عاقبت سخت شوخی زن و مرد نامحرم !

گاهی اوقات دیده می شود زنان و مردان نامحرم در مجالس خانوادگی و محیط های کاری بدون رعایت حریم های عرفی و شرعی با یکدیگر به شوخی های ناپسند می کنند که خود زمینه ساز مفاسد اخلاقی دیگری می شود بدین جهت توصیه شده مردان و زنان به حریم یکدیگر احترام بگذارند و از اعمال و گفتار شیطان پسند دوری گزینند.


در این باره حضرت محمد (ص) بیان داشته اند: کسی که دیده ی خود را از نگاه به زن نامحرم سیراب می سازد، خداوند در روز قیامت چشم های او را به وسیله ی میخ های آتشین و آتش پُر می کند و چون حسابرسی مردم پایان پذیرد، او را در جهنم می اندازد، و از این رو حضرت عیسی (ع) بیان داشته اند: همانا چشمان خود را از نگاه نمودن به زنان نامحرم بازدارید؛ چرا که این عمل سبب افشاندن بذر شهوت و رویش فسق می گردد.

علاوه بر این در باب روابط زننده و شوخی نمودن های خارج از عرف و شرع مردان با زنان حضرت محمد (ص) فرموده اند: هر فردی با زنی نامحرم شوخی نماید، برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می نمایند و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار آن مرد قرار دهد  و یا با وی بخندد و منجر به عمل خلافی شود، این زن هم مثل آن مرد گناهکار است و عذابش به مانند اوست. ولی اگر زن راضی نبود به شوخی و ارتباط، و مرد به زور مرتکب این عمل زشت گردید، گناه هر دو بر عهده ی مرد می باشد، و همچنین در جای دیگری بیان داشته اند: مَن صافَحَ إمرَاةً حَرماً جاءَ یَومَ القیامَة مَغلُولاً ثُم یُومَرُ بِهِ اِلَی النّار؛ هر کس با زن نامحرمی دست دهد، روز قیامت با دست زنجیر شده به گردن محشور می شود و سپس امر می شود تا او را به آتش جاودان ببرند.


پی نوشت ها:
1- مستدرک الوسایل، ج14: 267.
2- میزان الحکمه، ج10: 71.
3- عقاب الأعمال: 652.
4- بهشت جوانان: 441، 451.

منبع:قدس

211008

 

این در همیشه باز است / پوستر

توبه دری دارد که پهنای آن مانند مشرق تا مغرب زمین است




منبع: زندگی به سبک اسلامی

هفت دستور و هفت نهی از رسول خدا(ص)

هر كس در دنيا در ظرف طلا و نقره آب بياشامد از ظرفهاى طلا و نقره عالم آخرت نخواهد نوشيد ...


براء بن عازب گويد:
رسول خدا هفت چيز را غدقن فرموده است و به هفت چيز دستور فرمود؛ به ما غدقن فرموده كه انگشتر طلا بدست كنيم و از ظرف طلا و نقره آب بياشاميم و فرمو:د

كه هر كس در دنيا در ظرف طلا و نقره آب بياشامد از ظرفهاى طلا و نقره عالم آخرت نخواهد نوشيد و غدقن فرمود كه بر زين ابريشمين سوار نشويم و جامه پرنيان و ديبا و اطلس نپوشيم؛

و دستور فرمود: كه به دنبال جنازه‏ ها و بالين بيمار حاضر شويم و عطسه ‏كننده را دعا و ستمديده را يارى كنيم و سلام را آشكار و دعوت بپذيريم و در سوگند راستگو باشيم خليل بن احمد گفته است شايد به جاى كلمه: (قسم) كلمه (مقسم) درست‏تر باشد بنا بر اين معنى چنين مى‏ شود كه در جاى سوگند راستگو باشيم.

پی نوشت:الخصال / ترجمه فهرى، ج‏۲، ص380.
منبع:افکارنیوز

غذاهای مورد علاقه پیامبراکرم(ص) چه بود؟

محبوب ترین میوه ‏ها پیش آن حضرت، انار، خربزه و انگور بود. اکثر اوقات انگور را دانه دانه میل می فرمود. خیار را با خرما می خورد، هندوانه را با خربزه و گاهى با شکر، و بسا با خرما میل مى‏ کرد.

