چهل حدیث از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

​​

1- توجّه امام مهدی(علیه السلام) به شیعیان خویش

«إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَ لَوْ لا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللاَّواهُ، وَ اصْطَلَمَکُمُ الاْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا. »:

ما در رعایت حال شما کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، که اگر جز این بود گرفتاری ها به شما روی میآورد و دشمنان، شما را ریشه کن میکردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانی کنید.

 

2- عمل صالح و تقرّب به اهل بیت(علیهم السلام)

«فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً یَبْغَتُهُ فُجْأَةً حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلی حَوْبَة. »:

هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستی ما نزدیک میسازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دوری گزیند، زیرا خداوند به طور ناگهانی انسان را میگیرد، در وقتی که توبه برایش سودی ندارد و پشیمانی او را از کیفر ما به خاطر گناهش نجات نمیدهد.

 

3- تسلیم در مقابل دستورهای اهل بیت(علیهم السلام)

«فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَیْنا، فَعَلَیْنَا الاْصْدارُ، کَما کانَ مِنَّا الاِْیرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّی عَنْکُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إِلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَی السُّنَّةِ الْواضِحَةِ. »:

از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه، سیراب برگردانیم، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پی کشف آنچه از شما پوشیده شده نروید. مقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که روشن است به طرف ما قرار دهید.

 

4- تحقّق حتمی حقّ

«أَبَی اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَی بِما أَذْکُرُهُ. »:

خداوند مقدّر فرموده است که حقّ به مرحله نهایی و کمال خود برسد و باطل از بین رود، و او بر آنچه بیان نمودم گواه است.

 

5- خلقت هدفدار و هدایت پایدار

«إِنَّ اللّهَ تَعالی لَمْ یَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًی بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَیْهِمُ النَّبِیّینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ، یَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِیَتِهِ وَ یُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دینِهِمْ وَ أَنزَلَ عَلَیْهِمْ کِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَیْهِمْ مَلائِکَةً یَأْتینَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَیْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذی جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَیْهِمْ. »:

خداوند متعال، خلق را بیهوده نیافریده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلکه آنان را به قدرتش آفریده و برای آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پیامبران را که مژده دهنده و ترساننده هستند به سویشان برانگیخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانیاش جلوگیری فرمایند و آنچه را از امر خداوند و دینشان نمیدانند به آنها بفهمانند و بر آنان کتاب فرستاد و به سویشان فرشتگان برانگیخت تا آنها میان خدا و پیامبران  به واسطه تفضّلی که بر ایشان روا داشته  واسطه باشند.

 

6- ظهور حقّ

«إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِی الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ. »:

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد که سخن گوییم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از میان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

 

7- تفتیش ناروا

«مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَکَ. »:

حضرت مهدی(علیه السلام) در خصوص کسانی که در جستجوی او بوده اند تا به حاکم جور تحویلش دهند فرموده است: آن که بکاود، بجوید و آن که بجوید دلالت دهد و آن که دلالت دهد به هدف رسد و هر که [در مورد من] چنین کند، شرک ورزیده است.

 

8- ظهور حقّ به اذن حقّ

«فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالی ذِکْرُهُ وَ ذلِکَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا. »:

ظهورینیست، مگر به اجازه خداوندمتعال و آن هم پس از زمان طولانی و قساوت دلها و فراگیر شدن زمین از جور و ستم.

 

9- مدّعیان دروغگو

«سَیَأْتی إلی شیعَتی مَنْ یَدَّعِی المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَی المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیانی وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِی الْعَظیم. »:

آگاه باشید به زودی کسانی ادّعای مشاهده (نیابت خاصّه) مرا خواهند کرد. آگاه باشید هر کس قبل از «خروج سفیانی» و شنیدن صدای آسمانی، ادّعای مشاهده مرا کند دروغگو و افترا زننده است؛ حرکت و نیرویی جز به خدای بزرگ نیست.

