14ایراد محتوایی به فیلم «رستاخیز»

حجت الاسلام و المسلمین علی ثمری صاحب کتاب «شرح شمع» که روزنگار و تاریخ تحلیلی عاشورا با نگاهی بر یکصدو پنجاه مقتل متقدم و متاخر است، طی بیانیه ای به فیلم «رستاخیز» اعتراض کرد.

 

متن کامل این بیانیه عبارت است از:
 
بسم الله الرحمن الرحيم
 
حادثه عاشورا صرفا یک حادثه و واقعه تاریخی نیست بلکه فرهنگ زندگی و سیره ى عملی دین مداری است.
 
در فیلم «رستاخیز» با نگاهی تک بعدی به عاشورا صرفاً به صورت شکلی و نه محتوایی پرداخته شده است. متاسفانه در بعد شکلی هم اشکالات مهمی وجود دارد که از آن جمله می توان به نمایش تصاویر امام زادگان واجب التعظیمی همچون حضرت قمر منیر بنی هاشم، حضرت علی اکبر، حضرت قاسم و حضرت علی اصغر علیهم السلام اشاره کرد.
 
مگر نه این که حضرت علی اکبر اشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا به رسول الله است؟ پس چهره رسول الله را به تصویر کشیده اند؟!!!
 
به نظر می رسد دشمنان اسلام که متوجه اثرپذیری مردم ما از نهضت عاشورا و حادثه کربلا شده اند، خواسته یا ناخواسته عده ای را اجیر کرده اند تا این فیلم ساخته شود و بعد هم به عنوان فیلم برتر در سال روز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و دهه فجر انتخاب شود.
 
لذا بر خود فرض دانستم تا در حوزه محتوایی به برخی از اشکالات عدیده فیلم مورد نظر اشاره کنم:
 
1) عاشورا پیام های بسیاری در حوزه های اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، دینی، جوانان، نوجوانان، زنان و پیران دارد که اصلا در این فیلم به هیچ یک از این پیام ها توجه نشده است.
 
2 ) انگیزه قیام اباعبدالله علیه السلام مغفول واقع شده است. براى مثال اتفاقات عبرت آموز مدینه، سخنان امام کنار قبر پیامبر با عوام و خواص، وصیت امام، هیهات من الذله امام و... اصلا مورد توجه قرار نگرفته است.
 
3 ) نقش خواص که در اطراف امام به طمع حکومت جمع شده بودند دیده نمی شود.
 
4) اتفاقات عبرت آموز مکه از قبیل طواف امام و سخنان ایشان مورد تحریف واقع شده است.
 
5) به جانفشانی کوفیان غیرتمند و فداییان حضرت حسین علیه السلام به صورت خلاف واقع نگاه شده است و اثری از رشادت های آنان نیست. مردانی همچون محمدبن کثیر ، هانی بن عروه، عبدالله بن یقطر و طوعه؛ آن شیرزن شیعی وفادار.
 
6) جناب مسلم فردی در زنجیر و سیاه چال با چهره ای کریه به تصویر کشیده شده است.
 
7) به خیانت خواص تاثیرگذاری مثل شریح قاضی، عمر سعد، شمربن ذى الجوشن و... هیچ اشاره ای ندارد.
 
8) حادثه تنبه حضرت حر کاملا تحریف شده و به شکلی مبهم و گنگ مطرح می شود.
 
9) وقایع اتقاقیه کربلا مانند؛ خطبه های امام، چگونگی حال و هوای اصحاب، وقایع عصر، نیمه و شب عاشورا همگى تحریف شده و نامفهوم ارایه می شود.
 
10) حوادث روز عاشورا نیز در این فیلم خلاف آنچه در مقاتل گفته شده به تصویر کشیده و تحریف شده است.
 
11) نکته عجیب که در این فیلم نشان داده می شود، هنگام معرفی یاران امام حسین علیه السلام توسط قمر بنی هاشم ، عبدالله بن عمر ( فرزند خلیفه دوم ) درمیان اصحاب امام است!!!
 
12) دلبری خواهر سلیمان بن سرد خزاعی از بصره تا کربلا و عاشورا از عبدالله بن حر، بخش قابل اعتنایی از این فیلم را به صحنه عشق بازی زمینی تبدیل می کند.
 
13) نحوه شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام کاملاً تحریف شده است و هیچ انطباقی با تاریخ ندارد.
 
14) نقش بی بدیل زنان به ویژه زنان اصحاب و اهل بیت پیامبر امحاء شده و هیچ اثری از اقدامات و نقش آفرینی شکوهمندانه آنان نیست.
 
خلاصه اینکه آن چه در این فیلم به عنوان حادثه عاشورا مطرح می شود با مفاهیم بلند و فرهنگ انسان ساز عاشورا هیچ گونه انطباقی ندارد وصرفا با بهره گیری از تکنیک های هنری جنگ و کارزاری به نمایش گذاشته می شود که هدف آن فقط خشونت است و کشتار.
 
علی ثمری _ بهمن ماه 1392 شمسی ، ربیع الثانی 1435 قمری
 

تکمیل80درصدمراحل ساخت ضریح حبیب ابن مظاهر

رئیس ستاد بازسازی عتبات استان البرز از اتمام ۸۰ درصد مراحل ساخت ضریح حضرت حبیب ابن مظاهرخبر داد.

حسینی، رئیس ستاد بازسازی عتبات استان البرز، با اشاره به روند ساخت ضریح حضرت حبیب ابن مظاهر در این استان، گفت: ساخت این ضریح از دو سال گذشته شروع شده و انشاالله در اوایل سال اینده به اتمام خواهد رسید.
وی با بیان اینکه 80 درصد مراحل ساخت ضریح حضرت حبیب ابن مظاهر به اتمام رسیده است، ادامه داد: بیش از 6 میلیارد تومان برای ساخت این ضریح هزینه شده است که تمام آن از طریق کمک و نذورات مردمی تامین شد.


