راه رهایی از وحشت شب اول قبر

حضرت امام محمد باقر(ع) فرمود:

كسيكه ركوع خود را تمام كند ـ يعنى ركوع و سجودش را طول دهد ـ  بر او وحشت قبر وارد نشود.

و نيز فرمود:

هر كس در هر روز صد مرتبه بگويد لا اِله َِالا اللّهُ اَلْمَلِكُ الْحَقّ المُبين براى او امانى از قبر و از وحشت قبر است و در دنيا هيچ وقت فقير نمى گردد. و درهاى بهشت بر او باز مى شود.

و هر كس دوازده روز از ماه شعبان را روزه بگيرد. روزى هفتاد هزار مَلَك به زيارت او در قبر آيند تا روز نفخ صور،

و هر كس عيادت كند مريضى را حق تعالى با او ملكى را موكّل فرمايد كه عيادت كند او را در قبرش تا وقتى كه وارد محشر شود.

حضرت رسول(ص) فرمود يا على شاد شو و مژده بده كه شيعيان تو در وقت مردن حسرت و وحشت قبر و اندوه و غم روز قيامت را ندارند.

 

پی نوشت:منازل الا خره : ص 23
منبع:منتظران ظهور

کارت پستال به مناسبت شهادت امام باقر (علیه السلام)

برای مشاهده در اندازه ی بزرگتر برروی آن کلیک کنید.

   
   
   
   
   
   
   
   

خبر دادن از غيب در كودكى

حضرت ابوجعفر امام محمّد باقر صلوات اللّه و سلامه عليه حكايت فرمايد:
روزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله در جمع عدّه اى از اصحاب و ياران خويش حضور داشت ، كه ناگهان چشم حاضران به امام حسن مجتبى سلام الله عليه افتاد كه با سكينه و وقار خاصّى گام بر مى داشته و به سمت جدّ بزرگوارش ، در آن جمع مى آمد.

همين كه رسول خدا چشمش بر او افتاد، تبسّمى نمود.
در اين هنگام بلال حبشى گفت : بنگريد، همانند جدّش رسول اللّه صلوات اللّه عليه حركت مى كند.
پيغمبر خدا فرمود: همانا جبرئيل و ميكائيل راهنما و نگهدار او هستند.
و چون حضرت مجتبى وارد بر آن جمع شد همه به احترام وى از جاى برخاستند؛ و حضرت رسول خطاب به فرزندش كرد و اظهار داشت : حسن جان ! تو ميوه و ثمره من ، حبيب و نور چشم من و پاره تن و قلب من مى باشى ؛ و ... .
در همين بين يك نفر اءعرابى - بيابان نشين - وارد شد و بدون آن كه سلام كند، از حاضران پرسيد: محمّد صلى الله عليه و آله كدام يك از شما است ؟
اصحاب گفتند: از او چه مى خواهى ؟
حضرت رسول صلوات اللّه عليه ، به ياران خود فرمود: آرام باشيد و سپس خود را معرّفى نمود.
اءعرابى گفت : من هميشه مخالف و دشمن تو بوده و هستم .
حضرت تبسّمى نمود؛ ولى اصحاب ناراحت و خمشگين شدند، حضرت رسول به اصحاب دو مرتبه به آنان اشاره نمود كه آرام باشيد.
اءعرابى اظهار داشت : اگر تو پيغمبر بر حقّ؛ و فرستاده خداوند هستى علائم و نشانه هائى را براى من ظاهر گردان .
حضرت فرمود: چنانچه مايل باشى ، خبر دهم كه تو چه وقت و چگونه از منزل و ديار خود خارج شده اى ؟
و نيز خبر دهم كه تو در بين خانواده خود و ديگر آشنايان و خويشانت چه شهرتى دارى ؟
و يا آن كه اگر مايل باشى ، يكى از اعضاى بدن من تو را به آنچه خواسته باشى ، خبر دهد.
اعرابى گفت : مگر عضو انسان هم سخن مى گويد؟!
حضرت فرمود: بلى ، و سپس اظهار داشت : اى حسن ! بر خيز و اءعرابى را قانع ساز.
و چون حضرت مجتبى عليه السلام ، با اين كه كودكى خردسال بود؛ پيشنهاد جدّش را پذيرفت .
اعرابى گفت : آيا پيغمبر نمى تواند كارى انجام دهد كه به كودك خود واگذار مى نمايد؟!
پس از آن حضرت مجتبى سلام اللّه عليه لب به سخن گشود و چند بيت شعر خواند؛ و سپس خطاب به اءعرابى كرد و فرمود:
همانا تو با كينه و عداوت وارد شدى ؛ ليكن با دوستى و شادمانى و ايمان بيرون خواهى رفت .
اءعرابى تبسّمى كرد و گفت : اءحسنت ، سخنان خود را ادامه ده .
اللّه عليه ضمن سخنى فرمود: تو در شبى بسيار تاريك ، كه باد سختى مى وزيد و ابر متراكمى همه جا را فرا گرفته بود از منزل خود خارج شدى ؛ و در بين راه بادى تند و صاعقه اى شديد تو را سخت به وحشت انداخت ؛ و با يك چنين حالتى به راه خود ادامه دادى ، تا به اين جا رسيدى .
اءعرابى با حالت تعجّب گفت : اى كودك ! اين حرف ها و مطالب را چگونه و از كجا مى دانى ؟!
آن قدر بى پرده و صريح سخن مى گوئى ، كه گويا در همه جا همراه من بوده اى ! ظاهرا تو هم علم غيب مى دانى ؟!
و سپس افزود: شناخت من در مورد شما اشتباه بوده است ، من از عقيده قبلى خود دست برداشتم ، هم اكنون از شما مى خواهم كه اسلام را به من بياموزى تا ايمان آورم .
حضرت مجتبى سلام اللّه عليه اظهار نمود: بگو: ((اللّه اكبر))؛ و شهادت بر يگانگى خداوند؛ و رسالت رسولش بده ، تا رستگار شوى .
اعرابى پذيرفت و اظهار داشت : شهادت مى دهم كه خدائى جز خداى يگانه وجود ندارد و او بى شريك و بى مانند است ؛ و همچنين شهادت مى دهم براين كه محمّد صلى الله عليه و آله بنده و پيغمبر خداى يكتا مى باشد.
و چون أ عرابى توسّط سبط اكبر، حضرت مجتبى صلوات اللّه عليه اسلام و ايمان آورد، تمامى اصحاب و نيز خود حضرت رسول صلى الله عليه و آله خوشحال و شادمان شدند.
و آن گاه پيامبر خدا، آياتى چند از قرآن ؛ و بعضى از احكام سعادت بخش الهى را به آن اعرابى تعليم نمود.
بعد از اين جريان ، هرگاه اصحاب و انصار، امام حسن مجتبى عليه السلام را مى ديدند به يكديگر مى گفتند: خداوند متعال تمام خوبى ها وكمالات و اسرار علوم خود را به او عنايت نموده است .(1)
----------------------------------------------------
1- الثّاقب فى المناقب : ج 3، ص 316، ح 3، مدينة المعاجز: ج 3، ص 359، ح 927 با تفاوت مختصر.
---------------------------
عبدالله صالحی