 

10- دنیا در سراشیبی زوال

«إِنَّ الدُّنْیا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّی أَدْعُوکُمْ إِلَی اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلی الله علیه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِکِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْیاءِ السُّنَّةِ. »:

دنیا فنا و زوالش نزدیک گردیده و در حال وداع است، و من شما را به سوی خدا و پیامبرش  که درود خدا بر او و آلش باد  و عمل به قرآنش و میراندن باطل و زنده کردن سنّت، دعوت میکنم.

 

11- ذخیره بزرگ

«أَنَا بَقِیَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخیرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفی مِنْ إِبْراهیمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعینَ). »:

من باقیمانده از آدم و ذخیره نوح و برگزیده ابراهیم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگی آنان باد) هستم.

 

12- حجّت خدا

«زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِی الْکَلامِ لَزالَ الشَّکُّ. »:

ستمگران پنداشتند که حجّت خدا از بین رفته است، در حالی که اگر به ما اجازه سخن گفتن داده میشد، هر آینه تمام شکّ ها را از بین میبردیم.

 

13- عطسه، نشانه سلامت

«أَلا أُبَشِّرُکَ فِی الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلی قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَیّام. »:

نسیم، خدمتکار حضرت مهدی(علیه السلام) گوید: آن حضرت به من فرمود: آیا تو را در مورد عطسه کردن بشارت دهم؟ گفتم: آری. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.

 

14- نماز، طردکننده شیطان

«ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّیْطانِ بِشَیء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطانِ. »:

هیچ چیز مثل نماز، بینی شیطان را به خاک نمیمالد، پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال.

 

15- اذن مالک

«لا یَحِلُّ لاِحَد أَنْ یَتَصَرَّفَ فی مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إِذْنِهِ. »:

تصرّف در مال هیچ کس بدون اجازه او جایز نیست.

 

16- استعاذه به خدا

«أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمی بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدی وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِیاتِ الْفِتَنِ. »:

پناه به خدا میبرم از نابینایی بعد از بینایی و از گمراهی بعد از راهیابی و

از اعمال ناشایسته و فرو افتادن در فتنه ها.

 

17- اسوه های حقیقت

«إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إِلاّ کَذّابٌ مُفْتَر. »:

حقّ با ما و در میان ماست، کسی جز ما چنین نگوید، مگر آن که دروغگو و افترا زننده باشد.

 

18- ظهور فَرَج به اذن خدا

«وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، کَذَبَ الْوَقّاتُونَ. وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَیْنَ(علیه السلام) لَمْ یُقْتَلْ، فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ. »:

امّا ظهور فرج، موکول به اراده خداوند متعال است و هر کس برای ظهور ما وقت تعیین کند دروغگوست. و امّا گفته کسانی که پنداشته اند امام حسین(علیه السلام) کشته نشده، کفر و دروغ و گمراهی است.

 

19- شناخت خدا

«إِنَّ اللّهَ تَعالی هُوَ الَّذی خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فیجِسْم«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ وَ هُوَالسَّمیعُ الْعَلیمُ». »:

همانا خداوند متعال، کسی است که اجسام را آفریده و ارزاق را تقسیم فرموده، او جسم نیست و در جسمی هم حلول نکرده، «چیزی مثل او نیست و شنوا و داناست».

 

20- ائمّه(علیهم السلام) دست پرورده های پروردگار

«إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلی غَیْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا. »:

خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چیزی نیاز نداریم، و حقّ با ماست. اگر کسانی با ما نباشند، هرگز در ما وحشتی ایجاد نمیشود، ما دست پرورده های پروردگارمان، و مردمان، دستپرورده های ما هستند.

 

21- دانش حقیقی

«أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَیءَ عَلَیْکُمْ مِنْ کُفْرِ مَنْ کَفَرَ. »:

دانش، دانشِ ماست، از کفرِ کافر، گزندی بر شما نیست.