رئیس ستاد بازسازی عتبات استان البرز با اشاره به مختصات فنی ضریح، اظهار کرد :ضریح دارای ارتفاع 3 متر به طول 2,68متر و با عرض 1٫76 متر دارای 9 پنجره و 1 درب است.
حسینی تصریح کرد: حدود بیش 1000 کیلو گرم نقره، بیش از 4 کیلوگرم طلا، 600 کیلو گرم مس، 100 کیلو گرم استیل و 6 متر مکعب چوب ساج برای ساخت این ضریح استفاده شده است.
وی با بیان اینکه وزن کلی ضریح 7 تن و 544 کیلو گرم می باشد ، خاطرنشان کرد:در اوایل سال اینده ضریح حضرت حبیب ابن مظاهر به کشور عراق ارسال خواهد شد.

 

منبع:شبستان

اردوگاه مسلمانان میانمار در آتش سوخت

بیش از 20 پناهگاه در این اردوگاه به طور کامل در آتش سوخته و 24 پناهگاه دیگر نیز به منظور جلوگیری از گسترش آتش تخریب شده است.


اردوگاه 100 هزار نفری مسلمانان میانماری در استان تاک واقع در شمال تایلند در آتش سوخت.

آوارگان مسلمان میانماری که در این اردوگاه زندگی می کردند پس از وقوع آتش سوزی به دنبال سرپناهی امن هستند.

روزنامه بانکوک پست روز سه شنبه نوشت: بیش از 20 پناهگاه در این اردوگاه به طور کامل در آتش سوخته و 24 پناهگاه دیگر نیز به منظور جلوگیری از گسترش آتش تخریب شده است.

پناهگاه های این اردوگاه از برگ درختان ساخته شده بود. این آتش سوزی تلفات جانی در پی نداشته است.

شمار زیادی از مسلمانان میانماری پس از حمله بودایی ها به آنان در سال 2012 مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند و بیشتر این مسلمانان راهی کشورهای جنوب شرق آسیا از جمله تایلند، مالزی و اندونزی شدند.

گزارش های منتشر شده از ارودگاه های مسلمانان میانماری حاکی از وضعیت بد این ارودگاه ها است.

قاچاق انسان و سوء استفاده از مهاجران میانماری پدیده ای رایج در منطقه جنوب شرق آسیا به ویژه در تایلند است.

 

منبع:ابنا

مسلمان شدن ۷ هزار نفر در یک روز

آنان جز نام اسلام؛ هیچ شناختی از آن نداشتند بنابراین اسلام را یک دین عادی فرض می کردند که هیچ ریشه ای ندارد.

ادامه نوشته

عبدالرضا هلالی حنجره‌اش را عمل کرد+عکس

مداح اهل بیت(ع) حاج عبدالرضا هلالی در پی عمل جراحی ترمیم حنجره و مجاری تنفسی که صبح امروز انجام شد، در یکی از بیمارستان‌های شهر تهران بستری شد. این عمل با موفقیت به پایان رسیده و حال عمومی وی مساعد است.

رشد سریع اسلام در ایرلند

در کشوری که تنها 34 درصد از جمعیت 3.8 میلیون نفری کاتولیک‌‌های آن به کلیسا می‌روند و عده زیادی در حال گریز از دین هستند، یک اقلیت رو به رشد، اسلام را دینی یافته‌اند که زندگی آرامی برای آن‌ها به ارمغان آورده و به نیازهای معنوی آن‌ها پاسخ می‌دهد.


اسلام سریع‌ترین دین در حال رشد در ایرلند است و انتظار می‌رود، تعداد مسلمانان ایرلند که در سرشماری سال 2011، بیش از 48 هزار نفر برآورد شده‌اند، تا سال 2020 به 100 هزار نفر برسد.
بنا بر آمارها، هر سال بیش از 500 ایرلندی به دین اسلام مشرف می‌شوند که آمار بانوان تازه‌مسلمان بیش از آقایان است.
جمعیت مسلمان ایرلند در حال رشد و شکوفایی است و سال آینده بزرگترین مرکز فرهنگی اسلامی ایرلند در شمال دوبلین ساخته خواهد شد.
در همه شهرهای ایرلند، مسجد و مدارسی برای مسلمانان وجود دارد و برعکس فرانسه، در ایرلند دختران دانش‌آموز مجاز به استفاده از حجاب در مدارس هستند.
«خواهران مسلمان ایر»، یک سازمان اسلامی واقع در مرکز فرهنگی اسلامی «کلونسکیگ» دوبلین است که توسط بانوان مسلمان ایرلندی اداره می‌شود و یکی از سازمان‌های حامی تازه‌مسلمانان ایرلندی به‌شمار می‌رود.
در این مرکز دوره‌های آموزشی برای تازه‌مسلمانان برگزار می‌شود. دکتر علی سالم، مدرس یکی از این دوره‌های آموزشی برای تازه‌مسلمانان می‌گوید: «تازه‌مسلمانان بسیار مشتاق به دانستن هستند و ما به آن‌ها در مورد آموزه‌های اسلام و تغییراتی که می‌توانند به تدریج در زندگی خود ایجاد کنند، آموزش می‌دهیم».
روایت تشرف یک بانوی ایرلندی به دین مبین اسلام
لیزا کالفیلد، بانوی 36 ساله ایرلندی که پرستار کودکان است، در مورد نحوه تشرف خود به دین اسلام می‌گوید: «من در دوبلین به دنیا آمده و بزرگ شدم. حدود 12 سال پیش بود که به اسلام علاقمند شدم.
سبک زندگی من در بعد اجتماعی شبیه سبک زندگی مرسوم مردم ایرلند نبود. من به کلوب‌های شبانه نمی‌رفتم و مشروبات الکلی استفاده نمی‌کردم. همیشه به دنبال یک زندگی آرامتر بودم، به دنبال عقیده‌ و دینی که با نحوه زندگی من متناسب باشد. قطعه‌ای از پازل را گم کرده بودم و همیشه در پی آن به جست‌وجو می‌پرداختم که در نهایت آنچه را می‌خواستم پیدا کردم.
هنگامیکه به تحقیق می‌پرداختم مرتب با اسلام مواجه می‌شدم. هنگامیکه حادثه یازدهم سپتامبر اتفاق افتاد مدتی تحقیقاتم در مورد اسلام متوقف شد، اما نهایتاً سه سال پیش مسلمان شدم و سال گذشته نیز با یک مسلمان اهل موریس(کشوری جزیره‌ای در اقیانوس هند)  ازدواج کردم.
پس از مسلمان شدن من و ادای شهادتین، خانواده‌ام برای من لباس‌های اسلامی خریدند و پدرم که یک مسیحی متعهد است و هر هفته به کلیسا می‌رود و هر ماه در کلیسا به گناهان اعتراف می‌کند، از مسلمان شدن من حمایت می‌کرد.
از زمانیکه مسلمان شده‌ام بسیار شاد‌تر هستم. اسلام یک شیوه زندگی آرام‌تر و صلح‌آمیزتر را برای انسان به ارمغان می‌آورد. حس اتحاد زیادی در این دین وجود دارد. همه مسلمانان جهان در وقت نماز به سوی یک قبله سجده می‌کنند و این یک تجربه مقدس و نیروبخش است که سرت را برای تسلیم در برابر پروردگارت بر روی زمین می‌گذاری».