عقیق: طبق آنچه که از متون روایی و تاریخ زندگی پیامبر اسلام (ص) که در اختیار ما است، به دست می آید که رسول خدا (ص) معمولاً از غذاهاى حلال می خورد. مگر در مواردی مانند این که می خواست در اجتماع حاضر شود، سیر، پیاز و... نمی خورد؛ برای این که دهان مبارکش بوی سیر ندهد و باعث اذیت مردم نشود. یا نان گندم که در آن زمان تقریباً غذای مرفهین بود، میل نمی کرد. اما محبوب ‏ترین غذاها پیش آن حضرت گوشت بود. رسول خدا از گوشت، ماهیچه و گوشت سردست را دوست داشت؛ گوشت ران را مکروه می شمرد؛ زیرا این قسمت به مخرج بول نزدیک است.[1] از گوشت مرغ و گوشت حیوانات صحرایى و پرندگان شکار شده میل مى ‏کرد، ولى خود آن حضرت شکار نمى ‏نمود.

امام صادق (ع) فرمود: محبوب ترین دسرها نزد رسول خدا سرکه و زیتون بود؛ چراکه حضرتش فرمود این غذای پیامبران است.[2]

پیامبر (ص) کدو را دوست داشت و به یک نوع آن که «دباء» نامیده مى ‏شود، علاقه داشت، و پنیر می خورد. وقتى روزه می گرفت و مصادف ایام رسیدن «رطب» بود، فقط با آن افطار مى‏ کرد، و هسته آن را به گوسفندان مى‏داد. اکثر غذاى آن حضرت خرما و آب بود. شیر و خرما و حلیم مى‏خورد، و عسل و خرما را خیلى دوست داشت.

وی همچنین نان، روغن، سرکه، کاسنى، ریحان کوهى و کلم تناول می کرد. نان جو، الک نشده مى‏خورد، و هرگز نان گندم نخورد، و از نان جو نیز سیر نشد. هرگز (چون مترفین) بر سفره رنگین غذا نخورد، تا از دنیا رحلت کرد. سیر، پیاز و تره نمى‏خورد.[3] و عسلى که در آن مغافیر بود میل نمی کرد.[4]

محبوب ترین میوه ‏ها پیش آن حضرت، انار، خربزه و انگور بود. اکثر اوقات انگور را دانه دانه میل می فرمود. خیار را با خرما می خورد، هندوانه را با خربزه و گاهى با شکر، و بسا با خرما میل مى‏ کرد.

نزد پیامبر طعامى حاضر نشد که در آن خرما باشد، مگر این که از خرما شروع مى‏کرد. آن حضرت هرگز طعامى را مذمت نکرد، اگر دوست داشت مى‏خورد، و اگر دوست نداشت از آن میل نمی کرد، ولی آن را به دیگران حرام نمى‏ نمود.

وی همچنین با کسانى که آن حضرت را دعوت مى‏کردند روى زمین و یا هر چه فرش شده بود. مى ‏نشست و هر جور غذایى که داشتند با آنان تناول مى ‏کرد، اما وقتى مهمان براى آنان مى ‏آمد، حضرت با مهمان خود غذا می خورد. پیامبر تنها غذا نمی خورد، و بهترین طعام نزد آن حضرت غذایى بود که شرکت ‏کنندگان در آن بیشتر باشند.[5]



[1] ر.ک: طباطبائی، سید محمد حسین، سنن النبى صلى الله علیه و آله، ترجمه، فقهی، محمد هادى، ص 166- 192، کتاب فروشى اسلامیه، تهران، چاپ هفتم، 1378 ش.‏

[2] کلینی، کافی، ج 6، ص 328، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش.

[3] البته پیامبر از آن رو سیر، پیاز و تره نمی خورد که چون در مسجد حاضر می شد برای آن که بوی آن باعث اذیت مردم نشود. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 2، ص 519، کتابفروشی داوری، قم، چاپ اول، 1385ش.