 

22- اتّفاق و وفای به عهد

«لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَی اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا. »:

اگر شیعیان ما  که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خویش موفّق بدارد  در وفای به عهد و پیمان الهی اتّحاد واتّفاق میداشتند و عهد و پیمان را محترم میشمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمیافتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل میشدند.

 

23- پیروان نادان

«قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دینُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ. »:

حضرت مهدی(علیه السلام) به محمّد بن علی بن هلال کرخی فرموده اند: نادانان و کمخردان شیعه و کسانی که بال پشه از دینداری آنان محکمتر است، ما را آزردند.

 

24- بیزاری از غالیان

«أَنا بَریءٌ إِلَیاللّهِ وَ إِلیرَسُولِهِ مِمَّنْ یَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ نُشارِکُهُ فیمُلْکِهِ أَوْ یُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَی الَْمحَلِّ الَّذی رَضِیَهُ اللّهُ لَنا. »:

من از افرادی که میگویند: ما اهل بیت [مستقلاًّ از پیش خود و بدون دریافت از جانب خداوند] غیب میدانیم و در سلطنت و آفرینش موجودات با خدا شریکیم، ما را از مقامی که خداوند برای ما پسندیده بالاتر میبرند، نزد خدا و رسولش، بیزاری میجویم.

 

25- سجده شکر

«سَجْدَةُ الشُّکْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها. »:

سجده شکر از لازمترین و واجبترین مستحبّات است.

 

26- فضیلت تعقیبات نماز

«إِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَی الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَی النَّوافِلِ. »:

فضیلت دعا و تسبیح بعد از نمازهای واجب در مقایسه با دعا و تسبیح پس از نمازهای مستحبی، مانند فضیلت واجبات بر مستحبّات است.

 

27- سجده، مخصوص خداست

«فَأَمّا السُّجُودُ عَلَی الْقَبْرِ فَلا یَجُوزُ. »:

سجده بر قبر جایز نیست.

 

28- راه اندازی کار مردم

«أَرْخِصْ نَفْسَکَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَکَ فِی الدِّهْلیزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ. »:

خودت را [برای خدمت] در اختیار مردم بگذار، و محلّ نشستن خویش را درِ ورودی خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

 

29- امنیّت بخش زمین

«إِنّی أَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ کَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ. »:

وجود من برای اهل زمین، سبب امان و آسایش است، همچنان که ستارگان سبب امان آسماناند

 

30- رجوع به راویان حدیث

«وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إِلی رُواةِ حَدیثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُم وَ أَنا حُجَّةُاللّهِ عَلَیْهِمْ. »:

در پیشامدهای مهمّ اجتماعی به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا که آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.

 

31- مطاع، نه مطیع کسی

«إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبائی إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطاغِیَةِ زَمانِهِ وَ إِنّی أَخْرُجُ حینَ أَخْرُجُ وَ لا بَیْعَةَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فی عُنُقی. »:

هریک از پدرانم بیعت یکی از طاغوت های زمان به گردنشان بود، ولی من در حالی قیام خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتی به گردنم نباشد.

 

32- آفتاب پشت ابر

«وَ أَمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بی فی غَیْبَتی فَکَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَیَّبَها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ. »:

کیفیّت بهره وری از من در دوران غیبت، مانند کیفیّت بهره وری از آفتاب است هنگامی که ابر آن را از چشم ها پنهان سازد.

 

33- سبقت اراده خدا بر همه چیز

«وَ لکِنَّ اَقْدارَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ، وَ إِرادَتُهُ لاتُرَدُّ، وَ تَوْفیقُهُ لایُسْبَقُبه »:

راستی که مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهی مردود نگردد و چیزی بر توفیق او پیشی نگیرد.

 

34- علّت اصلی غیبت امام(علیه السلام)

«وَ أَمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَةِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَلَکُمْ تَسُؤْکُمْ. »:

امّا علّت و فلسفه آنچه از دوران غیبت اتّفاق افتاده [که درک آن برای شما سنگین است] آن است که خداوند در قرآن فرموده: «ای مؤمنان از چیزهایی نپرسید که اگر آشکارتان شود، بدتان آید».