منبع:باشگاه خبرنگاران

درآمد میلیاردی وهابیون از بازار روغن ایران!

شرکت صافولا با وجود تنش‌های موجود، به آرامی و بی سر و صدا در ایران رونق گرفت و هم اکنون یکی از بزرگترین شرکت‌های مواد غذایی جنوب‌غربی آسیا است و حالا در تمام آشپزخانه های ما ایرانی ها ...


مردم ایران هر روز در اخبار از سیاست های ضد ایرانی عربستان سعودی زیاد می شنوند از ترور سفیرکشورمان در یمن گرفته تا بمب گذاری جلوی سفارت در لبنان و از همه مهمتر حمایت تمام قد از گروه های وهابی در سوریه که مهمترین هدف خود را درنابودی کامل شیعیان و تخریب حرم های خانم حضرت زینب(س)وخانم رقیه(س) می دانند.

این موضوع برای تمامی کارشناسان سیاسی مثل روز روشن است که ایران و عربستان دو رقیب سنتی در منطقه می باشند و در جهان اسلام نیز هردو کشور تلاش در ایفای نقش رهبری را دارند ولی وضعیت عربستان متقاوت با ایران می باشد این کشور با واقع شدن شهرهای مکه و مدینه جایگاه ممتازی در میان تمامی کشورهای اسلامی دارد حاکمان این کشور که خود را خادمین حرمین شریفین می دانند تمام تلاش خود را برای نابودی تفکر شیعه انجام می دهند.

کشور عربستان سعودی با 9/261 میلیارد بشکه ذخیره اثبات شده تقریبا" یک چهارم ذخیره نفت دنیا را در اختیار دارد. بودجه دولت عربستان سعودی در سال جاری به 220 میلیارد دلار رسیده است و با صندوق ذخیره ارزی بیش از500میلیارد دلاری شانه به شانه کشورهای صنعتی جهان حرکت میکند درآمد عربستان از حج سال جاری حدود 16.5 میلیارد دلار تخمین زده شد که 3 درصد از تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص می دهد. ولی با یک سیستم حکومتی بسته با تفکرات سلفی گری که هدف نهایی خود را در نابودی شیعه می داند.

حاکمان این کشور با درآمد عظیم نفتی خود سعی در گسترش نفوذ خود در منطقه دارند از حمایت از گروه تروریستی طالبان در افغانستان گرفته تا مسلح کردن مخالفان کشورمان همچون گروه جندا...شیطان در سیستان و بلوچستان حالا نیز باتمام توان در سوریه سعی در شکستن حلقه کشورهای محور مقاومت را دارند.

از اولین روزهایی که بیداری درمنطقه آغاز شد عربستان سعودی سعی در استفاده از این موقعیت برآمد. چه در تونس با حمایت از گروه های تندرو سلفی چه در سرنگونی قذافی در لیبی و در بحرین نیز با دخالت مستقیم و اشغال این کشور تلاش نمود کنترل بحران را در دست بگیرد و تا حدی نیز موفق عمل کرده و توانستند انقلاب مصر را با کودتا نظامی به شکست بکشانند و در عراق با کمک های مالی و تسلیحاتی از گروه های تکفیری به رهبری القائده و تشکیل گروه جدید داعش جبهه جدیدی را بر ضد محور مقاومت باز نمایند تا از دو محور هم سوریه و عراق را تحت فشار قرار بدهند.

درباره دخالت در بحران سوریه عربستان مدیریت منطقه ای را در دست دارد و بیشترین کمک ها را به مخالفان نظام سوریه تا امروز انجام داده است بعد از اینکه قطر و ترکیه تاحدی سعی نموداند خود را از بحران سوریه دور نماید رهبری مخالفان را عربستان در دست گرفته است.

حالا می خواهیم نمونه ای از کمک های که هر روز از داخل خانه های ما ایرانی ها برای وهابیت فرستاده می شود بگوییم. کمک های مالی که از خانه های ما شیعیان ایران برای کشتن برادران شیعه ما در بحرین، لبنان، سوریه، افغانستان ... فرستاده می شود ولی خود ما خبر نداریم!