پيامك ولادت حضرت امام محمد باقر(ع)


 

ساغر زده ام ز جام باقر
بشکفته لبم به نام باقر
چشم همه روشن از جمالش
آمد به جهان امام باقر
ميلاد شكافنده ي دانش نبوي و وارث علم علوي، خجسته باد


اى باقر العلوم كه هنگام مكرمت
باشد هزار حاتم طايى گداى تو
پنجم ولى و حجت خلاق عالمى
لوح دل است مهر به مهر و ولاى تو
میلاد امام محمد باقر علیه السلام مبارک باد

دارم به دل ولاي تو يا باقر العلوم
بر سر بود هواي تو يا باقر العلوم
عهد ولادت تو و جشن و سرور ماست
جانم شود فداي تو يا باقر العلوم
ميلاد شكافنده ي دانش نبوي و وارث علم علوي، خجسته باد



اى مهر دل فروز، در آسمان علم
وى يار مه جبين، يا باقرالعلوم
اى حجت خدا، ما را شفيع شو
در روز واپسين، يا باقرالعلوم
ميلاد امام محمد باقر علیه السلام خجسته باد

 



بر اهل ولا عيد مويّد شده امشب
در جلوه رخ داور سرمد شده امشب
لبخند عيان برلب احمد شده امشب
ميلاد همايون محمد شده امشب



بهشت رحمت صفاى جنت
بهار طوبى جمال يزدان
امام باقر كه فيض وافر
دهد كلامش به علم و عرفان
ولادت با سعادت امام محمد باقر عليه السلام مبارک باد.



 

منادى ميزند بين زمين آسمان فرياد
صفر اين ماه عظمى را رسيده مژده ميلاد
كه شادان گشته از ميلاد باقر حضرت سجاد
بر پدر آنچنان بر فرزندى چنين
مرحبا مرحبا، آفرين آفرين

 

ز بهر رفع حاجات و نياز خويش گرديده
سلاطين جهان يكسر گداى حضرت باقر
زبان از وصف او لكن، قلم از مدح او عاجز
كه جز حق كس نمى ‏داند بهاى حضرت باقر
ميلاد شكافنده ي دانش نبوي و وارث علم علوي، خجسته باد

 



دهد اين مژده را بر فاطمه روح الامين امشب
كه ماهى آسمانى آمده روى زمين امشب
خدا بخشد گلى زيبا به زين العابدين امشب
حافظ مكتب و باقر علم دين
مرحبا مرحبا، آفرين آفرين





ولادت با سعادت خورشيد علم، مخزن الاسرار توحيد، شکافنده معماهاى وجود، حضرت امام محمد باقر عليه السلام مبارک باد




امشب گل سرخ باغ دين مي آيد
فرزند اميرالمومنين مي آيد
تبريک که ماه برج حکمت باقر
در خانه زين العابدين مي آيد