 

35- آگاهی های امام(علیه السلام)

«إِنّا یُحیطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیءٌ مِنْ أَخْبارِکُمْ. »:

علم و دانش ما به خبرهای شما احاطه دارد و چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نمیماند.

 

36- دعای فراوان

«أَکْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ. »:

برای تعجیل فَرَج زیاد دعا کنید، زیرا همین دعا کردن، فَرَج و گشایش شماست.

 

37- سؤال نامطلوب

«فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا یَعْنیکُمْ. »:

درهای سؤال را از آنچه که مطلوب شما نیست ببندید.

 

38- آخرین اوصیا

«أَنَا خاتَمُ الأَوْصِیاءِ وَ بی یَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلی وَ شیعَتی. »:

من آخرین نفر از اوصیا هستم، خداوند به وسیله من بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف میگرداند.

 

39- حجّت خدا در زمین

«إَنَّ الاْرْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا. »:

زمین خالی از حجّت خدا نیست، یا آشکار است و یا نهان.

 

40- علمدار هدایت در هر زمان

«کُلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ. »:

هرگاه عَلَم و نشانه ای پنهان شود، عَلَم دیگری آشکارگردد، و هر زمان که ستاره ای افول

کند، ستاره ای دیگر طلوع نماید.

منبع: hawzah.net

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

دعای فرج

دعای فرج

اِلهى‏ عَظُمَ الْبَلاءُ، وَ بَرِحَ الْخَفآءُ، وَانْکشَفَ الْغِطآءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ، وَ ضاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ، و اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَيک‏ الْمُشْتَکى‏، وَ عَلَيک الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخآءِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، اُولِى الْأَمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَينا طاعَتَهُمْ، وَ عَرَّفْتَنا بِذلِک مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ، فَرَجاً عاجِلاً قَريباً کلَمْحِ‏ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ، يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ، اِکفِيانى‏ فَاِنَّکما کافِيانِ، وَانْصرانى‏ فَاِنَّکما ناصِرانِ، يا مَوْلانا يا صاحِبَ‏ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکنى‏ اَدْرِکنى‏ اَدْرِکنى‏، السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ، يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرينَ.

خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و اميد قطع شد و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شکوه بسوى تو است‏ و اعتماد و تکيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد آن زمامدارانى که پيرويشان را بر ما واجب کردى و بدين سبب مقام‏ و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديک مانند چشم بر هم زدن يا نزديکتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا کفايت کنيد که شماييد کفايت‏کننده ام و مرا يارى کنيد که شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب الزمان‏ فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت همين ساعت هم‏ اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق محمد و آل پاکيزه اش‏.

امام زمان (ع) از كجا ظهور مى كنند؟

تصاويري از غروب جمعه شهري كه امام عصر از آنجا ظهور مي‌كنند.غروب روز جمعه مكه هم دلگير است چشم تمام منتظران عالم به اين نقطه از زمين دوخته شده است اما اين جمعه هم گذشت و از يار خبري نشد…