به دلیل سیاست‌های اشتباه مسئولین کشور در واگذاری و فروختن سهام بعضی شرکت های ایرانی به سعودی ها در چند سال اخیر باعث شده ما ایرانی ها در رشد تفکر سلفی و وهابی سهیم باشیم.

چند روز پیش وال‌استریت ژورنال گزارش داد که یک شرکت بزرگ سعودی به نام شرکت سعودی هلدینگ غذایی صافولا 80% سهام شرکت صافولا بهشهر را خریداری کرده است. دو کارخانه مواد غذایی زیر مجموعه صافولا بهشهر بیش از 50درصد از بازار روغن خوراکی ایران را در اختیار دارند.

این شرکت در حال حاضر محصولات خود را با نام های تجاری « لادن، لادن طلایی، بهار، آفتاب، نسترن و ... » تولید و عرضه می نماید.

هلدینگ صافولا به ریاست سلیمان بن عبدالقادر المهیدب است با توجه به داده ها در وب سایت بورس عربستان، دولت عربستان با 10 درصد سهام، خود را دومین سهامدار بزرگ صافولا می‌داند.

شرکت صافولا با وجود تنش‌های موجود، به آرامی و بی سر و صدا در ایران رونق گرفت و هم اکنون یکی از بزرگترین شرکت‌های مواد غذایی جنوب‌غربی آسیا است و حالا در تمام آشپزخانه های ما ایرانی ها روغن های وجود دارد که طعم خون و بوی وهابیت می دهد.

 

منبع:پایگاه خبری 598

وقتی نویسنده یهودی، مژده مرگ اسلام را می‌دهد!

دیوید گلدمن نویسنده یهودی به تازگی به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده ‌تا از انتشار ویرایش عبری یکی از کتاب‌های خود با نام «تمدن‌ها چگونه می‌میرند: (و چرا اسلام رو به مرگ است؟)» رونمایی کند. وی در مصاحبه‌‌ با یک روزنامه اسرائیلی، نوید از بین رفتن اسلام و تمدن اسلامی را داده است.

آیا بین برنامه هسته‌ای ایران و نرخ باروری در ایران رابطه‌ای وجود دارد، یا آنکه آیا بین بقای تمدن اسلامی و کاهش میزان موالید در کشورهای مسلمان ارتباطی وجود دارد؟
پرسش‌هایی از این دست، موضوع گفت‌وگوی روزنامه اسرائیلی جروزالم پست و دیوید گلدمن، نویسنده یهودی کتاب‌هایی در مورد سرنوشت تمدن‌ها و تغییرات جمعیتی است. نویسنده به تازگی برای انتشار یکی از کتاب‌های خود با نام «تمدن‌ها چگونه می‌میرند: (و چرا اسلام رو به مرگ است؟)» به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده و در گفت‌وگو با روزنامه صهیونیستی به توضیح رابطه تغییرات جمعیتی و تغییر توازن استراتژیک قوا پرداخته است.
به باور وی، تغییرات مثبت جمعیتی به جوامعی مربوط می‌شود که نگاهشان به آینده است و اعتماد به نفس دارند. نبود علاقه به بچه‌دار شدن از نشانه‌های افول تمدن‌هاست. هم‌اکنون دنیای اسلام‌ شاهد چنین پدیده‌ای است. اروپا نیز روند مشابهی را می‌گذراند. گلدمن با توجه به این نشانه‌ها، مدعی است که وقتی جوامع سنتی در معرض دنیای مدرن قرار می‌گیرند، اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند و برخی الگوهای سنتی از جمله مذهب، فرزندآوری و سایر الگوهای فرهنگی دچار تغییرات بسیار شدید می‌شوند. چنین پدیده‌ای در ایران در دوره حیات یک نسل محقق شده، در حالی که ترکیه این روند را در دو نسل گذرانده است.
بنا بر اطلاعات سازمان سیا، میزان برآورد تولد‌ها در سال ۲۰۱۳ در ایران، ۱.‌۸۶ فرزند به ازای هر خانم بوده ‌که کمتر از نرخ جانشیتی است، حال آنکه جمعیت‌شناسان زیادی نرخ واقعی را کمتر و در حدود ۱.‌۶ تا ۱.‌۷ می‌دانند. این در حالی است که رشد جمعیت نیازمند تولد ۲.‌۱ نوزاد به ازای هر زن است. در حالی که استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری در ایران بسیار شایع است، سایر کشورهای خاورمیانه نیز شاهد کاهش نرخ موالید هستند.
بر پایه اطلاعات سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، در سال ۲۰۱۳ تعداد نوزادان به ازای هر زن در ترکیه ۲.‌۱، در تونس ۲.‌۰۱، در مراکش ۲.‌۱۷، در عربستان سعودی ۲.‌۲۱، در کویت ۲.‌۵۶، در سوریه ۲.‌۷۷، در الجزایر ۲.‌۷۸، در مصر ۲.‌۹، در اردن ۳.‌۳۲ و در عراق ۳.‌۵ بوده است. آمار سازمان ملل کاهش شدید نرخ موالید در منطقه خاورمیانه نسبت به نیم قرن پیش را نشان می‌دهد.
در ایران از دوره شاه، تحصیلات عمومی همگانی شده ‌و به گفته گلدمن، افزایش سوادآموزی و تحصیل با کاهش میزان موالید همراه است. چنین روندی در ترکیه نیز در جریان است. تا نیمه قرن جاری میلادی، یک سوم جمعیت ایران بیش از ۶۰ سال ‌خواهند داشت که این بسیار بیشتر از ۷ درصد کنونی است و هزینه نگهداری از این جمعیت کهنسال اقتصاد ایران را له خواهد کرد.
از نظر نویسنده یهودی وضعیت استراتژیک ایران شباهت زیادی به سال‌های پایانی حکومت شوروی سابق دارد. به باور وی شوروی در سال ۱۹۷۹ و حمله به افغانستان به دنبال افزایش قدرت خود برای جبران مشکلات اقتصادی و جمعیتی بوده است.
وی مدعی شده است که میزان حضور ایرانی‌ها در مسجد مشابه حضور انگلیسی‌ها در کلیسا شده و از سوی دیگر بهترین علامت برای پیش‌بینی تعداد کودکان در کشورهای صنعتی، میزان تقید افراد به مذهب است. به عقیده وی مشوق‌های اقتصادی ممکن است در افزایش فرزندآوری موثر باشند ولی برای بچه‌دار شدن، بیشتر از مسائل اقتصادی شرایط روحی و احساسی اهمیت دارند.
نکته مهم در این میان اینکه آمار موالید در سرزمین‌های اشغالی برای اعراب و یهودیان برابر و تقریبا سه فرزند است. این در حالی است که همزمان با کاهش موالید در میان اعراب، میزان آن در میان یهودیان در حال افزایش است و به همین سبب نویسنده هشدارهای جان کری به اسرائیل در مورد انفجار جمعیت فلسطینی‌ها را جدی نمی‌داند.
به باور وی، نکته مهم دیگر آنکه جوامع رو به پیری بهتر تن به سازش می‌دهند و برای مثال، کاهش جمعیت در توافق صلج در ایرلند در سال ۱۹۹۸ مؤثر بوده است.
بر همین اساس وی با فرض دوره طولانی از درگیری در جهان اسلام به دولت آمریکا توصیه می‌کند که بهتر است خود را از این مسائل کنار بکشد تا آسیب کمتری ببیند. وی مصر را کشوری بدون درآمد می‌داند که در آستانه فاجعه انسانی و فروپاشی اجتماعی است مگر اینکه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به داد آن برسند.