[4] مغافیر چیزى است که از گیاهان در شکم زنبوران عسل مانده و هنگام درست شدن عسل در آن باقى مى‏ماند و بوى بدى به عسل مى‏دهد.

[5] برای آگاهی بیشتر در این باره، به کتاب سنن النبى صلى الله علیه و آله، که گرد آوری روایات درباره زندگی پیامبر اکرم است مراجعه کنید.

حکایت سخن گفتن گرگ با چوپان‏

ناگهان گرگ به سخن آمده و به آن‏ مرد گفت: به اين افسوس بخوريد كه محمّد- صلّى اللَّه عليه و آله- در مكّه شما را به دين حق، دعوت مى‏ كند و شما نمى ‏پذيريد.


روزى يكى از چوپانهاى مكّه، گوسفندان خود را در صحرا مى ‏چراند.
خوابش برد گرگى آمد و يكى از گوسفندان او را گرفت. وقتى بيدار شد. افسوس خورد كه چرا گرگ گوسفندش را برده است.
ناگهان گرگ به سخن آمده و به آن‏ مرد گفت: به اين افسوس بخوريد كه محمّد(ص) در مكّه شما را به دين حق، دعوت مى‏ كند و شما نمى‏ پذيريد.
در اين موقع، چوپان به خود آمد و اسلام آورد. و قصّه خود را براى مردم بازگو كرد. بعدها اولاد وى افتخار مى‏ كردند. و يكى از آنها مى‏ گفت: من كسى هستم كه گرگ با پدرم سخن گفته است.‏
پی نوشت:
جلوه ‏هاى اعجاز معصومين عليهم السلام، ص: ۱۸
منبع:افکارنیوز

راه رهایی از وحشت شب اول قبر

حضرت امام محمد باقر(ع) فرمود:

كسيكه ركوع خود را تمام كند ـ يعنى ركوع و سجودش را طول دهد ـ  بر او وحشت قبر وارد نشود.

و نيز فرمود:

هر كس در هر روز صد مرتبه بگويد لا اِله َِالا اللّهُ اَلْمَلِكُ الْحَقّ المُبين براى او امانى از قبر و از وحشت قبر است و در دنيا هيچ وقت فقير نمى گردد. و درهاى بهشت بر او باز مى شود.

و هر كس دوازده روز از ماه شعبان را روزه بگيرد. روزى هفتاد هزار مَلَك به زيارت او در قبر آيند تا روز نفخ صور،

و هر كس عيادت كند مريضى را حق تعالى با او ملكى را موكّل فرمايد كه عيادت كند او را در قبرش تا وقتى كه وارد محشر شود.

حضرت رسول(ص) فرمود يا على شاد شو و مژده بده كه شيعيان تو در وقت مردن حسرت و وحشت قبر و اندوه و غم روز قيامت را ندارند.

 

پی نوشت:منازل الا خره : ص 23
منبع:منتظران ظهور

زیباترین پیشگویی قرآن

ای رسول ما! ما به تو کوثرعطا کردیم. پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن، دشمن تو قطعاً بریده نسل و بی عقب است.


ای رسول ما! ما به تو کوثر (خیر و برکت فراوان) عطا کردیم. پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن (و بدان) دشمن تو قطعاً بریده نسل و بی عقب است.

شأن نزول

در مورد شأن نزول این سوره، اکثر مفسران اعتقاد دارند که چون فرزندان پسر پیامبر (ص ) از دنیا رفتند، دشمنان خوشحال شدند که بعد از پیامبر (ص) دین او نیز نابود خواهد شد و کسی ادامه دهنده راه او نخواهد بود.

روایت شده که روزی پیامبر اکرم وارد مسجد شدند و در مسجد عاص بن وائل و عمرو بن العاص هم بودند. عمرو به کنایه و استهزا گفت: یا ابا الابتر، زیرا مردم زمان جاهلیت رسم داشتند به مردی که فرزند نداشت ابتر یا دم بریده می گفتند.[1]

خداوند سوره کوثر را برای شادی قلب پیامبر (ص) نازل کرد تا به وی بگوید که دشمن تو ابتر است و دین و نسبی ندارد و دین اسلام باقی و برقرار خواهد ماند.