روز جمعه هر جا كه باشي غروب كه مي‌شود دل آدم مي‌گيرد منتظران حضرت صاحب الزمان (عج) جمعه‌هاي زيادي شمرده اند تا روي ماهش را ببينند اما… اين جمعه هم در جوار حرم امن الهي بيت الله الحرام خورشيد غروب كرد اما باز يار نيامد و اين جمعه هم عاشقان حضرتش در طواف خانه خدا نداي «اللهم عجل لوليك الفرج» سر دادند تا در ركابش حاجي شوند اما غروب كه شد باز خبري از يار نيامد… ديگر همه ميدانيم مفهوم اين جمله را كه…آنقدر مرد نبوديم كه يارش باشيم!
در ادامه پاسخ به اين پرسش را كه امام مهدي (ع) از كجا ظهور مي‌كنند را با بهره گيري از روايات معصومين (ع) بيان مي‌كنيم: در برخي روايات آمده است؛ وقتى كه اوضاع عمومى جهان مساعد شد وافكار مردم جهان براى پذيرش حكومت حق وعدالت آماده گشت، نوبت انقلاب مهدى موعود فرا مى رسد، وخداوند به آن حضرت اذن واجازه نهضت مى دهد. در اين زمان است كه امام مهدى (عج) در مكه ظاهر مى شود وانقلابى بزرگ، انقلاب جهانى خود را آغاز مى كند.
چنانكه مفضل از حضرت صادق (ع) پرسيد: اى آقاى من، حضرت مهدى (ع) از كجا وچگونه ظهور مى كند؟ حضرت فرمود: «اى مفضل! او به تنهايى ظهور مى كند وبه تنهايى كنار خانه كعبه مى آيد وبه تنهايى شب را در آنجا مى گذراند
۱».
همچنين امام باقر (ع) فرموده است: «هنگامى كه قائم (ع) از (مكه) خروج كند، منادى او ندا در مى دهد كه هلا، هيچ كس غذا وآشاميدنى برندارد، واو با خود سنگ موسى بن عمران را به همراه مى برد، كه آن بار شترى است. پس در هيچ منزلى فرود نمى آيد، مگر اينكه چشمه‌ها از آن جارى مى گردد
۲».





پي نوشت ها:
(
۱) بحار الانوار، علامه مجلسى، ج ۵۳، ص ۷.
(
۲) غيبت نعمانى، باب ۱۳، ص ۳۴۴.

منبع:حج

211008

روایتی تکان دهنده از امام زمان (عج)

روایتی ناراحت‌کننده، نشانگر آزرده شدن حضرت ولی عصر از مدعیان دینمداری است از برخی کسانی که حرف های شان بیشتر از عمل شان است و در کارنامه خود فقط شعار دارند نه اقدام.


آموزه‌های اسلامی و شیعی همواره برای تربیت انسان و جامعه برنامه‌های کامل و جامعی دارند، اهل بیت طاهرین(ع) که معدن معرفت و علم الهی هستند انتظارشان پایبندی واقعی پیروان و محبانشان به معارف اسلامی است.
اگر این پایندی از سوی افراد مشاهده نشود، دچار دو نوع آسیب جدی خواهیم شد اول؛ تحقق تربیت ناقص دینی و فرهنگی و دوم رنجیده خاطرکردن امامان معصوم به این دلیل که فرامین آنان از سوی مدعیان محبت و ارادت بر زمین می ماند، بر زمین ماندنی که جامعه را از نقطه آرمانی دور می کند.
روایت ذیل نشانگر آزرده شدن حضرت ولی عصر از مدعیان دینمداری است از برخی کسانی که حرف های شان بیشتر از عمل شان است و در کارنامه خود  فقط شعار دارند نه اقدام.
پيروان نادان
حضـرت مهدى(عج) به محمـد بـن علـى بـن هلال كـرخـى فـرمـوده انـــد: قـد آذانا جهلاء الشيعه و حمقائهـم، و من دينه جناح البعوضه ارجح منه.
نادانان و كـم خـردان شيعه و كسانـى كه بال پشه از دينـدارى آنان محكم‌تـر است ما را آزردند.

پی نوشت:

احتجاج طبرسى، ج ۱، ص ۴۷۴.

منبع:آینده روشن

211008

سیدی که‌ امام زمان(عج) او را در آغوش کشید

میرزای قمی نویسنده کتاب «قوانین الاصول» می‌گوید: من با علامه بحر‌العلوم با هم در درس استاد وحید بهبهانی شرکت می‌کردیم و در مباحثاتی که من با ایشان داشتم اغلب من تقریر کرده و درس را توضیح می‌دادم تا اینکه من به ایران آمدم و سید بحر‌العلوم در نجف ماند.
میرزای قمی سپس ادامه داد: بعدها وقتی شهرت علمی سید‌بحرالعلوم به من رسید تعجب می‌کردم که این نباید تا این حد از حیث علمی قوی شده باشد تا اینکه من برای زیارت عتبات عالیات وارد نجف اشرف شده و سید را ملاقات کردم، با اینکه میرزای قمی، خود از بزرگان به شمار می‌رفت، می‌گوید: من دیدم سید ‌بحر‌العلوم همانند دریای مواج و عمیقی از دانش‌هاست سپس از او پرسیدم: ما در یک درجه‌ای از علم بودیم لذا شما در این حد نبودی و چطور شد که به این معارف دست یافتی؟