منبع : تابناک

شاه کلید رفتار ایشان ادب و تواضع بود/ روضه وداع حضرت زینب را خیلی دوست داشت/ دخترش چگونه شفا گرفت؟

گفتگو با پسر و دختر حاج اکبر ناظم
ایشان سواد نداشتند، نمی‌دانستند عروض و قافیه و سجع چیست. ولی خیلی خوب شعر می‌گفتند. وقتی عربی دم می‌داد ما می‌ماندیم از کجا آمده است؛ وقتی نه عربی بلد است نه سوادی دارد.عقیق: حاج اکبر سادات سرکی(ناظم) بی گمان سرسلسله ذاکرین مخلص اهل بیت است. نام او را همه به نیکی یاد می کنند. اما نه به خاطر صدایش و نه به خاطر سبک هایش که به خاطر اخلاص و صفای باطنش. بدون تردید راز ماندگاری سبک ها و اشعار او در همین پاکی روحش نهفته است.

گفتگو با مصطفی و مرضیه ناظم پسر و دختر این اسطوره مداحی خواندنی است؛



حاج اکبر آقای ناظم نام شناخته‌شده‌ای برای مردم است، به همین دلیل هم خیلی از مردم دوست دارند جزئیات بیشتری از زندگی ایشان بدانند.

حاج آقا اکبر ناظم سال 1288 در تهران به دنیا آمدند. دو ساله بودند که برادرش مهدی به دنیا آمد و  4، 5 سالگی پدرشان را از دست دادند. مادر ایشان هم حافظ قرآن بود. آنگونه که من ایشان را به خاطر دارم خانم فوق‌العاده متدینی بودند. حاج آقا ناظم هم در همین فضای قرآنی و مذهبی رشد کردند. 15 ساله بودند که از هیئت اصلی قنات آباد جدا شدند.

 چرا جدا شدند؟

اصلا رسم است که کوچک‌ترها خودشان شروع می‌کنند به تشکیل دادن هیئت جدیدی به نام نوباوگان یا نوجوانان. در واقع جزو همان هیئت قنات آباد بودند. ما خودمان هم اقدام به تشکیل هیئتی به نام نوجوانان قنات آباد کردیم. که ما در واقع نسل سوم آن هیئت بودیم.

ایشان هم به همراه حاج حسین رستگار یا همان حاج حسین خیاط معروف، حاج آقا روشن، آقای مقدسیان، آقای جباری، شاطر اکبر تیموری و بقیه افرادی که هم سن‌شان بودند، هیئت را تشکیل دادند. ابوی فقط ناظم هیئت بود. ناظم هیئت بودن یعنی میان‌دار و همه کاره هیئت بودند. بعد از مدتی هم حاج ناظم  خودش شروع به خواندن نوحه می‌کند.

ایشان با اینکه سواد نداشتند و سوادشان قرآنی بود ولی حافظه عجیبی داشتند. آن زمان ایشان یک مغازه داشتند و شغل‌شان علافی بود، علاف هم به کسی می‌گفتند که در کار علف و یونجه و خرما و...  بود و حالا به بیکاره‌ها می‌گویند علاف. ولی در قدیم به علف فروش می‌گفتند علاف.

 جایی ‌خواندم که نوشته شده بود مادرشان به ایشان تاکید کرده بودند که نمی‌خواهم پولدار شوید و دوست دارم نوکری دستگاه امام حسین(ع) را انجام بدهی.

بله! نمی‌دانم چطوری باید بیان کنم ولی ببینید پدر من خیلی کار کرد، ولی انگار خدا اجازه نمی‌داد که او پولدار شود. نمی‌دانم چرا؟ شاید یک مشکلی هم که داشتند، این بود که هرکسی از او می‌پرسید پول داری «نه» نمی‌گفت. تا اینکه سال‌ 1338 بود که حاج آقا کرابیان که از مدیران راه‌آهن بودند می‌خواستند به عنوان کارمند استخدامش کنند، شب خواب دیده بود که آقا امام حسین(ع) گفته بود ناظم مال ماست و شما حق ندارید این کار را بکنید. برای همین است که من می‌گویم مسائلی پشت پرده هست که از عقل ما خارج است.