این خود یکی از پیشگویی های زیبای قرآن است؛ چرا که اولاً نسل و دین پیامبر (ص) از طریق فرزندان فاطمه(س) گسترش یافت و ثانیاً فرزندان و خاندان آن دشمن خدا، بعد از چند نسل به کلی منقرض گشتند.

از کوثر چه می دانیم؟

تمامی مفسّران اعم از مفسران شیعه یا سنی، معنای کوثر را «خیر کثیر» می دانند. اما واقعاً منظور از کوثر چیست؟

در روایتی آمده است که وقتی این سوره نازل شد پیامبر اکرم (ص) بر فراز منبر رفت و سوره را بر مردم تلاوت فرمود. اصحاب عرض کردند: این چیست که خداوند به تو عطا فرموده است؟ فرمود: نهری است در بهشت، سفیدتر از شیر، صاف تر از قدح، در دو طرف آن قبه هایی از درّ و یاقوت است.

در حدیث دیگری از امام صادق (ع) می خوانیم که فرمود: کوثر نهری است در بهشت که خداوند آن را به پیامبرش در عوض فرزندش (عبدالله که در حیات او از دنیا رفت) به او عطا فرمود.

بعضی گفته اند: منظور همان حوض کوثر است که تعلق به پیامبر (ص) دارد و مؤمنان به هنگام ورود در بهشت از آن سیراب می شوند.

بعضی آن را به نبوت تفسیر کرده و بعضی دیگر به قرآن و بعضی به کثرت اصحاب و یاران و بعضی به کثرت فرزندان و ذریه که همه آن ها از نسل دخترش فاطمه زهرا(س) به وجود آمدند و آنقدر فزونی یافتند که از شماره بیرونند و تا دامنه قیامت یادآور وجود پیامبر اکرمند.[2]

بعضی نیز آن را به شفاعت تفسیر کرده اند که در هر کدام به عنوان مصداقی از کوثر قابل احتمال است.

در بین مفسران اهل سنت فخر رازی پانزده احتمال در مصداق کوثر ذکر کرده است و به عنوان قول سوم می نویسد:

«مراد از کوثر اولاد و فرزندان رسول خداست به این جهت که این سوره در رد بر کسانی نازل شد که عدم وجود اولاد پسر و تداوم نسل را بر پیغمبر اکرم(ص) خرده می گرفتند،بنابراین معنی سوره این است که خداوند به او نسلی می دهد که او در طول زمان باقی می ماند. [3]کوثر و سلسبیل

شایسته است در اینجا حدیثی را که مرحوم بحرانی در تفسیر خود «البرهان فی تفسیر القرآن» در ارتباط با سوره کوثر آورده است ذکر کنیم.

او از عبدالله بن عباس نقل می کند «از پیامبر اکرم (ص) شنیدم که فرمودند: خداوند به من و علی پنج چیز عنایت کرد: به من جوامع الکلم و به علی جوامع العلم را عطا کرد. مرا نبی و او را وصی قرار داد. به من کوثر و به او سلسبیل عطا کرد. به من وحی فرمود و به او الهام. من به سوی او به معراج رفتم و درهای آسمان و حجاب ها به رویم گشوده شد تا اینکه علی به من نگریست و من به او نگریستم.

راوی گوید: پس پیامبر (ص) گریه کرد.

گفتم: پدر و مادرم فدایت؛ چه چیز شما را گریاند؟

فرمودند: ای ابن عباس! اولین سخنی که خداوند با من تکلم کرد این بود که ای محمد! پایین را بنگر. من به حجاب ها نگریستم که پاره شدند و آسمان باز شد و علی را دیدم. در همان حال سرش را به طرف من بلند کرد و با من سخن گفت و من نیز با او سخن گفتم.

ابن عباس گوید: پرسیدم یا رسول الله! پروردگارت چه چیزی گفت؟ فرمود: به من گفت ای محمد! علی را وصی و وزیر و جانشین بعد از تو، قرار دادم. بدان که او سخن تو را گوش می دهد.