سید رو به من کرد و گفت: میرزا این از اسرار است اما من آن را به تو می‌گویم به شرطی که تا زنده هستم به کسی نگویی! علامه بحر‌العلوم ادامه داد: چگونه این طور نباشم در حالی که آقایم حجت ‌بن ‌الحسن(ع) شبی مرا در مسجد کوفه به سینه مبارک خود چسباند!

منبع : عقیق

دعای امام عصر(عج) برای علامه مجلسی


دعای امام عصر(عج) برای علامه مجلسی

درباره ولادت «علامه محمد باقر مجلسی» آورده‏اند:

عالمی بزرگوار از اهل خراسان که با «علامه محمدتقی مجلسی» رفاقت داشت به زیارت عتبات عالیات مشرف شد. وی در اثناء بازگشت از عراق، در خواب دید که:

وارد خانه‏ای شد که پیامبر(ص) و دوازده امام معصوم(ع) همگی به ترتیب نشسته‏اند و بعد از امام دوازدهم(عج)، عالمی خراسانی نشسته است. در این موقع، علامه محمدتقی مجلسی وارد شد و شیشه گلابی آورد و پیامبر(ص) و امامان(ع) از آن گلاب استفاده کردند و به عالم خراسانی نیز گلاب دادند. آنگاه علامه مجلسی رفت و قنداقه‏ای را به دست گرفت و به خدمت رسول خدا آورد و عرض کرد: «برای این طفل دعا کنید تا خداوند عالم او را مروج دین گرداند». حضرت رسول(ص) هم آن قنداقه را گرفتند و دعا فرمودند. بعد از آن، پیامبر(ص) قنداقه را به دست علی(ع) داد و فرمود: «برای او دعا کن». آن حضرت نیز قنداقه را به دست گرفته و دعا کردند. پس از آن به دست یک‏یک امامان داده و همه آن انوار الهی دعا کردند. در آخر حضرت صاحب الامر(عج) آن را پس از دعا به دست آن عالم خراسانی داده و او نیز دعا کرد.

چون عالم خراسانی از خواب بیدار شد، به طرف اصفهان حرکت کرده و بر علامه محمدتقی مجلسی وارد شد. در آن موقع علامه شیشه گلابی آورد و آن عالم استفاده کرد. وی سپس به داخل رفت و قنداقه‏ای را آورد و به دست آن عالم داد و فرمود: «این کودک امروز متولد شده؛ شما برای او دعایی بنمایید».

آن عالم خراسانی خواب خود را به یاد آورد و برای پدر علامه مجلسی تعریف نمود.

آن قنداقه، نوزادی به نام محمدباقر بود که بعدها «علامه محمدباقر مجلسی» شد و با زحمات بسیار علوم و احادیث اهل‏بیت(ع) را زنده نگه داشت.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع: داستان‏هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده، قم. (با تصرف و ویرایش)

....................

پایان پیام/ 101

فتوای اشتباه شیخ مفید و عنایت غیبی امام عصر(عج)

فتوای اشتباه شیخ مفید و عنایت غیبی امام عصر(عج)

شخصی روستایی خدمت شیخ رسید و سؤال کرد: «زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است؛ آیا باید شکم این زن را پاره کرده و طفل را بیرون بیاوریم و یا این که با آن حمل، او را دفن کنیم»؟ شیخ پاسخ داد: «با همان حمل او را دفن کنید»!

آن مرد برگشت. در میان راه دید سواری از پشت سر می‏تازد و می‏آید، چون نزدیک رسید، گفت: «ای مرد، شیخ فرموده است که شکم آن زن را پاره کرده و طفل را بیرون آورده و زن را دفن کنید». آن مرد چنین کرد.