خاطرم هست به ایشان می‌گفتیم حاج آقا نزدیک محرم است، شعرها را بگویید که ما دَم آن را بنویسیم، می‌گفت به موقع‌اش به موقع‌اش، بعد به یکباره نیم ساعت مانده که به مسجد و هیئت برویم، شعر پشت شعر می‌خواندند و ما می‌نوشتیم.

ببینید ایشان سواد نداشتند، نمی‌دانستند عروض و قافیه و سجع و ...چیست. ولی خیلی خوب شعر می‌گفتند. وقتی عربی دم می‌داد ما می‌ماندیم از کجا آمده است؛ وقتی نه عربی بلد است نه سوادی دارد. این فوز عظیمی بود که امام حسین(ع) به ایشان می‌دادند.

 یکی از چیزهایی که در شخصیت حاج آقا ناظم مشهود است، تربیت خانوادگی ایشان است، شاید بتوان گفت ایشان مصداق همانی باشد که می‌گویند عشق حسین را از شیر مادر گرفتم.

خدا مادر بزرگ ایشان(مادر مادری شان) را رحمت کند، ایشان سیده بودند، ارج و قرب زیادی بین همه داشتند. همیشه می‌گفتند اکبر اگر راهی به جز راه امام حسین(ع) بروی بچه من نیستی. طبیعت‌های مادری است که فرزند را حساس می‌کند.

 یکی از مسائلی که شاید این روزها مغفول مانده باشد رابطه مداحان و روحانیت است. من شنیدم که آقای ناظم با مراجع و روحانیت رابطه خوبی داشتند؟

ایشان خیلی با آیت‌الله بروجردی رابطه نزدیکی داشتند. آیت‌الله بروجردی علاقه عجیبی به ابوی داشتند. ایشان هم همینطور. خیلی به قم می‌رفتند. حتی زمانی که آیت‌الله بروجردی می‌خواستند مسجد اعظم را افتتاح کنند ابوی را دعوت کردند، برخی اطرافیان آیت‌الله هیئت‌های دیگر را پیشنهاد داده بودند ولی ایشان قبول نکرده بودند و گفته بودند فقط هیئت قنات‌آبادی‌ها. ما 20 شب در مسجد اعظم قم روضه می‌خواندیم.

پس از فوت آیت‌الله بروجردی هم ابوی دائما به قم می‌رفتند که ببینید چه کسی را مرجع تقلید خودشان کنند. خیلی ناراحت و سردرگم بود تا اینکه سال 1338 یا 1339 بود، یک سال بعد از فوت آیت‌الله بروجردی، خواب دید و صبح که بیدار شد هراسان آماده شد تا به قم برود. گفتم حاج آقا کجا؟ گفت به قم می‌روم. گفتم چه خبر است، گفت مرجع‌ام را پیدا کردم. خواب دیدم یک آقای روحانی وارد خانه شد، یک شمشیر هم دستش بود، آن زمان اخوی من شیرخوار بود. گفت ناظم این سرباز من است بدون وضو به او شیر ندهید. گفتیم چه کسی بود، گفت حاج آقا روح الله. رفت قم و بلافاصله برگشت و گفت که مرجع تقلیدم آیت‌الله خمینی(ره) است. بعد از آن ما با ایشان آشنا شدیم و رابطه ابوی با ایشان شکل گرفت.

 رابطه ابوی شما و امام خمینی(ره) چگونه بود، چقدر به هم نزدیک بودند؟

رابطه خوبی داشتند. خاطرم هست مرحوم شهید عراقی پس از واقعه فیضیه قم در سال 42، تلفن کرد و گفت ناظم کار دیگری از ما بر نمی‌آید هرکاری در تهران کردید شما کردید. به حاج عباس هم تلفن کرد که شما هرکاری می‌توانید در تهران بکنید. همان 15 خرداد هم حاج آقا ناظم آن دم معروف «یحیی الخمینی یحسن الزعیم الاعظم» را دادند، اصلا در بازار این شعر را دم دادیم.

 پدرتان به چه چیزهایی مقید بودند و شاه‌کلید مشی هیئتی ایشان چه بود؟

شاه کلید رفتار هیئتی ایشان ادب و تواضع بود. این بزرگ‌ترین حسن یک هیئتی است. برایشان فرقی نمی‌کرد این حاجی فلانی است یا آن یکی کارگر است. قنات آباد یک «علی پیش پیشی» داشتیم که مقداری روانی بود. یکی از دوستان می‌گفت یک‌بار وقتی این علی به هیئت آمده بود دیدم حاج ناظم کفش‌های گلی او را برداشت و داشت با آرنجش گِل‌های کفش او را پاک می‌کرد، گفتم حاجی چرا این کار را می‌کنی؟ گفت این هم مهمان امام حسین(ع) است. اگر می‌دید کسی به هیئت نمی‌آید و گرفتاری و کار را بهانه می‌کرد، می‌گفت بیا یک چایی بخور و برو تا اسمت را امام حسین(ع) بنویسد. تواضع و ادب ایشان مثال‌زدنی بود

 یعنی با این اخلاق می‌خواستند شاگرد اول کلاس امام حسین(ع) باشند؟

بله! وقتی بساط امام(ره) را راه می‌اندازی، خودت در کردار و رفتار باید سرلوحه باشی. قدیم‌ها می‌گفتند وقتی حاج ناظم در بازار راه می‌رود انگار مجسمه امام حسین(ع) دارد راه می‌رود؛ مردم می‌گفتند نه اینکه ما بگوییم. مردم خلوصش را دوست داشتند. همه چیزش را برای امام حسین(ع) می‌گذاشت، امام هم خوب دستشان را گرفتند.