پس خداوند ملائکه را امر کرد تا بر علی درود فرستند و دیدم که ملائکه در حال رفت و آمد هستند؛ هیچ فرشته ای نمی گذشت مگر اینکه این گونه به من تهنیت می گفت. ای محمد(ص) قسم به خدایی که تو را به حق برانگیخت، با جانشینی پسر عمّت علی، سرور و شادی بر تمام ملائکه وارد شد.

من (پیامبر) حاملین عرش را دیدم که سرهایشان را به سمت زمین پایین آوردند. گفتم ای جبرئیل! چرا حاملین عرش سرشان را به پایین خم کرده اند؟ گفت: ای محمد(ص ) تمام ملائکه به صورت علی ابن ابیطالب (ص) می نگریستند به جز حاملین عرش؛ خداوند به آن ها نیز اجازه داده است تا برای ساعتی به چهره علی (ع) بنگرند.

ابن عباس گوید: گفتم: یا رسول الله! مرا سفارش فرما.

فرمودند: بر تو باد به دوستی علی بن ابیطالب قسم به کسی که مرا به حق مبعوث کرد، از بنده هیچ حسنه ای پذیرفته نمی شود مگر با حب علی بن ابیطالب. خدای تعالی داناتر است که اگر عمل فرد با ولایت علی بود از او می پذیرد و اگر همراه با ولایت نبود از او چیزی سوال نمی کند و دستور ورود او را به آتش می دهد.[4]

باید ابرهای آسمان در ماتم عظمایی که بر دخت پیامبر و همسرش علی وارد آمد به جای باران خون ببارند.

شما را چه شد که این قدر زود عهد و پیمان را شکستید و راه بی وفائی را در پیش گرفتید؟ هنوز خانه پیامبر، بدن مطهر او را در برگرفته است. این چه بلوایی است که بر پا کرده اید؟ سقیفه دیگر چه صیغه ای است؟ به کجا می روید؟

یا رسول الله به آنان بگویید: هنگامی که آیه اولوالامر نازل شد، جابر از شما پرسید: یا رسول الله، اولوالامر کیانند؟ پاسخ دادید: علی و حسن و حسین و فرزندان حسین. آنگاه دوازده امام را یک یک نام بردید تا حجت را بر آن ها تمام کرده باشید.

یا رسول الله، به آنان بگویید: علی آئینه اکمال دین است. علی نشانه اتمام نعمت خدا بر بندگان و آیت رضایت پروردگار است. پس چرا کنارش زدند؟ مگر آنان قرآن نخوانده بودند. مگر در غدیرخم حضور نداشتند؟

یا رسول الله، شما به آنان بگویید که کوثری که خداوند به شما بخشید همان فاطمه ای است که آنان دیگر صدای گریه هایش را نمی شنوند. بگویید که خدا دین شما را با فرزندان فاطمه گسترش می دهد. اف بر این انسان که چقدر فراموشکار است؛ همین زهرایی که جگر گوشهء پیامبر بود، در عزای پدرش سیلی خورد، پهلویش شکست، بازویش سیاه و فرزند بدنیا نیامده اش هلاک شد.

همین علی که نور چشم پیامبر بود با طناب بر دست و گردن به مسجد برده شد تا به زور از او بیعت بگیرند.

آری وقتی با دسیسه و نفاق، قرآن از اهل بیت خدا می شود، وقتی بین دو امانت پیامبر فاصله می افتد، باید منتظر دیدن این صحنه ها بود.

باید دید که به واسطهء این جنایت ها، مهدی فاطمه مخفیانه به دنیا بیاید و مخفیانه رشد کند تا دشمنان از وجود او مطلع نشوند و شیعه از درک محضرش محروم بماند تا وعدهء الهی بر تشکیل حکومت صالحان پا برجا باشد.

آری در اثر دسیسهء سقیفه و نادیده گرفتن پیوند قرآن و عترت، آن شرارت ها بر خاندان پاکان و یاران و دوستداران آن ها و دین الهی وارد شد که امواج آن تا به امروز همچنان در تلاطم است.

اگر فرقه وهابیت به اسم، تمام آثار تاریخی اسلام را در سرزمین وحی نابود می کند.

