پاسخ اجمالی

یکی از جملاتی که معروف شده و در گفت‌وگوها به کار برده می‌شود،‌ عبارت (الخیر فی ما وقع) است. مفهوم این عبارت آن است که هر اتفاقی که برای انسان رخ می‌دهد، خیر او در همان است و به عبارت دیگر (هرچه پیش آید، خوش آید). ولی باید گفت؛ عین این عبارت در متون دینی به عنوان حدیث وجود ندارد. حتی شاید بتوان گفت که مضمون آن نیز نمی‌تواند در هر قضیه و اتفاقی، مورد تأیید متون دینی باشد. با این وجود، به نظر می‌رسد، این عبارت نوعی تفأل به خیر باشد که در این صورت، به کار بردنش اشکالی ندارد.
قرآن کریم نیز بارها با استفاده از واژگانهایی چون (عسی) و (لعل)، امید به آینده را در دل مخاطب زنده می‌کند. 
در ادامه به برخی از آموزه‌های دینی که مرتبط با این موضوع است، اشاره می‌شود:
1. مخفی بودن واقعیت: دانش انسان درباره حقایق امور و اتفاقاتی که رخ می‌دهد، محدود و کم است. به همین دلیل، برخی از امور را با توجه به ظاهرش، برای خود بد می‌داند، در حالی که در واقع برای او خوب است. عکس این مطلب نیز صادق است؛ یعنی برخی امور که انسان تصور می‌کند برای او خوب است، در واقع به ضرر اوست.[1] با توجه به این مسئله، انسان می‌تواند وقایعی را که در ظاهر بد هستند، این‌گونه تصور کند که شاید خیری در آن نهفته بوده و او از آن بی‌خبر است. یکی از مصادیق این موضوع، اجابت نشدن برخی دعاها است؛ چون انسان صلاح خود را نمی‌داند، درخواست چیزی می‌کند که به ضرر او است و خدای مهربان خواسته بنده‌اش را اجابت نمی‌کند تا از شرّی که به او خواهد رسید، در امان بماند.[2]
2. افراد مخلص: طبق آموزه‌های دین، کسانی که اهل عبادت و تقوا باشند و عبادات خود را از روی اخلاص انجام دهند، خدای متعال نیز بهترین مصلحت‌ها را برای آنان رقم می‌زند. در واقع این‌گونه افراد، اهل توکل به خدا بوده، امید خود را از مخلوقات بریده و فقط به پروردگار عالم چشم دوخته‌اند.[3] خدا نیز اداره امورشان را بر عهده گرفته و هرچه که به صلاح آخرت آنان و یا دنیا و آخرتشان (با هم) باشد، برایشان مهیا می‌سازد. فقط درباره این افراد می‌توان گفت که همیشه (الخیر فی ما وقع) است. اگر نعمت و آسایشی برایش محقق شد، خیر دنیا و آخرت او است و اگر بلا و مصیبتی واقع شد، خیر آخرت او در همان است؛ از این‌رو، فرموده‌اند: (اگر مرگ مؤمن به راحتی صورت گرفت، تعجیل در ثواب الهی برای او است و اگر همراه با سختی باشد، کفاره گناهانش است).[4]

 

[1]. بقره، 216.

[2]. (وَ لَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی هُوَ خَیْرٌ لِی لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَةِ الْأُمُورِ)؛ ابن طاووس، علی بن موسی، اقبال الاعمال، ج 1، ص 56، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1367ش.

[3]. (مَنْ أَصْعَدَ إِلَى اللهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ، أَهْبَطَ اللهُ [إِلَیْهِ‏] أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ)؛ عسکری، حسن بن علی، التفسیر المنسوب الی الامام العسکری، ص 327، قم، مدرسه امام مهدی(عج)، چاپ اول، 1409ق.

[4]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج 1، ص 274، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1378ق.

آیات مرتبط

سوره البقرة (216) : كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

سوره النساء (19) : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا ۖ وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ۚ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا

سوره النساء (84) : فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ ۚ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ ۖ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا

سوره المائدة (52) : فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ ۚ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ

سوره الأعراف (129) : قَالُوا أُوذِينَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا ۚ قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ

منبع: www.islamquest.net

دعای فرج

دعای فرج

اِلهى‏ عَظُمَ الْبَلاءُ، وَ بَرِحَ الْخَفآءُ، وَانْکشَفَ الْغِطآءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ، وَ ضاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ، و اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَيک‏ الْمُشْتَکى‏، وَ عَلَيک الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخآءِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، اُولِى الْأَمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَينا طاعَتَهُمْ، وَ عَرَّفْتَنا بِذلِک مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ، فَرَجاً عاجِلاً قَريباً کلَمْحِ‏ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ، يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ، اِکفِيانى‏ فَاِنَّکما کافِيانِ، وَانْصرانى‏ فَاِنَّکما ناصِرانِ، يا مَوْلانا يا صاحِبَ‏ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکنى‏ اَدْرِکنى‏ اَدْرِکنى‏، السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ، يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرينَ.

خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و اميد قطع شد و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شکوه بسوى تو است‏ و اعتماد و تکيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد آن زمامدارانى که پيرويشان را بر ما واجب کردى و بدين سبب مقام‏ و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديک مانند چشم بر هم زدن يا نزديکتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا کفايت کنيد که شماييد کفايت‏کننده ام و مرا يارى کنيد که شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب الزمان‏ فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت همين ساعت هم‏ اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق محمد و آل پاکيزه اش‏.