 حاج آقا در بین روضه‌های کربلا به کدام روضه علاقه داشتند؟

ایشان روضه وداع حضرت زینب را خیلی دوست داشتند و حساس بودند. معتقد بودند حضرت زینب حجت خداست. چرا؟ چون تمام کائنات به فرمان حجت خدا هستند. وقتی که حضرت زینب در کوفه می‌گفت زنگ شتران از صدا افتاد یعنی چه؟ یعنی قدرت خدا! حاج آقا ناظم هیچ وقت روضه باز نمی‌خواند، همیشه حاشیه می‌خواند و از کنارش رد می‌شد. آنقدر قشنگ و ظریف روضه می‌خواندند که آدم لذت می‌برد. نباید که هر واقعیتی را مستقیم گفت. کسر شان ائمه است. حضرت اباالفضل(ع) را خیلی دوست داشتند. یک بار نشد که شعری بگوید در حدی که این اهل بیت را کوچک کند هرچه گفت بالایشان برد.

 حاج آقا شاگرد هم تربیت می‌کردند؟

چندتا بودند که می‌آمدند و می‌رفتند ولی تنها کسی که باقی مانده، حاج قاسم قنات آبادی است  .

فقط شعرهای خودشان را می‌خواندند یا شعرهای دیگران هم بود؟

نه محدودیتی قائل نبودند شعرهایی که می‌خواندند ناب بود.  یک کتاب از شعرهای ایشان چاپ شده است.

ز ندگی محرم و صفر ابوی چطور بود؟ معمولا مداحان در این دوماه حال خاصی دارند.

حالشان دگرگون می‌شد، چند روز قبل از محرم شروع می‌شد. از 15روز قبل از محرم دگرگون بودند. همه ما اینطوری بودیم. این خیلی مهم است که بدانیم اگر یک محرم بگذرد شاید محرم دیگر را نبینیم، برای همین است که باید این محرمی که هستی را دو دستی نگه داری.

 از آخرین سال‌های زندگی‌شان هم به ما می‌گویید؟

ایشان زندگی معمولی‌ای داشتند، تا اینکه در بازار سر مسائل انقلاب جر و بحث‌شان شد و بعد که به خانه برگشتند، سکته کردند و در بیمارستان بستری شدند. سال بعدش هم فوت کردند. خیلی قشنگ مرد. اول ماه رجب سال 1363 یعنی 14 اسفند، خانه اخوی کوچکم بودند. صبح بیدار شده بودند نماز اول وقت و دعا را خوانده بودند، اخوی می‌گفت دیدیم حاج آقا رنگ و رویشان پریده، به بیمارستان جرجانی رفته بودند. دکترا آمدند و نوار قلب گرفتند و دیدند حالش بد نیست. بعد همانطور که روی تخت بودند گفته بود، پای من را رو به قبله دراز کنید. بعد می‌خوابند چشم‌هایشان را می‌بندند. پرستارها شیون می‌کردند و می‌گفتند کسی را ندیدیم که آنقدر قشنگ بمیرد. همانطور که می‌خندید و صحبت می‌کرد گفت پای من را رو به قبله دراز کنید.


مرضیه ناظم، دختر حاج اکبر ناظم:

روایت‌هایی از مریضی و شفایافتن من مطرح می‌شود، من هرآنچه درخصوص این اتفاق بوده را از مادر و برادرانم شنیدم. مادرم می‌گفت یک ماهی بود که مریض بودی و هرچه حکیم و دوا می‌کردیم فایده نداشت. تا اینکه یک‌ روز ظهر که پدرت درحال رفتن به بازار بود، یک لحظه دیدیم که سیاهی چشم‌هایت رفت و سفید شد، صورتت سفید و رنگ‌پریده شد. می‌گفت با اینکه به پدرت نشانت دادیم ولی خیلی راحت برخورد کرد و گفت عیبی ندارد، عبا را روی دوشش انداخت و به بازار رفتند. پدرم در بازار بالای چهارپایه می‌رود و‌ به حضرت اباالفضل می‌گوید از شما مرده زنده کردن از ما نوحه خواندن. بعد روضه حضرت عباس را می‌خواند. مادربزرگم آن زمان منزل ما بوده، ایشان تعریف می‌کرد که بعد از اینکه پدرت به بازار رفت و دقایقی گذشت، دیدم در حال تکان خوردن هستی، به مادرت گفتم نگاه کن بچه تکان می‌خورد.

پدرم هم بعد از روضه خواندن کسی را به منزل می‌فرستد که حال من را جویا شود و وقتی متوجه می‌شوند که من خوب شده‌ام و خبر به بازار می‌رسد همه به سمت خانه ما سرازیر می‌شوند، مادرم می‌گفت خانه قیامت شده بود.

این روایتی‌ است که مادرم که الان هم در قید حیات هستند برای من تعریف کردند، ولی خب متاسفانه روایاتی از این ماجرا بیان شده است که مثلا 10 ساله بوده، مرده بوده و...که هیچ‌کدام درست نیست. اصل روایت همین است که خود من برایتان تعریف کردم. من با همین حس نظرکردگی بزرگ شدم. همه خواهران و برادرانم و حتی فرزندان ما هم با عشق به امام حسین(ع) بزرگ شدند. هیچ کدام‌شان برای ارباب کم نمی‌گذارند، آن هم در شرایطی که همه چیز ریا و ناخالصی شده است.

زمان ما خاطرم هست یک‌ماه مانده به محرم همه به خانه ما می‌آمدند، نوحه‌خوانی می‌کردند، از هفتم محرم حال حاج آقا منقلب بود، لباس عربی می‌پوشید و پای‌برهنه در این بازار راه می‌رفت، فرقی نمی‌کرد برف و باران باشد، گرم باشد یا سرد، این عادت‌شان ترک نمی‌شد. با حال نزاری این روزها را می‌گذراند، اسم ارباب می‌آمد، ابر بهار می‌شد و اشک می‌ریخت.