پس از چندی ماجرا را برای شیخ نقل کردند. شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (عج) بوده است. حالا که در احکام شرعیه خطا می‏کنم، همان بهتر که دیگر فتوا ندهم». لذا به خانه رفت و در خانه را بست و بیرون نیامد و پاسخ مراجعین را نمی‏داد.

تا اینکه از سوی حضرت ولی عصر(عج) توقیعی (نامه‏ای) برای شیخ بیرون آمد با این مضمون که: «وظیفه‏ی شماست که فتوا بدهید و وظیفه‏ی ماست که شما را حمایت کرده و نگذاریم که در خطا بیافتید». پس از این دستور، شیخ بار دیگر بر مسند فتوا نشست.

نقل شده است که در مدت 30 سال، 30 توقیع از ناحیه مقدس امام عصر(عج) برای شیخ مفید صادر شد و در عنوان توقیع نوشته بود: «للاخ الاعز السدید الشیخ المفید» یعنی «برای برادر گرامی و استوار، شیخ مفید».

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع: داستان‏هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده قم. (با اندک تصرف و ویرایش)

....................

پایان پیام/ 101

هدیه امام عصر(عج) به مامقانی


هدیه امام عصر(عج) به مامقانی

«شیخ عبدالله مامقانی» می‏گوید: یک شب هنگام نوشتن کتابی، به "کتاب رهن «تهذیب» شیخ طوسی" احتیاج پیدا کردم. هر قدر فکر کردم که در این وقت شب کتاب را کجا پیدا کنم، فکر به جایی نرسید.

در همان حال دلم شکست و اشکم جاری شد. به امام زمان(عج) متوسل شدم و عرض کردم: «سیدی! من برای شما زحمت می‏کشم و این کار مال شماست. پس شما باید به من کمک کنید».

ناگهان گویا به من الهام شد که در میان کتاب‏های پاره و اوراق باطله‏ای که در گوشه طاقچه اتاق بود بگردم. با اینکه قبلاً چندین بار آنها را زیر و رو کرده بودم و حتی احتمال هم نمی‏دادم که مطلوب من آن جا باشد. بلافاصله از جا برخاستم و مجدداً آنها را جستجو کردم. ناگهان به نسخه‏ای از کتاب تهذیب برخوردم که با خط بسیار جالبی نوشته شده بود. فوری آن را برداشتم و مورد استفاده قرار دادم.

آن کتاب چند روزی نزد من بود و مطالب آن را مورد استفاده قرار دادم. بعد از پایان کارم آن کتاب ناپدید شد و هرچه گشتم آن را نیافتم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع: داستان‏هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده قم. (با اندک تصرف و ویرایش)

....................

پایان پیام/ 101

دعای امام عصر(عج) برای تولد شیخ صدوق


دعای امام عصر(عج) برای تولد شیخ صدوق

درباره ولادت «شیخ صدوق» آمده است: پدر وی «علی بن بابویه» خدمت «ابوالقاسم حسین بن روح» نایب خاص امام عصر(عج) رسید و نامه‏ای برای آن حضرت نوشت و در آن نامه از حضرت خواست  که در حق او دعا نماید تا خدا به او فرزندی عنایت فرماید.

چون نایب خاص حضرت، جواب نامه را آورد علی بن بابویه دید که حضرت نوشته است: «قد دعونا الله لک بذلک و سترزق ولدین ذکرین خیرین» یعنی «ما دعا کردیم درباره حاجتت، و بزودی خداوند دو پسر نیکوکار به تو عنایت می‏کند».

به برکت دعای حضرت، خداوند به او دو پسر عنایت نمود: «ابو جعفر» و «ابو عبدالله» ؛ که ابو جعفر کنیه «محمد بن علی بن بابویه» معروف به شیخ صدوق و کتاب بزرگ «من لایحضره الفقیه» را نوشت.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع: داستان‏هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده قم. (با تصرف و ویرایش)

....................

پایان پیام/ 101