اگر بقیع به خرابه ای تبدیل می شود و بر مزار فرزندان زهرا در بقیع حتی یک شمع هم نمی سوزد.

اگر بوسه زنندگان به قبر پیامبر و فرزندانش را تازیانه می زنند و بقیع را منطقه ممنوعه می دانند.

اگر شیعیان اهل بیت از دور بر غربت فرزندان زهرا در بقیع خون گریه می کنند.

اگر تلاش پنهان و آشکار در جریان است تا در خانه خدا نام و آثار علی وجود نداشته باشد. همه و همه از آثار سقیفه است.

 

پی نوشت ها :

[1] - تفسیر القمی 2/445

[2] - نمونه/ 27/371

[3] - عترت رسول در کتاب خدا /37

[4] - البرهان فی تفسیر القرآن 5/512

منبع:تبیان

211008

 

پوستر/ سبک شهرسازی از نگاه پیامبر (ص)

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند: «شهرهایتان را به جهت مکان و نمای زیبا٬ به گونه ای بسازید که چشم نواز بوده و چشم انداز داشته باشد.» مفاتیح الحیات، ص ۴۵۳، بخش شکل بناها



برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
211008

ثواب كسى كه لا اله الّا اللَّه بگويد

رسول خدا(ص) فرمود كه: «بهترين عبادت‏ها، گفتن لا اله الّا اللَّه است»


چند نفر از اصحاب ما روايت كرده ‏اند،از ابوحمزه كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر(ع) كه مى‏ فرمود
«چيزى نيست كه ثوابش از شهادت دادن به اينكه لا اله الّا اللَّه، بزرگ‏تر باشد. به درستى كه خداى عز و جل، چيزى با او برابرى نمى‏ كند و كسى در كارها با او شريك نمى ‏باشد». 
از عبيد اللَّه بن وليد وصّافى مروى است كه آن را مرفوع ساخته، گفت كه: رسول خدا (ص) فرمود كه: «هر كه لااله الّا اللَّه بگويد، از براى او در بهشت درختى بكارند از ياقوت سرخ، كه ريشه‏ اش در مشكِ سفيدى باشد، شيرين‏تر از عسل و سفيدتر از برف و خوشبوتر از مشك».
و رسول خدا(ص) فرمود كه
«بهترين عبادت‏ها، گفتن لا اله الّا اللَّه است» 
و فرمود كه: «بهترين عبادت‏ها استغفار است. و اين است قول خداى- تعالى- در كتابش كه: «فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ».

پی نوشت:

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى)، ج‏۴، ص: ۴۰۷ .

منبع:افکار

211008

خواص پیاز دراحادیث

از امام صادق (ع): در باره پياز سؤال شد؟ فرمود: به عنوان ادويه غذا به كار بردن مانعى ندارد، و اشكالى ندارد كه سير را به عنوان مداوا بخوريد ولى اگر خورديد به مسجد نرويد.


خواص پیاز دراحادیث
 پيغمبر اكرم (ص) می فرماید: 

به هر شهر كه در آمديد از پياز آن بخوريد، كه آن بيمارى آن شهر را از بين ميبرد.
از امام صادق (ع): در باره پياز سؤال شد؟ فرمود: به عنوان ادويه غذا به كار بردن مانعى ندارد، و اشكالى ندارد كه سير را به عنوان مداوا بخوريد ولى اگر خورديد به مسجد نرويد.
و از آن حضرت (ع) است که می فرماید: پياز درد را از بين مي برد، و اعصاب را محكم، و آب (نطفه) را زياد مى ‏كند، و به پياده روى كمك مي كند، و تب را مي برد.
و از آن حضرت (ع)است که  : پياز دهان را خوشبو مي كند، پشت را محكم مى ‏سازد، و پوست را نرم مي گرداند.

و نيز فرمودند: در پياز سه خاصيت است: دهان را خوشبو مى‏ كند، و لثه را محكم ميسازد، و به نيروى جماع مى افزايد.

منبع: افکار نیوز

منبع:مكارم الأخلاق / ترجمه ميرباقرى، ج‏۱، ص: ۳۴۷.
کد مطلب: 295458