 



امشب شب مرگ غم و وقت سرور است
هنگامه ي آزادى و ميلاد نور است
جولان جشن پنجمين مولاست امشب
عيد علوم كل ما فيهاست امشب
ولادت باسعادت درياي بينش و شكافنده ي دانش، مبارك باد


اي به تو از خالق داور سلام
از لب جان بخش پيمبر سلام
شمس و قمر را به نسب اختري
نسل امام از پدر و مادري
اختر تابنده ي دانش تويي
بلكه شكافنده ي دانش تويي
دانش كل نقطه اي از مكتبت
علم لدني سخني بر لبت
هر نفست باغ گلي از كمال
هر سخنت پاسخ صدها سؤال
ميلاد شكافنده ي دانش نبوي و وارث علم علوي، خجسته باد.

 



ميلاد امام محمدباقر(عليه السلام) شكافنده علوم و گشاينده دروازه هاي دانش، برشيعيان و ارادتمندان حضرتش خجسته باد!





شيعيان! به پا خيزيد كه جشن مولود پنجم، آسمان را ستاره باران كرده و زمين را نورافشان . امروز، قاصدك ها پيام آور تبريك عيد هستند؛ تبريك ميلاد پجمين مولود زمين و آسمان .




مبارك باد ميلاد مولود پنجم؛ ميلادي سراسر نور، سراسر عشق، سراسر شاد و زيبا.



اي امام دانايي هاي بشر، من جواني از بي كرانه آبي ها، امروز در انتظار شميمي از بوي خوش آشنايي ات هستم، تا انديشه مرا با طلوع صبح صادقي نوراني كني. ميلادت گلباران!

 

امروز جاده هاي بي حاشيه آسمان، مردي را به زمين، بدرقه مي كند كه در كوچه هاي جواني، فانوسي از بي كرانه دانش ها به دست مي گيرد. مقدمش گلباران!



طنين پر ترنم «دانستن» در سالروز ميلاد اسوه علم و فضيلت، بر همه جوانان ايران زمين فرخنده باد!





ميلاد باقرالعلوم (عليه السلام) شكافنده اقيانوس بي كرانه دانش، بر همه جوانان و پويندگان راهشان خجسته باد!





سالروز ولادت آن غواص بي بديل دانش ها را كه دامن دامن معرفت به تشنگان دانايي و آگاهي مي بخشيد، تبريك مي گوييم.





اى باقر العلوم كه هنگام مكرمت
باشد هزار حاتم طایى گداى تو
پنجم ولى و حجت خلاق عالمى
لوح دل است مهر به مهر و ولاى تو
در عرصه وجود نهى قبل از آنكه پاى
داده سلام احمد مرسل براى تو
هر كس تو را شناخت دل از دیگرى برید
بیگانه گشت با همه كس آشناى تو


امام و حجّت اهل یقینی
فروغ آسمان، مهر زمینی
گشادی بال دانش بر سرم
گشودی راه دین در باور ما
از آن موجی که از علم تو برخاست
شریعت زنده و اسلام برجاست
ز دریای تو خیزد موج دانش
درخشد نام تو بر اوج دانش

 



سر مى‏ پرورانم من هواى حضرت باقر
بدل باشد مرا شوق لقاى حضرت باقر
ز عشقش جان من بر لب رسيده كس نمى‏ داند
كه نبود چاره ساز من سواى حضرت باقر



اى مهر دل فروز، در آسمان علم
وى يار مه جبين، يا باقرالعلوم
اى حجت خدا، ما را شفيع شو
در روز واپسين، يا باقرالعلوم



نزايد مادر گيتى ز بهر خدمت مردم
به جود و بخشش و لطف و سخاى حضرت باقر
به ذرات جهان يكسر بود او هادى و رهبر
كه جان عالمى گردد فداى حضرت باقر




ز بهر رفع حاجات و نياز خويش گرديده
سلاطين جهان يكسر گداى حضرت باقر
زبان از وصف او لكن، قلم از مدح او عاجز
كه جز حق كس نمى ‏داند بهاى حضرت باقر

 



دلم پر مى ‏زند امشب براى حضرت باقر
كه گويم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر
نديده ديده ى گيتى به علم و دانش و تقوا
كسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر


بهشت رحمت صفاى جنت
بهار طوبى جمال يزدان
امام باقر كه فيض وافر
دهد كلامش به علم و عرفان

گرامی وارثِ محمودِ احمد
امام باقری، نامت محمّد
فروزان اختری برتر ز انجم
تو فخر عترتی، خورشید پنجم


از روشنی طلعت رخشنده «باقر»
شد نور علوم نبوی بر همه ظاهر
در اوّل ماه رجب از مشرق اعجاز
گردید عیان ماه تمام از رخ باقر

کارت پستال به مناسبت ولادت امام محمد باقر (علیه السلام)

برای مشاهده در اندازه ی بزرگتر بر روی آن کلیک کنید.