من حتی معتقدم پدرم می‌دیدند و می‌خواندند. یک‌روز بالای چهارپایه نوحه‌شان را فراموش کرده بودند بلافاصله چشمشان را می‌بندند و یکباره شروع می‌کنند به خواندن.

خلاصه اینکه آبروی پدرمان و آبروی ما از آبروی اهل‌بیت  و امام حسین(ع) است. هرچه داریم از محبت اهل‌بیت است. حتی یکبار دیگر امیرالمومنین هم من را شفا داد. چندسال پیش مریضی سختی داشتم، از بیمارستان که به خانه آمدم، گفتم خدایا اگر می‌خواهی من را ببری ببر ولی زیر دست نامحرم نینداز. شب خواب دیدم که حاج آقا را در خواب دیدم، کنارشان هم مولا امیرالمومنین ایستاده بودند. خواب دیدم که چهار دست‌وپا از اتاق بیرون آمدم و عبای مولا را گرفتم، از خواب پریدم و به بدنم دست کشیدم دیدم آرام است، اصلا انگار نه انگار که مریض هستم.

پدرم را روز عاشورا بیهوش به خانه می‌آوردند، شب شام غریبان در خانه ما اصلا برق روشن نمی‌کردیم ولی محرم همین امسال در تلویزیون مداحی را نشان می‌داد که بیشتر از مداحی تئاتر بازی می‌کرد. امام حسین(ع) برایشان محل پول درآوردن شده است. در همین حسینیه قنات‌آباد که بابای من بنیانگذار آن بود افرادی هستند که چشم دیدن پدر من را ندارند. عکس پدرم را برداشتند. ما ناراحت نیستیم که چرا عکس را برداشتند، ناراحتیم چون دستگاه امام حسین(ع) جای بخل، کینه و حسد نیست. عکس حذف شود، اسم و نام حاج آقا که از دل‌ها نمی‌رود.

پدرم عزت و آبروی ما بود. الان هم به این صداوسیما توصیه می‌کنیم به جای این مراسم‌هایی که نشان می‌دهد به بازار و هیئت قدیمی برود، پدرم همیشه می‌گفت این کرکره‌ها قیمت دارد.

 

رضا رستگار، از آشنایان خانوادگی حاج ناظم:‌

حاج آقای ناظم از شاگردان اول کلاس درس عاشورا و اباعبدالله الحسین است. اکبر ناظم این پیرغلام مکتب عاشورا، در تمام زندگی خود لحظه‌ای از مرام امام حسین(ع) دست نکشید و سعی کرد که در تمام کارهای خود امام حسین(ع) را به یاد بیاورد. امام حسین(ع)، برای مرحوم ناظم یک عشق بود و او حاضر بود تمام زندگی خود  را برای این عشق بگذارد.

اهل بیت (ع) نیز پاداش این همه محبت این نوکر خود را دادند و من بارها و بارها شاهد عنایت اهل بیت به مرحوم ناظم بودم. روزی ایشان در حال عبور از بازار بودند که به یکی از اهالی بازار که با حالتی گرفته در جلو مغازه خود نشسته بود، فرمودند اگر می‌خواهی مشکلت حل شود، رو به حرم سه بار بگو یا اباعبدالله، که ان‌شاالله مشکل کارت حل شود. این بنده خدا می‌گفت که من فراموش کردم و ناگهان بعد از نماز مغرب یاد حرف ناظم افتادم و این کار را انجام دادم و همان لحظه کسی در خانه را زد و مشکل من را حل کرد. این نشان دهنده بزرگی این فرد بود. همانطور که عرض کردم ناظم از شاگرد اول‌های مکتب امام حسین(ع) است. ویژگی دیگر ایشان به ویژه در مراسم عزاداری رعایت ادب و اخلاق بود. ایشان کوچک و بزرگ را به یک شکل میدید و هیچ‌گاه بین نوکرهای امام حسین(ع) فرق نمی‌گذاشت که این اخلاق او، برگرفته از مرام امام حسین(ع) بوده است. دنیا دیگر کمتر کسی همچون حاج اکبر ناظم به خود خواهد دید

منبع: عقیق

بالاخره تلویزیون «ساز» نشان داد

یک گروه موسیقی برای اولین بار در شبکه یک سیما و برنامه صبح بخیر ایران، سازهای خود را به روی صحنه آوردند.
شبکه یک بر خلاف انتظار مخاطبین، حین اجرای موسیقی، نوازندگان را سانسور نکرد و تصویر اعضای گروه را همراه با سازهایشان در این برنامه پخش کرد.
پیش از این تلویزیون به طرق مختلف اجرای خوانندگان را بدون نمایش گروه نوازندگان و سازها پخش می‌کرد که طی هفته‌های اخیر هم هنرمندانی همچون همایون شجریان، حسین علیزاده و علیرضا قربانی در مصاحبه‌هایی در این زمینه گلایه‌هایی کرده بودند.

              
                                     گروه موسیقی آوای پارسیان در برنامه صبح به خیر ایران
منبع : شبستان

امام علي - عليه السّلام - شنيد مردي طنبور مي نوازد، وي را از اين كار منع كرد و طنبورش را شكست و از وي خواست كه توبه كند او هم توبه كرد، سپس به او فرمود: آيا مي داني هنگامي كه طنبور نواخته مي شود چه مي گويد؟ عرض كرد جانشين رسول خدا - صلي الله عليه و آله - داناتر است. حضرت فرمود: مي گويد: بزودي پشيمان مي شوي، به زودي پشيمان مي شوي اي صاحب من! به زودي داخل جهنم مي گردي اي نوازنده من! مستدرك الوسائل، ج 13، ص 220
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: زماني كه در خانه كسي به وسيله موسيقي زنان و مردان گرد هم آيند ، شيطان نَفَسي شيطاني در او مي دمد كه بعد از آن غيرت را از دست مي دهد.

وسايل الشيعه ،ج 12، ص 232